یه عاشقانه ساده (درباره جادوی جزیره بل ساخته راب راینر)

بهره گیری از عناصر خیلی ساده و در عین حال متناسب با بافت و فضای لحنی که راب راینر در این فیلم جمع و جور به کار گرفته است، مهم ترین ویژگی جادوی جزیره بل است. داستان فیلم واجد هیچ اتفاق خاص و پرجلوه ای نیست و صرفا به موقعیت روزمره داستان نویسی سالخورده به نام مونته اشاره دارد که پس از مرگ همسرش کار نوشتن را کنار گذاشته و با روحیه ای افسرده، تابستانی را در جزیره ای کوچک می گذراند. معاشرت با خانواده ای دوست داشتنی، به تدریج تحولاتی را در او و اعضای آن خانواده به وجود می آورد که منجر به بروز موقعیت هایی بهتر می شود. اصل این داستان که البته کلیشه ای است، اما در تار و پود آن، المان هایی مرنبط و موزون تنیده شده اند که حاصل کار را تماشایی کرده اند. مراوده مونته با ساکنان و فضاهای شهرستان، مانند جوان عقب مانده ای که ادای خرگوش ها را درمی آورد و دختربچه ای که دلبسته داستان نویسی است و مغازه داری که تنقلات بی مزه اش واکنش مونته را در پی دارد و حتی سگ تنبلی که آموزش های مونته را جدی نمی گیرد، همگی در پیکره روایت، نقش موثری ایفا می کنند تا بروز تحول در قهرمان داستان شکلی ملموس داشته باشد و حس عاطفی اش به بیوه جوانی که در مجاورت منزل او زندگی می کند، فارغ از تصنع های متداول شکل گیرد. فیلم در واقع عاشقانه ای ساده است که در عین داشتن ایده های محتوایی اخلاقی، در ورطه شعار نمی افتد و لحن طنزآمیز خود را کم و بیش در اغلب سکانس ها حفظ می کند که البته در اواخر اثر تا حدی این تداوم مخدوش می شود . شاید یکی از دلنشین ترین ایده های فیلم، ستایش از عنصر تخیل در آفرینش داستان باشد که جدا از آن که به عنوان یکی از موارد آموزش مونته به دخترک دانش آموز در قصه فیلم مطرح می شود، در کلیت درام نیز متبلور است و به مثابه مهم ترین عامل در بازگشت مونته به حال و هوای کار و زندگی و عشق بروز می یابد. در واقع تخیل دراماتیک، موهبتی است که نه فقط شخصیت اصلی داستان را به واقعیت زندگی برمی گرداند؛ که وضعیت روحی اغلب آدم های داستان را هم بهبود می بخشد؛ جادویی که دیگر غیرقابل دسترس و فانتزی نیست و می توان در هر موقعیت بغرنجی از معجزه اش بهره برد.

مطلب بالا در شماره اخیر ماهنامه 24 درج شده است.

/ 7 نظر / 5 بازدید
دامون قنبرزاده

باز هم سلام آقای دانش. طبق معمول باز هم مزاحم شدم سئوالی داشتم: این یادداشت های کوتاهی که در سایت مجله ی "فیلم" درباره ی فیلم ها نوشته می شود ( شما چند خطی درباره ی "عشق" نوشته اید یا آقای گلمکانی چند خطی درباره ی فیلمی دیگر ) صرفاً برای سایتِ مجله هستند؟ در خودِ "فیلم" با جاهای دیگری به چاپ نخواهند رسید؟

رضا

این فیلم را دیدهام. داستان لطیفی دارد.

محمود شکیبا

آقای دانش متلک های آبدار امیر پوریا در مجله 24 به فراستی و امیر قادری رو خوندید؟فکر نمی کنید کسی که اینجوری با متلک راجب همکاراش حکم صادر می کنه خودش بیشتر لایق "زرشک زرین" باشه؟

محمود شکیبا

بله آقای دانش منظورم این نبود که اظهار نظر کنید.به هر حال همکارید.فقط میخاستم ببینم دیدید یا نه

كمال سعيدي

آقاي دانش ، بين سينماي فرهادي و ايناريتو چقدر از نظر شما شباهت وجود داره؟ كدوم ازين دوتا رو بيشتر مي پسنديد؟ من خودم 21گرم رو خيلي خيلي بيشتر از درباره الي يا جدايي دوست دارم و فكر ميكنم مايلها اين فيلم ها باهم فاصله دارند ولي بازهم يه وجه اشتراكهايي بينشون هست ، نيست؟

روزبه شريفيان

استاد شما در مورد حسين اميني نوشته بوديد كه اقتباسهايش اقتباس آزاد است يك اقتباس چه زماني و تا چه حدي از وفا داري به اصل يك داستان اقتباس آزاد است ؟ بر اساس داستاني از ... برداشت آزادي از ... با نگاهي به داستان ... خب اگر يك نويسنده اقتباس كننده بيايد و رفتار يك شخصيت را تغيير دهد قسمتهايي از اتفاقات داستان هم به تبعيت از تغيير شخصيت تغيير بدهد اينجا ديگر دارد داستان خودش را مينويسد پس اقتباس چه معنايي ميتواند داشته باشد البته اگر پاسخش طولاني است قبلا پوزش ميخواهم ممنون

رضا

سلام جناب چرا فیلمنگار با کاهانی مصاحبه نکرده؟