تأثیر نقد فیلم بر مناسبات سینمایی

این که کم و کیف تأثیر نقد فیلم بر مناسبات سینمایی چیست؛ تا حد زیادی برمی گردد به هدفی که منتقد از نگارش مطلبش دارد. من شخصا وقتی یادداشتی را می نویسم، معمولا به کمترین چیزی که فکر می کنم، تأثیرش بر اوضاع و احوال سینمایی است. هدف اولیه و اصلی نگارنده از نقدنویسی، صرفا طرح حال و هوایی است که در اثر سیاحت در دنیای یک فیلم به دست آورده است و تمایل دارد آن را با دیگران هم به اشتراک بگذارد؛ فارغ از این که آن ها هم با او در این حس و حال سهیمند یا نه. حالا اگر در این میان کسانی هم نظرش را بپسندند که چه بهتر. این هدف از نقدنویسی اصلا در پی تأثیرگذاری نیست که حالا قرار باشد اندازه هایش اهمیت داشته باشند.

اما همه چنین نیستند. برخی همکاران واقعا به بازخورد محسوس و عینی آثارشان در بین مخاطبان نقد اهمیت می دهند. این مخاطبان هم این جا دو دسته می شوند: یکی خود سینماگر است که اثرش نقد شده است و دیگری هم جماعت تماشاگران هستند. در این فضا، منتقد یا به دنبال این است که نظراتش باعث شود هنر و خلاقیت سینماگر در کارهای بعدی اش ارتقا یابد و یا این که ابعاد نامکشوف و پنهان فیلم برای مخاطبان تبیین و تفسیر شود. تصور می کنم منظور طراحان پرونده سینمایی این شماره از مجله، همین باشد که یک منتقد تا چه حد می تواند سینماگر را تربیت کند و یا فرهنگ سینمایی تماشاگر را اعتلاء بخشد.

در یک نگاه اجمالی، پاسخ این مسأله منفی می نماید. خیل فیلم های نازل از یک طرف و استقبال توده مردم از این آثار از جانب دیگر، ناکامی منتقدها را در تحقق چنین هدفی نشان می دهد. این که پرفروش ترین فیلم مملکت، فاجعه ای به نام اخراجی ها باشد و این که به شکلی روزافزون سریال های منحط ریز و درشت کره ای و آمریکای لاتینی در شبکه های فارسی زبان ماهواره ای، مورد استقبال خلق الله قرار می گیرند، درست مغایر با همان هدف یادشده است. شاید انتظار بیش از این هم توهم باشد. در جامعه ای با نرخ سرانه مطالعه پایین، یک منتقد باید خیلی خوش خیال باشد که بخواهد با نوشتن چهار کلمه معدود در چهار نشریه محدود ، موج فرهنگی به راه اندازد. خود تلویزیون هم که رسما از مروجان سطحی نگری است و انتظار خارق العاده ای نباید ازش داشت و البته تنها برنامه سینمایی اش هم از قضا منتقدی را به عنوان کارشناس ثابت دارد که نظراتش در نود درصد موارد مغایر با آراء جامعه منتقدها است و بدین ترتیب برنامه مزبور با زدن نعلی وارونه، به جای تربیت سینمایی تماشاگر، اوضاع را مشوه تر و مشوش تر جلوه می دهد. الآن هم که اوضاع مدیریتی سینمایی به گونه ای شده که هر کس هر فیلم ضعیفی بسازد با پناه گرفتن در پشت سنگر و نقاب شعارهای رسمی و مد روز سیاسی، می تواند خود را در صف  اختصاص بگیران از انواع و اقسام رانت ها قرار دهد و تازه از عالم و آدم طلبکار هم باشد.

