درباره سه فیلم وحشت: تطهیر، مجنون، مرده ی شریر

تطهیر The Purge

نویسنده و کارگردان: جیمز دوموناکو. بازیگران: ایتن هاوک (جیمز سَندین)، لنا هِدی (مری سندین)، مکس بارک‌هولدر (چارلی سندین). محصول ۲۰۱۳، ۸۵ دقیقه.

یک دوره‌ی دوازده ساعته در سال برای انجام هر گونه جرم و جنایت آزاد اعلام شده است. یک خانواده به دلیل همین قانون توسط یک گروه جنایتکار به گروگان گرفته شده است...

 

تطهیر از یکی از الگوهای متداول زیرژانر وحشت که عبارت از ورود یک یا چند غریبه به یک منزل برای زجرکش کردن ساکنان خانه است، پیروی می‌کند؛ روندی که در فیلم‌هایی از قبیل در پوست‌شان (جرمی پاور رجیمبال، ۲۰۱۲) و یا غریبه‌ها (برایان برتینو، ۲۰۰۸) به چشم می‌خورد. ابتدای فیلم فضای آرامی دارد اما نشانه‌هایی مانند چهره‌ی معیوب آدمک ماشینی پسربچه‌ی داستان و یا شوخی‌های دو جوان داستان که در میانه‌ی مهرورزی‌شان، ادای موجودات وحشتناک را درمی‌آورند، خبر از آتش زیر خاکستر این فضای به‌ظاهر امن می‌دهد. نکته‌ی جدیدی که در تطهیر وجود دارد، ارجاع به برخی مایه‌های فرامتنی در جامعه‌ی معاصر آمریکا است که طی آن، گفتمان جنایت و قتل در یک موقعیت انتزاعی و فارغ از نظارت‌های قانونی، تعبیر به فراغت بال و آسودگی روان و برائت نفس می‌شود. آیین تطهیر در این فیلم، نشانه‌ای است از رویکردهای پراگماتیستی آمریکایی که در تأویلی فرامتنی، می‌توان آن را به فضای سیاست خارجی این کشور هم تعمیم داد؛ این‌که چه‌گونه به منظور آرامش دادن به جهان، فراتر از قوانین و مقررات جهانی، به سلب آرامش از بخشی از جهان می‌پردازد؛ بی‌آن‌که پیامدهای ناگوار این روال و بی‌اعتمادی‌های ناشی از آن، مسئولیتی را متوجه عامل آن سازد. 

 

 

 مجنون  Maniac

کارگردان: فرانک خلفون. فیلم‌نامه:‌ الکساندر آژا، گرِگوری لُواسور؛ بر اساس فیلم‌نامه‌ی اریژینال جو اسپینِل. بازیگران:‌ نورا آرنِزِدِر (آنا)، جِنِویو الکساندرا (جسیکا)، الیجا وود (قاتل/ فرانک). محصول ۲۰۱۲، ۸۹ دقیقه.

فرانک که خاطرات آزاردهنده‌ای از دوران کودکی و مادرش دارد، در یک مغازه‌ی مانکن‌فروشی به ساختن مانکن مشغول است. اما تمایل‌های بیمارگونه‌ی او به موی سر زن‌ها باعث می‌شود به کشتن زن‌های مختلف روی بیاورد...

 

سینمادوستان ایرانی از بین فیلم‌های فرانک خلفون، بیش‌تر با فیلم پی ۲ آشنا هستند که درباره‌ی زنی گرفتار در یک پارکینگ بود که با ورود یک جوان روانی که در جایگاه نگهبان پارکینگ نشسته، اوضاعش وخیم‌تر هم می‌شد. فیلم مجنون هم درباره‌ی یک جوان روانی است که دربه‌در دنبال زن‌هایی خاص می‌گردد تا با کندن پوست سرشان و گذاشتن آن روی سر مانکن‌هایی که می‌سازد، آرامش پیدا کند. البته بر خلاف عنوان فیلم که دلالت بر بیماری مانیک شخصیت اصلی داستان دارد، طرف بیش‌تر شبیه به اسکیزوفرن‌ها است تا مانیک‌ها. ویژگی اساسی فیلم مجنون، نوع زاویه‌ی دیدش است که از آغاز تا فرجام، بر اساس نمای نقطه‌نظر کاراکتر محوری قصه شکل گرفته است و لحظه‌ای از آن تخطی نمی‌شود؛ مگر در برخی از فلاش‌بک‌ها و ذهنیت‌هایی که این شخصیت از خودش ترسیم می‌کند؛ برای همین هم مگر در لحظاتی که او خود را در آینه می‌بیند، مخاطب شمایل کاملی از چهره‌ی او در دست ندارد. فیلم غیر از این خصوصیت، نکته‌ی بارز دیگری ندارد و روال بر اساس کلیشه‌های متداول زیرژانر روانی در سینمای وحشت با مایه‌هایی از اسلشر پیش می‌رود. 

 

 

مرده‌ی شریر  Evil Dead

کارگردان: فِد آلوارز. فیلم‌نامه: ف. آلوارز، رودو سایاگِس؛ بر اساس فیلم سینمایی «مرده‌ی شریر» ساخته سام ریمی. بازیگران: جِین لِوی (میا)، شیلو فرناندز (دیوید)، لو تایلر پُچی (اریک)، جسیکا لوکاس (الیویا). محصول ۲۰۱۳، ۹۱ دقیقه.

