مصاحبه تکان‌دهنده و افشاگرانه من با مارتین اسکورسیسی

آقایان گردانندگان، مدیر فرهنگی و خبرنگار محترم هفته‌نامه پنجره

بعد از سلام و تعارفات معمول، درباره توضیحاتمربوط به مصاحبه با هوارد گوردون، مایلم به عنوان یک همکار مطبوعاتی نکته‌ای را با شما در میان بگذارم:
فرض کنید بنده مدعی شوم مصاحبه‌ای با مارتین اسکورسیسی انجام داده‌ام و او در طی این مصاحبه گفته است که «شما آقایان افرادی به شدت دروغگو و فریبکار هستید که برای بالا بردن میزان فروش مجله‌تان از طریق مطرح شدن در میان خیل نشریاتی که بسیار پراقبال تر از مجله شما است، یک مصاحبه جعلی با تهیه کننده‌ای آمریکایی ترتیب داده‌اید و حرف‌هایی را که مدت‌ها است لقلقه زبان طیف‌های افراطی فرهنگی در ایران است، منسوب به این بنده خدا کرده‌اید».
فرض کنید این مصاحبه مورد ادعا را من در رسانه یا نشریه‌ای درج کنم؛ مثلا همین خبرآنلاین. طبیعی‌ترین واکنش حداقلی‌ای  که شما آقایان نشان خواهید داد این است که بپرسید این مصاحبه توهین‌آمیز و سراسر دروغ مستند به چه مدرکی است؟ و البته در عین حال تلاش هم خواهید کرد که احیانا تماسی یا ارتباطی ساده با اسکورسیسی برقرار کنید که نشان دهد چنین حرف‌های نامربوطی کذب محض است. بعد از مدتی کوتاه شاید اسکورسیسی در صفحه شخصی‌اش در شبکه‌ای اجتماعی پیامی کوتاه بگذارد که «مصاحبه اخیر که به من نسبت داده شده جعلی است. من هیچ‌وقت با این کس گفت‌و‌گو نکرده‌ام». البته آگاهان می‌دانند که علت نام نبردن از آن کس (یعنی مثلا من) در فرهنگ آمریکایی و خیلی از فرهنگ‌های دیگر نوعی تحقیر است؛ یعنی این کس آن قدر برای من ناشناس است که اسمش را هم به زبان یا قلم نمی‌آورم. منتها من این لحن را تعبیر به این خواهم کرد که اسکورسیسی را بدخواهان تهدید کرده‌اند که حرفش را پس بگیرد. به هر حال در قبال این اوضاع، فرض کنید بنده مدعی شوم طی روزهای آینده سندهای محکمی در این باره ارائه خواهم کرد. در موعد مقرر سندهای من اعلام می‌شودکه شامل سه عکس از صفحاتی مجازی است: اولین عکس متعلق به سایت  اسکورسیسی است که در آن نشانی پست الکترونیکش ذکر شده است. فرض بفرمایید که من توضیح بدهم  بعد از درخواست انجام مصاحبه از طریق این نشانی، یک ای‌میل دیگر را معرفی کردند که باید با آن در تماس باشم تا گفت‌وگو انجام گیرد. فرض کنید این پست الکترونیک جدید چنین باشد: scorsesedirecter@ gmail.com و بعد من املای غلط directer  را چنین توضیح دهم که احتمالا منظورش تلفیقی از director و user  بوده است و این خیلی هم عجیب نیست. حالا دو عکس دیگر متعلق به صفحات دریافت پیام پست الکترونیک خودم است که دارد نشان می‌دهد از این ای‌میل واجد غلط املایی، تأییدات اسکورسیسی را در قبال مصاحبه کذایی‌ام دریافت داشته‌ام. البته در این بین یادآور می‌شوم که همسر اسکورسیسی یعنی هاله موریس به او در ترجمه گفتگو کمک کرده است و کاری هم به این ندارم که نام این بنده خدا هلن است و نه هاله. در عین حال بر سر مخاطب بخت‌برگشته‌ای هم که دارد هاج و واج به این اسناد قطعی و غیرقابل تردید من می‌نگرد، یادآوری اعتبار چندین و چند ساله خودم را می‌کوبم تا اگر هم خدای نکرده ذره‌ای شک گریبانش را بگیرد، موضوع مرتفع شود و یقین کامل حاصل کند که مارتین اسکورسیسی، گردانندگان مجله پنجره را دروغگو خوانده است.
همکاران محترم رسانه‌ای در مجله پنجره! اگر شما با این اسناد و توضیحات فرضی من قانع شدید که اسکورسیسی چنین مصاحبه‌ای را انجام داده است، بنده حقیر و خیلی از دیگر سینمادوستان هم با مطالعه مدارک شما قطعا متقاعد خواهیم شد که هوارد گوردون درباره حسن عباسی و دیپلمات داریوش فرهنگ و روز شیطان افخمی و کمونیست بودن شهید ثالث و حمایت همه ایرانی‌ها از حکومت‌شان و از پیش‌تعیین‌شدگی اسکار فرهادی از طریق لابی بین آرگویی‌ها با مدیران سینمای ایران و ارسال فیلم‌های تحقیرکننده به جشنواره‌های کن و برلین و شمایل خندان وزیر خارجه ایران و خیلی دیگر از نکات مهم سیاسی فرهنگی اقتصادی اجتماعی بین المللی تاریخی افاضه فیض فرموده است.