اوضاع خیلی بدی است؟ اعتراف یک منتقد به دامنه محدود تأثیر نوشته های هم صنف هایش تلخ است؟ راستش با همه این احوال بنده چنین نمی اندیشم. با این که معمولا دنبال تأثیرگذاری در نوشته هایم نیستم، اما گاهی که می پندارم جریان های منحط سینمایی دارند شکلی هژمونیک به خود می گیرند ، به عنوان یک سینمادوست ، احساسی وجدانی وادارم می سازد واکنش نشان دهم و دست کم در همین حوزه محدود نویسندگی ام، علیه شان موضع بگیرم. قاعدتا یک دست صدا ندارد؛ ولی تصور می کنم ظرف چند سال اخیر که واکنش همکاران در برابر برخی نمودهای بارز ابتذال کم و بیش هم بردار بوده است، علائمش هم به تدریج خود را نشان داده است. نمونه اش همان اخراجی ها 3 است که به رغم اکران در 100 سینمای مملکت و بهره مندی از انواع و اقسام حمایت ها، فروش واقعی اش – و نه آمارهای پردازش نشده فروشش – به مراتب کمتر از فیلم های ارزشمند اصغر فرهادی و رامبد جوان بود و خب؛ اجازه دهید بخشی از افتخار ناشی از این توفیق فرهنگی را مربوط به همگرایی جامعه منتقدها در واکنش های منفی یا مثبت به این آثار بدانیم. تأثیر نقد جماعت منتقدان در درازمدت خود را نشان می دهد؛ چرا که فرهنگ دامنه ای فکری است بر بستر زمان و البته هر چقدر تریبون ها و سیاست ها و رسانه های مخرب و ضدفرهنگی، گسترده تر باشند و امکانات فرهنگی محدودتر، مدتی هم که به زدودن نتایج این روندهای غیرفرهنگی اختصاص می یابد طولانی تر و بطئی تر خواهد شد.

در مورد سینماگران هم فکر می کنم کسانی که به کار خود اهمیت فرهنگی و فکری می دهند قاعدتا نقدها را مطالعه می کنند و اگر کسی مدعی شود که این نقدها را جدی نمی گیرد، یا دروغ می گوید و یا اصولا سینما برایش نه کالایی فرهنگی، که دکانی دو نبش به حساب می آید.

مطلب بالا در شماره 106 هفته نامه پنجره درج شده است.

/ 18 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهران دویران

1- دست روی موضوع خیلی مهمی گذاشته اید و بسیار ممنونم. 2- با دوست عزیزی که می گویند بخشی از این عدم تاثیر به جامعه منتقدین و کیفیت نقدهایشان برمیگردد کاملا موافقم. در این 15 سالی که همیشه پیگیر مطالب سینمایی مطبوعات بودم اینطور دیده ام که قاطبه منتقدین گرایش به سینمای میان مایه دارند و همیشه در برابر سینمای روشنفکرانه موضع میگیرند. تمسخر کنندگان کیارستمی (کتاب پاریس-تهران را که خوانده اید؟) و پناهی و اصلانی کم نیستند. مهرجویی را زمان ساخته شدن هامون کوبیدند اما فیلمهای عوامانه تر او مثل مهمان مامان را ستودند. از سینمای جهان ستایشگر میانمایگانی چون تارانتینو یا برتون و فینچر هستند اما کمتر به سینماگران متفاوت می پردازند ، اگر هم بپردازند پیرو مد است مثلا چند سال پیش لینچ مد روز بود حالا نیست یا دو سه سال پیش هانکه مد بود و حالا از مد افتاده! تازه مطالب خوبی هم راجع به شان ننوشته اند. 3- مطبوعات سینمایی مدتهاست افراد آکادمیک را از خود فراری داده است. مناسبات صنفی آنها را حتما شما بهتر میشناسید اما برایم جای سوال است که چرا بابک احمدی دیگر نمی نویسد ... (ادامه در کامنت بعدی)

