تکلف/بلاتکلیفی (درباره فیلم دو چهره ژانویه)

دو چهره ژانویه، به لحاظ فیلمنامه، در امتداد آثار قبلی نویسنده‌اش قرار دارد. ویژگی‌هایی از قبیل رویکرد اقتباسی، دنیای مردانه شخصیت‌ها (و اینکه شخصیت زن بیشتر برانگیزاننده موقعیت‌ها است تا کنشمندی در فضاهای دراماتیک)، مثلث‌های عاطفی، و کم حرفی آدم‌ها (هر دو مرد داستان رازهایی دارند که در آغاز پشت سکوتشان پنهان است و به تدریج از ورای کنش‌‌هایشان مشخص می‌شود) و نقش اساسی سکانس افتتاحیه در بیان موجز کلیت متن (گشت و گذار میان پلکان باستانی آکروپولیس یونان و یادآوری افسانه مینوتور و مینوس و پاسیفائه که کلید اصلی ورود به رابطه‌ای است که بعدا بین سه شخصیت اصلی داستان شکل می‌گیرد)، به عنوان مولفه‌های تقریبا همیشگی امینی در فیلمنامه‌هایش، در اینجا هم جلوه‌ای پررنگ دارد. اما در قیاس با آثار شاخصی مانند جود، تیر خلاص، و رانندگی، اثر جدید چندان قوامی ندارد و به رغم بهره گیری از رنگ و لعاب‌های تریلرهای جنایی شاخص کلاسیک همچون کارهای هیچکاک، در حد یک اثر متوسط کم و بیش خوش ساخت باقی می‌ماند. مشکل نخست فیلم، ضرباهنگ بی‌تناسب و ناهماهنگی است که اوضاع را بین دو فضای تعلیقی/موقعیتی و حادثه ای/هیجانی در نوسان و بلاتکلیفی نگه می‌دارد و همین منجر به بروز سکانس‌ها و نماهای کشدار و حتی گاه زائدی شده است که بر فیلم سنگینی می‌کند (مانند فصل طولانی تعقیب و گریز اواخر داستان که هیچ کارکرد مشخصی هم ندارد و می‌شد بسیار مختصر‌تر برگزار شود). مشکل دیگر کم توجهی به برخی انگیزه سازی‌ها است که داستان را در حفره‌هایی خالی فرو می‌برد. نمونه بارزش شخصیت کالت است که برخی رفتار‌هایش در برابر رایدال و چستر عاری از منطق مشخص شخصیتی است و نکاتی از قبیل اصراراغواگونه‌اش به رایدال برای پیاده روی، متکی به پشتوانه‌های دراماتیک قوی نیست.

نام فیلم، برگرفته از اسطوره‌ای باستانی است: ژانوس که سری با دو چهره داشت؛ یکی به جلو و دیگری به عقب می‌نگریست. قرار است این افسانه، دربرگیرنده بطن موقعیت دو مرد جوان و میانسال داستان باشد که در فراگردی فرویدی، رابطه‌ای پیچیده (والد و فرزندی، رقابت بار، محتاج به هم، و خصمانه) را برقرار می‌کنند. اما فضای فیلم، به چنین عمق معنایی‌ای نمی‌رسد و ایده‌هایی مانند اعتراف چستر در لحظات واپسین و یا نمای پایانی که در گورستان می‌گذرد و قرار است پلکانش در قرینه پلکان فصل افتتاحیه باشد تا لابد سرنوشت تراژیک آدم‌های داستان را با تراژدی‌های یونان باستان گره بزند، در سطح باقی می‌ماند.

 اولین تجربه کارگردانی امینی، هم به دلیل خلأهای جدی فیلمنامه و هم به دلیل کارگردانی پرتکلفی که کار را به بلاتکلیفی کشانده است، انتظار مخاطب آشنا به این فیلمنامه نویس شاخص را برآورده نمی‌کند.

مطلب بالا در ماهنامه 24 درج شده است.

/ 4 نظر / 70 بازدید
محسن بهبهانی

سلام. اسم اصلی و خارجی فیلم را می نیوسید؟

نیما

به مناسبت محرم مطلبی هم درباره فیلم هایی که به قیام امام حسین علیه السلام پرداخته اند بنویسید لطفا.

امین

سلام جناب دانش . یک سوال : این انجمن منتقدان شما چند عضو داره ؟ و به طور کلی آیا معیار و ملاک خاصی برای گزینش و حضور در این انجمن هست یا خیر ؟ یادمه چند وقت پیش آقای صلح جو گفته بودن خیلی از اعضای این انجمن یه سری وبلاگ نویس آماتور هستن ؟ این مطلب آیا صحت داره ؟ و آخر اینکه آیا اصولا حضور در این انجمن به غیر از اعتبار بخشی به شغل و کار منتقد ،امتیازات دیگری هم داره؟ ممنون میشم اگه پاسخ بدید

امین

شما که منو دوباره فرستادی خونه اول استاد . حقیقتش من قبلتر به این سایت سر زدم و چون دست خالی موندم پناه آوردم به دامن پر فیض شما . یعنی دریغ از یک پاسخ کوتاه ؟ [لبخند]