سرشت و سرنوشت (درباره فیلم دیوان محاسبات : The Adjustment Bureau)

در ارجاعات شناسنامه­ ای فیلم دیوان محاسبات، با عناوین معتبری مواجهیم: از مولف اثری که فیلم از رویش اقتباس شده ( فیلیپ کی دیک؛ مولف منابع اقتباسی فیلم­های علمی­ تخیلی مهمی همچون گزارش اقلیت اسپیلبرگ و بلید رانر ریدلی اسکات) تا خود کارگردان آن، جورج نولفی، که قبلا کار نویسندگی فیلم­نامه دوازده یار اوشن و اولتیماتوم بورن را در کارنامه­اش ثبت کرده و حالا در اولین تجربه کارگردانی­ اش به سراغ موضوعی ماورایی رفته که قرار است بحث پیچیده­ ای همچون تقدیر و جبر و اختیار را در لابه­ لای فضایی تریلر و معمایی با مایه­ های عاشقانه مطرح سازد.

در دیوان محاسبات می­توانید با بسیاری از مفاهیم آشنای دینی برخورد کنید؛ از سلسله مراتبی که فرشتگان – به مثابه کارگزاران خداوند در تعیین مقدرات هستی – در سامانه خلقت دارند تا تغییر سرنوشت آدمیان در طول اراده قادر متعال که مثلا در ادبیات متون اسلامی خودمان از آن با عنوان «بداء» یاد می­شود. حتی می­توانید ردپایی از جلوه­ های عرفانی هم در فیلم بیابید؛ مثلا کسانی که به هر دلیل بر رازی ناگفته و نامکشوف از اسرار هستی واقف شده­ اند و نتوانسته­ اند با خویشتن­ داری هضمش کنند، دچار جنونی می­ شوند که به دست همین ماموران الهی عارض می­شود؛ و یا این­که از عنصر آب و یا مقطع زمانی سحرگاه، به عنوان نکاتی یاد می­شود  که در نزدیکی بشر به برخی موقعیت­های ماورایی موثر است.

اما نکته قابل توجه این­که این مفاهیم در طول فیلم کم ­وبیش جا می­ افتند و قالب الصاقی چندانی به خود نمی­ گیرند، مگر در مواردی مانند پایان فیلم که متن نریشن، شکلی شعاری پیدا می­کند. البته لحن فیلم نیز این ظرفیت را دارد که اولا به طور مطلق ارجاعات ماورایی­ اش را به سمت حوزه مذهب نکشاند و مخاطبانی با اعتقاداتی دیگر ( مثل باور به حاکمیت موجودات فرازمینی و فضایی) نیز از آن برداشت­های منطبق با آموزه­ های خود داشته باشند؛ و ثانیا شوخی­ هایی که با عالم این کارگزاران آسمانی به عمل می­آید، فضا را برای دوری از لحن عصاقورت­ داده متداول حاکم بر کارهای معناگرایانه تا حدی مهیا می­ سازد.

دیوان محاسبات در برخی جنبه­ ها یادآور زیر آسمان برلین ( مخصوصا در مورد خستگی فرشتگان) و شهر تاریک ( در مورد دخالت­ هایی که فرازمینی­ ها در سرنوشت و سرشت آدم­ها انجام می­ دهند) و حتی گاهی به آسمان نگاه کن خودمان هم هست. فیلم البته در پاره ­ای موارد مانند عشق ناگهانی و عمیق دو شخصیت اصلی داستان مسیر متقاعدکننده ای طی نمی­ کند و به پیکره منطقی­ اش لطمه وارد می­ سازد.

مطلب بالا در چند شماره قبل ماهنامه 24 درج شده بود.

/ 17 نظر / 283 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلام. روزانه چندبار این‌جا سرمی‌زنم و صفحه٬ دوسه‌ثانیه بعد از ظهورِ مستطیلِ آبی‌رنگِ بالای صفحه‌های «مهرخرد»٬ با چندثانیه مکث٬ ظاهر می‌شود. من از ADSL استفاده می‌کنم البته. شاید مشکلِ بعضی دوستان از Dial Up بودنِ اینترنت‌شان باشد.

