به من توهین می شود، پس هستم! (درباره حواشی مجموعه در حاشیه)

مجموعه تلویزیونی در حاشیه، بار دیگر حاشیه‌هایی را که هر از چند گاهی در برابر تمرکز فیلم یا سریالی روی قشر و یا صنفی مشخص شکل می‌گیرد بازآفرید. تماشای دقیقه‌هایی از این سریال که مشکلات جدی آثار اخیر مدیری را (از جمله تکرار شوخی‌هایی مکرر در ریتمی ملال آور) دربرداشت، کفایت می‌کرد تا از خیر دیدن کل آن بگذرم. اما این یادداشت نقد برنامه‌ای تلویزیونی نیست، بلکه اشاره به آسیبی فرهنگی/اجتماعی است که در میان تعداد زیادی از مردم ما به ویژه در قالب‌های گروهیِ قومی و صنفی و ایدئولوژیک در مواجهه با سینما و تلویزیون (و البته مواردی دیگر همچون کاریکاتور و مقاله و اظهار نظر و...) وجود دارد: آفت تعمیم دهی از یک سو و اشتیاق توهین پنداری از سوی دیگر. متأسفم که بهانه اشاره به چنین بیماری اجتماعی‌ای، سریالی ضعیف است، اما هر چقدر اثر مدیری نازل و پیش پاافتاده باشد، غائله‌های شکایت کشی گروه‌هایی از پزشکان (و اخیرا وکیلان) به مراتب مبتذل‌تر می‌نماید.

موارد پرشماری در پیشینه‌های تاریخ و فرهنگ و حکومت و اقتصاد و باورهای اجتماعی دست به دست هم داده است تا در بسیاری از پیکره‌های گروهی جامعه ما، تشخص هویتی، نه با اثبات و ایجاب، بلکه با توهم توهین شدگی و تهاجم یافتگی، اعتبار پیدا کند. بسیاری از مردمان و حتی گروه‌های مرجع ایشان، ناخواسته میل فراوان دارند تا از طرف جایی به ایشان توهین شود و سپس با فریاد تظلم خواهی و اعتراض علیه آن توهین، مراتب اعتباری و هویتی خود را به اثبات رسانند. بسیاری از ما دربه در دنبال این هستیم که اثبات کنیم کسی به ما و هنجار‌ها و منافع گروهیمان، توهین یا حمله کرده است؛ آن‌گاه با نمایش تورم رگ گردن، حمیت گروهی خود را فریاد می‌زنیم و خیالمان راحت می‌شود که چقدر مهم هستیم. تعصب، خودبرتربینی، عدم اعتماد به نفس، فقدان اعتماد اجتماعی، و از همه مهم‌تر ضعف شدید در بینش اجتماعی و فرهنگی، به این جریان منحط بیشتر دامن زده است. گمان نبریم که در جریان غائله اخیر، چون بخشی از پزشکان معترض بوده‌اند، پس موضوع به علم و دانش و بینش مربوط است. تخصص یک پزشک، در‌‌ همان محدوده‌های بیولوژیک معتبر است و هرگز منجر به اعتبار در زمینه‌های دیگر همچون بینش درست اجتماعی و یا تشخیص مراتب متعالی فرهنگی نمی‌شود؛ مگر آنکه شاخه‌های دیگری غیر از تخصص آکادمیکش را به شکل جدی دنبال کرده باشد. نگارنده در میان آشنایانش، دکتر‌ها و مهندس‌هایی بسیار باسواد را سراغ دارد که از ساحت هنر، کمترین بهره ذائقه‌ای و سلیقه‌ای را برده‌اند و درک بصریشان از هنر، سقفی همچون حریم سلطان و ویکتوریا و فاطما گل را تشکیل می‌دهد و بینش اجتماعیشان در‌‌ همان حد «کار، کار اینگیلیسا است» خلاصه می‌شود. اینکه برخی پزشکان خود را گروه بر‌تر جامعه می‌انگارند، با همین اعتراض‌های نازل که حاکی از فقدان تشخیصشان در تفاوت جزء و کل و مثال و نماد و نمود و طنز و شوخی و... است، نشان داده‌اند به مراتب از مثلا صنف کارمندان که بار‌ها در کارهای همین مهران مدیری مورد شوخی‌های گزنده‌تر قرار گرفته‌اند، بینش فرهنگی و اجتماعی نازل تری دارند. درک هنری، ربط چندانی به شغل و سواد و شأن ندارد و از این حیث، پزشک و معلم و کاسب و رفتگر و سیاستمدار و روحانی و نقاش ساختمان، کم و بیش، در یک رده مساوی‌اند؛ مگر خودشان به واسطه مطالعه و علاقه‌های شخصی در افزایش درکشان کوشیده باشند.

به نظر می‌رسد به جای آنکه به شکل مصداقی از سریال یا فیلم یا داستان یا تئاتری بخواهیم به هزار قسم و آیه دفاع کنیم که درصدد توهین به کسی نبوده است، متولیان اجتماعی و فرهنگی در درمان این بیماری اجتماعی باید کوشش بیش تری نشان دهند. این قصه هم عقبه پررنگی دارد و هم سری دراز و متعلق به دیروز و امروز نیست و باز هم به کمترین حس توهین یابی‌ای، در آینده تکرار خواهد شد.