مهران دویران

... بابک احمدی دیگر نمی نویسد و یا بزرگی چون دکتر سعید احمدی (استاد دانشکده هنرهای زیبا) که باید بگویم بهترین تحلیل گر سینمایی است که در عمرم دیده ام اصلا در نشریات سینمایی نمی نویسند (به عبارتی به همکاری دعوت نمی شوند) اما مطبوعات پر است از ریویوهای سطحی و بی خاصیت؟!! یعنی مدیران مسئول و سردبیران به تفاوت سواد این بزرگان با فلان جوان ستایش کننده سینمای هالیوود واقف نیستند؟ 4- اما لازم است از شخص شما آقای دانش عزیز - بی تعارف بگویم که من سالهاست از نقدهایتان می آموزم و به یادداشتها و ریویوهایتان اعتماد کامل دارم - و آقای سعید عقیقی تشکر کنم که نوشته هایتان به من یادآوری می کنند که نقد فیلم به معنای درستش هنوز زنده است. 5- خواهشی هم از شما داشتم. اینکه گلایه من (و قطعا بسیاری دیگر) را به مسئولین ماهنامه 24 منتقل کنید. این نشریه در هفت هشت شماره اولش بارقه امید را زنده کرد و نوآوریهای زیادی داشت و مطالبش هم بسیار پربار بود اما به مرور افت کرده و در چند شماره اخیر بی خاصیت و ناامید کننده شده. به جای نقد فیلم "کامنت" منتشر می کند! به آقای معززی نیا بگویید : ... (ادامه در کامنت بعدی)

مهران دویران

به آقای معززی نیا بگویید : این برای ما در درجه سوم اهمیت هم نیست که مهرزاد دانش یا سعید عقیقی فیلمی را دوست داشته اند یا نه یا پاشنه آشیل یا نقطه قوتش را چه می دانند؟! ما میخواهیم نقدهای موشکافانه شان را بخوانیم تا روش فیلم دیدن و تحلیل کردنمان را ارتقا ببخشیم. بخش معرفی فیلمهای خارجی هم که توسط یک نویسنده ثابت منتشر میشود بسیار سطحی و عوامانه است. چرا اینطور شد آخه؟!! اگر اینها را خودم به نشریه ایمیل کنم احتمال زیاد خوانده نمی شود اگر هم بشود مهم تلقی نمی شود! اما انتقال این پیام از طرف بسیاری از مخاطبین اولیه مجله به مسئولینش توسط شما بسیار موثرتر خواهد بود. ببخشید بابت زیاده گویی! موفق باشید

مهدی ملک زاده

بله خب،این که تلویزیون ما تو چه مرحله ای هست و استاندارد باید توش رعایت بشه که خب جای بحث و در واقع ارزش بحث نداره ... در مورد منتقد هفت هم خدا وکیلی چند مورد من اینطور یادم میاد که بدون دلیل و همین طور که میگید کلی گویی و انگ یه فیلم رو رد کرده ولی خب چیزی که فکر می کنم اتفاق نظر هم داشته باشید اینه که خب قطعا دلیلی نیست که اجتماع منتقد ها موافق باشند باهاش شما منقدین من هنرجوأم حساب نمیشم،همه ی حرفای من رو یه علامت سوال آخرش بزارید به این عنوان که از خدمتتون میپرسمشون :دی خسته نباشید...و مقسی

مهدی ملک زاده

در مورد صحبت آقای مهران در مورد افت شدید ۲۴ بسیار موافقم و منم خواهش میکنم به عنوان خواننده ی ثابت -از همون شماره ی یک- این نظراتمون رو منتقل کنید حالا من که معرفی فیلم خارجی ها رو نمیخونم و نمیدونم چور شده و دقیقا چطور بوده ولی اون قسمت که میپرسه چی دیدین این اواخر تو رو خدا برید از چار نفر آدم صاحب سلیقه بپرسین اصلا چرا از ادبیات چی های فیلم بین نمیپرسن،بهتر از چه میدونم بهاره رهنما و علی صادقی و چه میدونم اینطور اسماس که نهایتا اسم فیلمایی که دیدن،میشه بیوتیفول ایناریتو و بلک سوان! مقسی

محمود

اقای دانش باید از شما بابت نوشته هایتان تشکر کنم. با توجه به حال و روز سینمای ایران ،زیاد جای تعجب ندارد که وضع نقد در این سینما نیز به این صورت باشد.وجود فیلم های سطح پایین و وجود اشخاص حامی این فیلم ها و حضور مدیومی به اسم تلویزیون که با پخش برنامه های سطح پااین و به نوعی پرورش و شاید نشان دادن راه یکی از چند تا عوامل این وضع هستند.