منوچهر ادیب

سلام آقای دانش دیشب کانال مستند یه فیلم مستند پخش کرد به اسم " سقف شیشه ای " دو نفر منتقد هم بودند " نیما حسنی نسب " و " سعید قطبی زاده" جای شما تو اون برنامه خالی بود اگر میشد شما هم تو برنامه های بعدی شرکت میکردید خوب بود راستی این آقای قطبی زاده خیلی شبیه ماست من اول فکر کردم شما هستید در ضمن من قبلن هم پرسیده بودم " چرا از جلسه نقد و بررسی اسب حیوان نجیبی است چیزی توئ وبلاگتون ننوشتید با تشکر و ممنون

روزبه جعفری

سلام آقای دانش عزیز ( بخش اول ) فیلیپ دیک از جمله نویسندگان توانایی است که هالیوود بسیار به او مدیون خواهد بود چرا که فیلمهایی مهمی در هالیوود براساس داستانهای وی ساخته شده است؛ از جمله شاهکارهای فیلیپ دیک می توان به داستان " آیا روبات ها خواب گوس1فند برقی می بینند ؟ " اشاره کرد که یکی از بهترین فیلمهای ژانر علمی تخیلی هالیوود یعنی، بلد رانر ، براساس آن ساخته شد. از دیگر داستانهای فیلیپ دیک می توان به گزارش اقلیت ( که اسپیلبرگ آن را با همین نام به فیلم تبدیل کرد ) ، ما می توانیم آن را برایتان یکجا بخاطر بیاوریم ( که براساس آن فیلم یادآوری مطلق با بازی آرنولد شوارتزنگر ساخته شده ) و یک اسکنر تاریک نگر ( فیلم-انیمیشنی با نامی مشابه از روی این داستان ساخته شد ) اشاره کرد. . دیوان محاسبات با حال و هوایی فانتزی داستانی را روایت می کند که در آن انسانها به دنبال شکل دادن به سرنوشت خود هستند و اگر آنها برای چیزهایی که دوست دارند تلاش نکنند، گرفتار اهل غیبی می شوند که آنها را به سرنوشت مجهولی هدایت خواهند کرد !. ادامه متن در کامنت دوم .

روزبه جعفری

بخش دوم : دیوان محاسبات با اینکه الهام گرفته از یکی از بهترین داستانهای فیلیپ دیک است اما به هیچ وجه نتوانسته توازن را در برگردان سینمایی آن رعایت کند و بدون شک عدم تجربه نولفی در فیلمسازی نقش بسزایی در ضعف فیلم2 داشته است . دیوان محاسبات اولین تجربه کارگردانی جورج نولفی به شمار می آید که به نظرم فیلم گاو ساخته داریوش مهرجوی هم دقیقا همین مشکل را دارد . یعنی فقط متن را به تصویر تبدیل کرده ، و در این بین فرایند سینمایی سازی آن صورت نگرفته است . در کل دیوان محاسبات فیلم بسیار آشفته و ضعیفی است .

روزبه جعفری

با سلامی دوباره آقای دانش ! نظر شما در مورد فیلم " چند کیلو خرما برای مراسم تدفین " چیست ؟ آیا نقد یا نوشته ای در مورد این فیلم نوشته اید ؟ حقیقتا فیلم به طرز شگفت آوری برایم غریب است و حتی یک کلمه در توصیف یا نقد آن نمیتوانم بگویم و بنویسم !

حمید

اینکه دوستان گفتند "بعد از ظهورِ مستطیلِ آبی‌رنگِ بالای صفحه‌های «مهرخرد»٬ با چندثانیه مکث٬ ظاهر می‌شود." عادیه.فکر میکنم دوستانی هم که در باز کردن صفحه مشکل دارند یا نتشون پرسرعت نیست یا در اون لحظه سرعتش دچار نوسان شده

ا.ن.د

خبر انحلال رسمی خانه سینما رو تو روزنامه خوندم(تا دیروز مرتب حرفش بود اما فکر می کردم باید حتما حکم قضایی وجود داشته باشه اما ظاهرا در مملکت ما خیلی به این جور چیزها نیازی نیست!!) نه صرفا به عنوان یکی از اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان خانه سینما که به عنوان یک سینما دوست از شنیدن این خبر عمیقا متاسف شدم. سوال اینجاست که ما باید فقط نظاره گر باشیم که چطور یک نهاد هجده ساله که همه دوستش داریم منحل میشه و هیچ کاری نکنیم؟!! نه اعتراضی نه نامه ای نه حرکتی!!!! انگار یه سری مسائل داره برامون عادی میشه .برامون عادی شده که حق مون ضایع بشه برامون عادی شده هر اونچه که دوست داریم رو از دست بدیم و دم نزنیم، برامون عادی شده سکوت کنیم ...

ا.ن.د

آقای دانش منظورم شخص شما نبود و کلی عرض کردم .منظور من بیشتر یک حرکت دسته جمعی هست .یعنی ما حتی حق اعتراض به این حکم ناعادلانه رو نداریم؟

ا.ن.د

فکر میکنید جشنواره بدون حضور منتقدان و اعضای خانه سینما چطور میشه؟!!! فقط اگر به قول شما این عافیت طلبی نبود...

ا.ن.د

بله اونها که همیشه هستن ،حی و حاضر و در رکاب!! اما چطور میتونن جای اینهمه "اسم" رو پر کنن؟ کلی سینماگر و کلی منتقد(تقریبا همه ی اسم و رسم دارها) عضو این نهاد هستند.