یادداشت بالا در ماهنامه سینمایی فیلم درج شده است.

/ 15 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وارسته

«بسیاری از مردمان و حتی گروه‌های مرجع ایشان، ناخواسته میل فراوان دارند تا از طرف جایی به ایشان توهین شود و سپس با فریاد تظلم خواهی و اعتراض علیه آن توهین، مراتب اعتباری و هویتی خود را به اثبات رسانند. بسیاری از ما دربه در دنبال این هستیم که اثبات کنیم کسی به ما و هنجار‌ها و منافع گروهیمان، توهین یا حمله کرده است؛ آن‌گاه با نمایش تورم رگ گردن، حمیت گروهی خود را فریاد می‌زنیم و خیالمان راحت می‌شود که چقدر مهم هستیم. تعصب، خودبرتربینی، عدم اعتماد به نفس، فقدان اعتماد اجتماعی، و از همه مهم‌تر ضعف شدید در بینش اجتماعی و فرهنگی، به این جریان منحط بیشتر دامن زده است» جان مطلب همین چند خط است که دقیقا می توان در خیلی از نمودهای مشخص دیگر هم دیدشان. آفرین آقای دانش عزیز.

قهرمانی

سلام استاد. مرسی از نوشته های خوبتون. به نظر شماعلت افت فاحش آثار مدیری تاچه حد به جدا شدن از پیمان قاسم خانی ربط داره؟ اگر امکانش هست اثررو از نظر فنی هم نقد کنید.باتشکر

ali

سلام با توجه به اینکه میدونم قبل هم مطلبی در مورد سیاه نمایی نوشتید جا داره این سوال رو بپرسم که دغدغه شما هم هست.گروه مخالفین با نمایش گذشتن نکات منفی جامعه دلیل مخالفت خودشون رو اینگونه ابراز میکنن که اولا چرا هرسال یک سیل عظیم در مورد یک موضوع ملتهب در فیلم ها به نمایش گذاشته میشه و آیا اگر چطور دغدغه و حدیث نفس یک کارگردان تبدیل به دغدغه های دیگر فیلمسازان هم گذشته مثلا یکدفعه همه موضوعات میشه در مورد موضوعاتی که دغدغه جامعه نیست و در اجتماع موضوعیت نداره ثانیا وقتی یک مساله در میان مردم کم رنگ هست و کم دیده میشه چرا باید فیلمسازان بیان و در مورد این سخن بگن چون اصلا دغدغه مردم نیست و اگر منفی باشه ممکنه روی مخاطب تاثیر مخرب بذاره و فکر کنه این مشکل در واقع همه گیز هست و خودش رو من باب خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو کنه و از این اقوال حالا میخوام نظر شما رو هم در این مورد بدونم.باتشکر

ali

مخالفین بیشتر از منظر روانشناسی مخاطب با این گونه فیلم ها مواجه میشن میخوان این رو بگن که وقتی یک مساله ای که در واغ مضمون ملتهب داره ولی مردم خیلی درگیرش نیستن باعث میشه که مخاطب گمان بد کنه و فکر کنه که این خیلی همه گیر هست و درواقع این تاثیر منقی سبب بشه که در ناخودآگاهش بمونه و وقتی بییننده میبینه این همه در مورد تم هایی صحبت میشه در فیلم ها که خیلی واقعیت بیرونی نداره خودش رو میخواد همرنگ جماعت کنه و مرعوب میشه

ali

موضوعی مثل خیانت و امثالهم البته ممکنه بگین خیانت رو خیلی باهاش دست و پنجه نرم کردن اما شما خودتون موضوعات مشابه رو در نظر بگیرین که جامعه کم باهاش سروکارد داره و جز شذوذات هست نه اینکه در جامعه درگیر این نوع داستان ها نیستن ولی لااقل میشه گفت که گاها یک موضوع کم رنگ رو بزرگ جلوه دادن و زوم کردن بر روی اون نتیجه معکوس میده و برای تماشاچی همان اتفاقی رقم میزنه که گفتم یعنی مفاهیم منفی که جامعه خیلی کم باهاش دست و پنجه نرم میکنه اگر مطرح بشه باعث میشه که عده ای که این رو نمیدونستن هم اگاه بشن و بر موج سوار بشن یک نوع درواقع قبح شکنی میشه

ali

مگه چند در صد از مردم دغدشون تغییر جنسیت هست و دغدغه تجاوز پدر به دختر و اینها هست میدونید که در جامعه درصد کمی از مردم درگیر این مسائل هستند ممکنه بگین خب کارگردان داره حدیث نفس میکنه و دغدغه اش رو بیان میکنه این اشکال هم نداره ولی وقتی این دغدغه متکثر میشه و کارگردان های دیگه هم مطرحش میکنن این دیگه به جز بزرگنمایی چیز دیگه نیست بیان یک دغدغه شاذ توسط چند کارگردان؟!!!