محسن بینا

آقای معززی نیا در سرمقاله شماره ویژه جشنواره ماهنامه 24 وعده داده بودند که به زودی پرونده ای جهت پرداختن به بحران نقد فیلم تهیه کنند. اما چرا هنوز پس از گذشت هفت ماه این "به زودی" موعدش سر نرسیده؟! شاید یادشان رفته! خواهش می کنم به ایشان یادآوری کنید ، به نظرم در این روزها به شدت لازم است و موثر هم خواهد بود. ******** اشاره تان به برنامه هفت و منتقد ثابتش کاملا به جا بود. خوشحالم که شما رودربایستی های مرسوم همکارانتان را ندارید. به نظرم درباره این برنامه و به قول شما نعل وارو زدن هایش باید بیشتر از اینها نوشت. ********* بابت مطالب زیبایتان بسیار بسیار تشکر می کنم. شاد باشید

بهنام عسکری

سلیقه نازل مدیران و ترویج ابتذال توسط رسانه های دولتی به جای خود ، اما با عرض معذرت باید بگویم میان جامعه منتقدین سینمایی هم اتحادی نیست. در دهه 50 میلادی در فرانسه هم عده ای منتقد دور هم جمع شدند و یک دهه با نقدهایشان "تماشاچی سینما" تربیت کردند و در دهه 60 که خودشان وارد جریان فیلمسای شدند در تاریخ سینما نقطه عطف ایجاد کردند. در ایران سینمایی نویسان کارشان به گروهبندی و یارکشی و تفرقه کشیده (این را میشود از طعنه و کنایه هایی که نثار هم می کنند فهمید) ، مجلات سینمایی به چشم هوو به هم نگاه می کنند ، واقعا جهت گیری درستی هم ندارند. دنیای تصویر کاملا گرایش به سینمای تجاری و عامه پسند دارد ، فیلم گرایش به سینمای فرهنگی دارد اما در این دو سه ساله سطحی شده است ، 24 هم هنوز بین این دو گرایش معلق است و مسیرش را انتخاب نکرده. اینطوری نمی شود "تماشاگر سینمایی" تربیت کرد. به نظرم اگر فقط یک نشریه با جمع شدن دور هم عده ای منتقد باانگیزه و باسواد با هدف مبارزه با ابتذال بدون خودسانسوری و تعارف منتشر شود نتایج بسیار خوبی به بار می آورد.

علي نظري

آقاي مهرزاد دانش نازنين سلام! اينكه ميگيد نقد در درازمدت تاثير ميزاره درست. اما فكر مي كنم در دهه هاي گذشته نقد خيلي موثر بود و تاثيرش ماندگار. مثل كاري كه بابك احمدي با معرفي تاركوفسكي و برسون كرد و قشري از سينمادوستان رو به تعبير دوستمون "تربيت" كرد. يا در دهه 70 نقدهاي مجيد اسلامي در ماهنامه فيلم يا نقداي سعيد عقيقي و كاميار محسنين در "نقد سينما" خودشون برگ برنده خيلي فيلمها بودن. تاثير در فروش هم داشتن. اما الان تاثير كمتر شده و اين مستقيم به كيفيت نقد برميگرده. يه مثال بزنم. شماره اسفند 89 ماهنامه فيلم نقدي چاپ شده بود بر فيلم "برخورد خيلي نزديك" ، نويسنده احتمالا جوان با چنين جملاتي فيلم رو "نقد" كرده بود: فيلم برخورد خيلي نزديك به پاي برخورد نزديك از نوع سوم نمي رسد!!! حميدرضا پگاه در حد ريچارد درايفوس نيست!!!!! باورتون ميشه چند بار چشمامو ماليدم كه خواب نباشم و چند بار مطلب رو از شروعش خوندم تا ببينم شوخي اي چيزي در كاره يا نه؟! اين چه طرزشه ديگه؟ من نمي دونم آقاي گلمكاني در مقام سردبير چرا به چنين "نقد" هايي رضايت ميدن؟! آيا با نويسنده رودربايست

محسن مطلب‌زاده

فكر اول: "براي چه مي‌نويسم؟ به‌هرحال كساني قرار است آن را بخوانند ديگر..." به نظرم يك نقد سينمايي بايد هويتي جدا از فيلم مورد بحثش داشته باشه تا خوندنش لذت‌بخش باشه درست مثل تماشاي يك فيلم خوب