با تقدیم تعارفات متداول
مهرزاد دانش

 

مطلب بالا در خبرآنلاین درج شده است.

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دامون قنبرزاده

بعد از مدت ها، دوباره سلام این ماجرای مصاحبه که از بس خنده دار است که آدم چیزی نگوید بهتر است. حیفِ عمر، که پای چنین صحبت هایی تلف شود. اینکه احساسات درونیِ شما کمی خنک می شود، این درست، حرفی درش نیست. اما به قول آقای کسری (( مردم باهوش نیستند. )). حالا حتی من می خواهم بگویم مردم ساده لوحند و خب نمونه اش را می توانید خیلی راحت در گوشه کنار ببینید. بگذریم. حالا جدا از همه ی این حرف ها، آقا من می خواستم یک ایمیل به آقای اسکورسیزی بدهم، آدرس جی ـ میل شان صحیح است؟!!! مطمئن باشم؟!!!

ناصر

یک سوال بی ربط دارم. ببخشید. نظرتان درباره حرف های داریوش مهرجویی راجع به این منتقدها (با عرض معذرت) خر هستند چیست؟ احتمالا امسال حسابی منتقدها خدمتش خواهند رسید. نه؟

سیما

پیشنهاد می کنم مثل لغت کردانیسم که برای جعل مدرک دانشگاهی در المان گذاشته شد .برای جعل مصاحبه هم لغت پنجره ایسم یا پورصباغیسم ساخته و استفاده شود .تا متداول شده و در جامعه جا افتد!و در تاریخ ثبت شود ! باشد که ایندگان بدانند که ما چه کشیدیم از این گروه گنجشگ رنگ کنندگان قناری فروش !!!

کسری

ایا شما موافید که مردم باهوش نیستند.غیر از شما چه منتقدان دیگری به این مصاحبه واکنش دادند

فرداد

استاد دم شما گرم.اگر هر منتقد و کلا هر اهل رسانه ای همینجور فکر می کرد و میگفت اقلا پیش وجدان خودم راحت باشم جلوی خیلی از کارها گرفته می شد.

فدايي حق

آقاي باوجدان! چطور وقتي نعيمه اشراقي {...} به حضرت امام روح الله آن دروغ بي شرمانه را بست، وجدانت درد نگرفت؟ وجدانت فقط براي سوسول هايي مثل اصغر فرهادي خائن درد مي گيرد؟

فرداد

همه میدونم این نقطه چین چیه.چون اول و آخر حرف این جماعت فدایی حق همین نقطه چین هستش.از بس تو رسانه هاشون و حتی تریبون نماز جمعه به کارش بردن براشون عادی شده و از به کار بردنش هیچ احساس شرمی نمیکنن.اینها خودشون رو نماینده خدا روی زمین میدونن و همه در مقابل اینها باید خفه خون بگیرن.

نوید

استاد، واقعا متانت و ادب شما در جواب به کامنتهای توهین آمیز تحسین برانگیز است. گرچه می دانیم لاطائلات این افراد در بیانات ارزشمند شماتاثیری ندارد

الف صاحبی

با سلام به معنای واقعی کلمه"اصول گرا"و به معنای عام آن"با مرام" هستید.در برابر هر آنچه که دروغ و تخطئه و تشویش اذهان بوده است همچون مردان اصول گرای تاریخی-بیراه نیست اگر شما را با سر توماس مور همراه بدانیم- با شهامت در برابر جهل و مردم فریبی محکم ایستاده اید.گر چه با برخی نظرات سینمایی شما همسو نیستم ولی ادبیات و شیوه برخورد شما با کج اندیشان را می ستایم.

سعيد

سلام. آقاي دانش جشنواره امسال يادداشت هاي روزانه جشنواره اي تان را در وبلاگ هم مي گذاريد؟