پنج دوست به کلبه‌ای دورافتاده در یک جنگل می‌روند. آن‌ها کتابی را پیدا می‌کنند و با خواندن آن به شکلی ناخواسته شیطان باستانی‌ای که در آن جنگل خفته بود را بیدار می‌کنند...

 

یکی از همان فیلم‌های نازل و پرشمار وحشت که با موضوع حلول روحی شریر به بدن انسانی معصوم، قرار است طی ردیف کردن قیافه‌های تخریب‌شده و دشنام‌های رکیک و قطع و له شدن خونین اعضای بدن و ورود و خروج استفراغ‌های لجن‌مانند بی‌پایان از دهان آدم‌ها، مخاطب را دچار وحشت کند. این‌جا هم روح شریر وارد بدن دختری معتاد می‌شود که رفقایش در صدد ترک اعتیاد او در کلبه‌ای وسط جنگل هستند که از قضا این کلبه در قرن‌ها قبل مأوای شیطان بوده است و... فیلم فاقد هر نوع خلاقیت و نوآوری در میانه‌ی این همه کلیشه‌های مستعمل است جز این‌که جناب روح شریر رضایت به حضور در بدن یکی از پنج جوان داستان نمی‌دهد و بی‌دلیل از بدن این یکی به بدن دیگری نقل مکان می‌کند تا لابد بر شدت هیجان و غافل‌گیری تماشاگر بیفزاید؛ غافل از این‌که ماجرا بیش از آن‌که ترسناک شود، از شدت ابتذال، به مضحکه گرایش می‌یابد. 

مطلب بالا درسایت ماهنامه فیلم درج شده است.

/ 9 نظر / 7 بازدید
دامون قنبرزاده

سلام تا جایی که یادم هست، در « فیلم » به تطهیر نمره ی بالایی هم داده اید. فکر نمی کردم ارجاعات فرامتنی یک فیلم از داستانش برایتان مهم تر باشد. یعنی این فیلم را سطحی و بی مایه نمی دانید؟ هیچ انگیزه ای برای هیچ آدمی تصویر نشده. یکهو می بینید همسایه ها می ریزند سرِ خانواده ی فیلم به خاطر اینکه آن ها پولدار هستند! یکهو می بینید تصمیم مرد خانواده برای تحویل دادن مرد سیاهپوست عوض می شود. یک سری تعقیب و گریز در تاریکی خانه هم داریم که واقعاً بی معنا هستند. از سوی دیگر، برعکس « دهمین قربانی » الیو پتری که دقیقاً همین ایده را داشت، این فیلم بالاخره معلوم نمی کند هدفش چیست؟ این تطهیر خوب است یا بد؟ موافق نیستید؟

سامان

به نظرتان آیا فیلم "بشارت به شهروند هزاره سوم" هیچ نکته مثبتی دارد ؟

دامون قنبرزاده

سلام راستش این سئوال را همیشه می خواستم از شما بپرسم اما نپرسیدم: اگر صلاح می دانید، جواب بدهید. شما از کجا کارِ نقدتان را شروع کردید؟ غیر از نقد، در شاخه های دیگر هنری مثل داستان و فیلم نامه و این ها، دست داشته اید؟ هیچ وقت دوست داشته اید روزی فیلمی کارگردانی کنید یا فیلم نامه ای بنویسید؟ خیلی کنجکاوم بدانم. هر چند سئوالاتم شبیه این دختربچه های سیزده ساله شده!!! شما ببخشید. ولی دوست دارم جوابتان را بدانم.

سعید

در بعضی از سایت ها به تازگی عکس لیلا اوتادی و اصغر فرهادی را در فلورانس انداخته اند. شما اطلاعی از همکاری این دو هنرمند در پروژه بعدی فرهادی ندارید؟ (این را هم در پرانتز بگویم که واقعا حیف بازیگرهایی به این زیبایی نیست که فرهادی سراغ برنیس بژو رفته بود؟)

دامون قنبرزاده

بسیار عالی. مرسی از جوابتان. قصد هیچ نوع چاپلوسی و این حرف ها را هم ندارم ضمن اینکه اهل بالا بردنِ الکیِ اشخاص هم نیستم. خیلی رک و راست باید بگویم بهتان که بی برو برگرد منتقد مورد علاقه ی من هستید و به شدت کارهایتان را مو به مو دنبال می کنم. سال هاست که دنبال می کنم و حالا اینجا بعد از سال ها باید حرفم را علنی کنم. و تشکر به خاطر اینهمه سال تلاش برای کشف دنیاهای جدید و شناساندنش به بقیه. فقط یک کمی طنز نوشته هایتان را بیشتر کنید دیگر همه چیز عالی ست !!! ( شکلک تبسّم! )

reza

از همین عکس آخریه معلومه چه فیلم احمقانه ایه!

آرش

به آقای قنبرزاده: سلام دوست عزیز. من فیلم تطهیر را دوست داشتم و اصلا انتقادهای شما را نمی پذیرم. این که گفتید یکهو همسایه ها میریزند سر خانواده اصلا این طور نیست و همان مهربانی های اغراق شده اول کارشان نشان می دهد یکهویی در کار نیست و از قبل برنامه داشته اند. مرد خانواده هم یکهو متحول نمیشود برای سیاهپوست و مقدمه چینی شده تا این تحول در او بوجود آید. فیلم خیلی خوبی بود و شما دقت لازم را در بررسی اش نداشتید.

احسان

درود بر آقای دانش. استاد مدیریت دکتر ایوبی را بر سازمان سیمایی تا الآن چطور ارزیابی می کنید؟ مثبت بوده؟

محب ولایت

عید قربان بر شما مبارک