درباره فیلم مردمی شبیه یه ما

از فیلمنامه نویس کارهای علمی تخیلی ای همچون پیشتازان فضا و فرینج و ترانسفورمرز، بعید به نظر می رسید در اولین تجربه کارگردانی سینمایی اش، کمدی  رمانتیک چنین گرم و گیرا در حوزه مناسبات خانوادگی بسازد. فیلم اگرچه درگیر بازی با یک سری کلیشه آشنا است، اما نقطه قوتش آن است که قواعد بازی در آن به خوبی رعایت شده و روابط بین آدم ها و تنش های موقعیتی شان ملموس و متقاعدکننده است و با در نظرگرفته شدن چیدمان درست نقاط عطف و گره ها در مراحل سه پرده ای فیلمنامه، ریتم متناسب و قابل تعقیبی برایش ترسیم شده است.

ابعاد کمدی فیلم عمدتا ناظر به موقعیت جفنگی است که برای شخصیت اصلی داستان فیلم، سام، به وجود آمده است: درست در وسط بحران شدید شغلی اش، خبر فوت پدری که سال ها با او قهر بوده از راه می رسد و حالا باید در بدترین وضع فکری و روحی، سنت های خانوادگی را هم رعایت کند. قابل حدس است که این حادثه در نهایت منجر به بهبود روابط او با خانواده ای که ازشان بریده است خواهد شد؛ همین طور هم هست، اما نه با مراوداتی متداول بین او و مثلا مادرش؛ بلکه به وسیله حضور ناگهانی زنی جوان (فرانکی) با شغلی نازل همراه یا پسربچه شیطانش که باقیمانده ثبات روحی سام را هم در هم می ریزد. در ابتدا باز حدس می زنیم که قرار است بین سام و فرانکی مناسباتی عاطفی برقرار شود؛ که البته چنین هم هست، اما نه از آن نوع که حدس می زدیم، چرا که سام درمی یابد فرانکی خواهر ناتنی اش است و او حالا وظیفه دارد در حکم برادر، پرداخت ارث و نگهداری و مواظبت از او و خواهرزاده اش را بی آن که خودشان وقوفی به این نسبت نسبی داشته باشند، انجام دهد. بدین ترتیب فضای داستان در سه جهت کمیک (موقعیت متضاد سام)، دراماتیک (تردید برای دادن پول ارث به فرانکی در شرایطی که خودش هم با بحران مالی رو به رو است) و رمانتیک (نیاز عاطفی ای که سام به یک خواهر و خواهرزاده پیدا می کند) پیش می رود و تعادل خوبی هم بین این سه روند برقرار می شود.

کلیشه این جور فیلم ها معمولا پایان خوش است. کورتزمن هم فیلمش را بعد از کشمکش هایی دراماتیک بین خواهر و برادر داستان با هپی اند به اتمام می رساند، اما با ایده ای فارغ از هر نوع شعار و حتی دیالوگ: تصویری محض از یک موقعیت پراحساس عاطفی که خویشتن دارانه از سانتیمانتالیسم متداول در کمدی رمانتیک ها هم فاصله دارد

مطلب بالا در ماهنامه 24 درج شده است.

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا توکلی

دفاعیه ی شما در مورد اسکار فرهادی و فیلم آرگو را خواندم و باید بگویم برایتان متاسفم که هنوز متقاعد نشده اید که اسکار چندین سال است که سیاسیت و کسانی که امسال به آرگو جایزه می دهند چرا که نتوانند سال بعد و سال های بعد بازم به آرگوها و جدایی ها اسکار بدهند. اصلا چرا هر فیلمی که راجع به کشور ما سیاهنمایی و نقد تیز دارد اسکار می گیرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!...