ali

استدلال های شما رو تا حدودی پذیرفتم اما ای کاش از این جمله استفاده نمیکردین که باید برای حداقل شعور رو برای مردم قائل شد ولی مگه ایرادی داره که مردم رو در برخی از موارد نااگاه بدونیم حتی ساده انگاراته تفکراتشون رو تعریف کنیم؟چه ایرادی داره از مردم انتقاد بشه همیشه در مقابل این انتقادها شما و دیگران سریع مردم رو سپر قرار میدین که آقا مردن میفهمند و آگاهند و از این هندوانه زیر بغل گذاشتن ها که یک نوع رویکرد پوپولیستی هست به گمان همیشه وقتی ایرادی از مردم گرفته میشه سریع شروع میکنن به تعریف از مردم که مردم میدانند و همه چیزشون خوبه این کار و میکنن که به مردم باج بدن و مردم هم از اونها تعریف کنن جبهه گیری پشت مردم به گمان من باید به مردم هم انتقاد کرد و اینقدر براشون اعتبار بیش از حد هنگام خطا قائل نشیم.باید در نوع مواجهمون با مردم یک دگردیسی صورت بدیم دگردیسی که ممکنه به مذاق پوپولیست ها خوش نیاد الان اکثر اقشار دیدشون نسبت به مردم عوام زده و فریبکارنه است مدل باج دادن!!!

ali

شما به این پاسخ ندادین که چطور یک دغدغه ای نمود بیرونی کمی در جامعه داره یهو تبدیل میشه دغدغه چندین کارگردان؟!!خب وقتی این اتفاق میفته باید بقیه فیلم ها رو در واقع حذف کرد و زیر ممیزی برد تا مخاطب با این سیل یک دغدغه مواجه نشه.اما در مورد شعور برای شان اجتماعی مردم باید بگم که حتی به این به اصطلاح دانش برخی از مردم هم باید شک کرد چون به شدت سطحی نگر هستند لطفا این همه اعتبار برای این نوع مردم قائل نشدین چون باز هم تبدیل میشه به همون گرایش باج دادن به مردم و جبهه گیری پش اونها آیا امثال شما قدرت این رو دارید که به مردم انتقاد کنید یا جمعیت زیاد شما رو مرعوب میکنه؟؟؟!!! جرات نقادی انسان در برابر قاطبه مردم هست که تجلی میکنه اینکه یه قشر کوچک و خاص رو ازش انتقاد یا نقد میکنید که هنر و جرات نیست.خلط بحث هم نیست این مردم گرایی افراطی گریبان گیر نه تنها منتقدان بلکه گریبان گیر برخی از دین مداران هم شده

فربد

علی ٰآقا حالت خوبه؟ اصلا تا حالا مطلب های قبلی آقای دانش رو خوندی؟ می دونی یکی از جدی ترین منتقدهایی که تا حالا علیه پوپولیسم مطلب های متعدد نوشته و از ضعف فرهنگی شدید مردم ایران سخن گفته آقای دانش هست؟ می دونی سردمدار حمله علیه یکی از کثیف ترین فیلم های پوپولیستی سینمای ایران یعنی سینمای ده نمکی آقای دانش هست؟ مرد حسابی آخه بد بودن پوپولیسم منافاتی با این نداره که مردم رو از دانستن حقوق طبیعی شون محروم کنیم. معلومه که اصلا معنی پوپولیسم رو نمی دونی و فکر می کنی هر چی به مردم منسوبه اسمش پوپولیسمه!

ali

لازم به ذکر است که پوپولیسم فرهنگی مد نظر من بود نه آن مفهومی که در ادبیات سیاسی ازش برداشت میشه و به مطالب قبلی آقای دانش هم کاری ندارم من در اون جمله که ایشون گفتند برای مردم حداقل شعور رو برای مردم قائل شد این حرف رو زدم چون به نظرم مردم گاهی اوقات همین شعور نسبی رو هم ندارن و هیچ تضمینی هم وجود نداره که این شعور رو داشته باشن باید هر احتمالی رو مفروض گرفت، عوام یک طیف فکری مشخص رو دنبال نمیکنن که بخوایم همه رو یک طور بدونیم بنابراین بهتره این عدم شعور رو لااقل برای بخشی از مردم در نظر بگیریم.آقای دانش اون موضوعاتی رو که من گفتم نکات منفی داره و نمود کمی داره رو فراموش کنید شما فرض کنید یک موضوع منفی که جامعه خیلی درگیرش نیست(به غیر از این مثال هایی که قبلا زدم) رو به یکباره مساله و دغدغه چندین کارگردان بشه و در موردش چندین فیلم بسازن باز هم ایراد نداره از نظر شما ؟به عنوان مثال یک موضوع کاملا متروک و شاذ.در ضمن ببخشید باز هم کامنت میذارم چون فرموده بودین که تمایلی به ادامه بحث ندارید ولی کامنت این دوست عزیز رو که دیدم گفتم این رو هم بیان کنم.باتشکر از شما