روزبه شريفيان

استاد با عرض معذرت خواستم ياد اوري كنم ادامه گفتگو با صافاريان را نگذاشتيد البته اگر امكانش هست لطفا گنجينه تتيس ايشان را ديده ايد ؟ نظرتان چيست ؟

مهدی حشمتی

سلام شما درباره فیلم " گذشته " فرهادی قبل از اکران نقد نوشته اید ؟ این یکی رو دیگه انتظار نداشتم ! مگه یاداشت درباره فیلم مردمی شبیه به ما نیست ؟ من کمی گیج شدم ! فیلم روند آرام و دلنشینی دارد اما به نظر من از حد متوسط بالاتر نمی رود و ایده و فکر جدیدی نیز ، در آن یافت نمی شود . ( حالا پیدا کنید پرتقال فروش را ! منظور من فیلم گذشته است یا مردمی شبیه ما ؟ )

روزبه شريفيان

استاد Catch .44(آرون هاروي -2011) را ديده ايد ؟ به نظرم تقيلدو كپي كاملي است از آثار تارنتينو مخصوصا شكل روايت داستان البته به غير از بعضي جا ها فيلم را واقعا دوست داشتم به نظرم با اينكه اسمي در نكرد و تكراري و تقليدي بودنش ولي به مراتب از بسياري فيلم ها قابل تحمل تر است

علیرضا

2 برنامه‌ی هفت با حضور شما (نقد فیلم‌های «بی‌خود و بی‌جهت» و «قاعده‌ی تصادف») رو دیده‌ام و بسیار لذت برده‌ام. تقریباً که چه عرض کنم، تحقیقاً بهترین نقدهای شفاهی این برنامه (مخصوصا نقد «بی‌خود و بی‌جهت») متعلق به شماست. بسیار لذت بردم و امیدوارم این روند ادامه داشته باشه. اکثر منتقدینی که به هفت می‌روند (+ منتقد ثابت اسبق) قواعد نقد شفاهی را کنار می‌گذارند و صرفا انبوهی از نظرهای شخصیِ فاقد اعتبار یا اثبات نشده را به سوی مخاطب شلیک می‌کنند! ولی شما در این چند برنامه اثبات کرده‌اید که می‌توان پایه و اساس نقد کتبی را با نقد شفاهی نیز تطبیق داد و نتیجه‌ای منطقی گرفت. با سپاس مجدد از شما.

علیرضا

یک سوال نسبتا متفرقه هم از حضورتون داشتم. در واقع حکم کنجکاوی دارد. آیا یک منتقد سینمایی دسترسی به مرجعی مشخص برای دیدن فیلم‌های تاریخ سینمای ایران دارد؟ یعنی آرشیوی (دولتی، مُجاز، جایی مثل مثلا کتابخانه ملی) وجود دارد که منتقدی که به فرض دنبال فیلمی از دهه‌ی 30 می‌باشد یا می‌خواهد فلان فیلم اولیه‌ی فلان کارگردان را ببیند به آن مراجعه کند؟ متشکرم.

روزبه شريفيان

بله استاد متوجه اين موضوع شدم قبلا در يادداشت جشنوارتان هم مختصر اشاراتي به ضعف هاي فيلم داشتيد همچنين در مورد شخصيت پدر در گفتگوي نقد تعدد شخصيت هميشه ريسك هاي بالاي خودش را در فيلم نامه دارد و كاملا مشخص بود كه منظورتان انتظار يك شاهكار يا فيلم فوقالعاده داشتن نيست اينجا مثل اينكه بيشتر بحث مقايسه با فيلم هاي حاضر روي پرده است بنده خدا آقاي بهزادي هم در اين مورد هم صحبت كردند فكر كنم رقابت بين 60-70 سينما با 8 سينما اصلا رقابت عادلانه اي نيست و اين اتفاقا كارشما را بيشتر شايسته تقدير ميكند يك جور از خود اعتبار خرج كردن براي ديگري است

Ebi-s

سلام آقای دانش خسته نباشید قاعده تصادف در اصفهان اکران نشده و متاسفانه ندیدم و نقد شما هم ضمیمه ی آن شد. آقای دانش برای فهم سینمای تارکوفسکی کتابی رو نمی شناسید. کتابی که زبانش سینما باشه و کمتر انشاء بنویسه. من تا حدودی از پس برگمان و بقیه مدرنیستا بر میام ولی نمی دونم با تارکوفسکی چیکار کنم. واقعا ممنون میشم