نقد فیلم یا نقد سینما؟

آیا کار یک منتقد فیلم، فقط نقد فیلم است؟ این پرسش در واکنش به حس انفعالی است که در برابر موارد پرشماری از رویداد‌ها و موقعیت‌های سینمایی از جانب بسیاری از منتقد‌ها مشاهده می‌شود. مواردی همچون غائله‌ای که بر سر خانه سینما رفت، تحریم اسکار در سال گذشته، ممنوعیت کاری غیر رسمی برخی از سینماگران، جنجال‌های امسال معرفی فیلم به اسکار، جلوگیری حوزه هنری از نمایش چند فیلم در سینماهای تحت مالکیتش، ماجرای استخدام وکیل فرانسوی برای محکوم کردن هالیوود، بریز و بپاش‌های بی‌حساب و کتاب برخی از نهاد‌ها و ارگان‌های سینمایی، و... از جمله بحران‌ها و یا موقعیت‌های سوال‌برانگیزی بودند که قابلیت فراوانی برای تحلیل و ریشه‌یابی داشته‌اند، اما بازتابشان در رسانه‌ها، عمدتا بر عهده همکارانی بوده است که کمتر به عنوان منتقد شناخته شده‌اند و در عین حال بار اطلاع‌رسانی داشته است تا تحلیل و نقد و واکاوی. می‌توان در برابر هر یک از موارد بالا، آمار گرفت که چند درصد مطالب منتشرشده مربوطه، متعلق به منتقد‌ها بوده است و به نتیجه‌های کم‌شماری رسید.

ممکن است برخی دوستان واکنش به مسائل روز را دون شأن خود تلقی کنند و رسالت ازلی و ابدی خود را صرفا در ارزیابی آثار هنری تعریف کرده باشند. اما به نظر نگارنده، بی‌توجهی به موارد پیرامونی و مناسبات سینمایی، می‌تواند حتی روی نفس تحلیل‌های هنری هم رفته‌رفته تأثیر منفی بگذارد. منتقدی که دوستدار فیلم خوب است و تمایلش را روی تحلیل فیلم‌های ارزشمند متمرکز کرده است، قاعدتا نمی‌تواند نسبت به کم و کیف فرایندهایی که بر ساخت فیلم خوب تأثیرگذار است بی‌تفاوت باشد و از آن‌جا که توانایی یک منتقد، در به‌کارگیری حرفه‌ای لحن متکی به واژگان و عبارات است، قاعدتا پرهیزش از نگارش مطالب تحلیلی در این باره پذیرفتنی به نظر نمی‌رسد. اینکه منتقد منتظر باشد تا مثلا فلان سایت خبری درباره فلان رویداد نظرش را در حد یکی دو جمله جویا شود، چندان مطلوب نیست، چه آنکه خود می‌تواند با عباراتی که محصول مستقیم اندیشه و ایده و اراده خودش است، خیلی بهتر و حرفه‌ای‌تر تحلیلش را عرضه کند.

منتقد‌ها صرفا مرجع و معیاری برای بررسی سکانس و زوم و نئورئالیسم و اکتورز استودیو نیستند. آن‌ها می‌توانند از بضاعت قلم و بینش خود برای اعلام موضع در برابر هر فضای سینمایی‌ای که در بهبود یا ناکامی تولید فیلم خوب موثر است بهره ببرند و در مقام وجدان بیدار مناسبات سینمایی در حوزه رسانه و پژوهش قرار گیرند و بسیار بهتر از خیل بی‌صلاحیت‌هایی که در این فضا‌ها غوغاسالاری می‌کنند ظاهر شوند. خالی کردن این میدان، به منزله راه دادن به ناشایستگان است. کار یک منتقد فیلم، علاوه بر نقد فیلم، نقد هر آْن چه هم که جلوی تولید فیلم خوب را می‌گیرد هست.

مطلب بالا در ماهنامه فیلم درج شده است.

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روزبه شريفيان

درود بر استاد دانش عزيز البته استاد بنده تصورم بر اين است كه اين نگاه و تحليل شما كه سوابق كاري پر رنگ و موثر شما از سالهاي گذشته نشان از عملگرايي تان هم دارد بيشتر ناشي از ديدگاه روشنفكري مذهبي تان است چندان بي مناسبت با اين روزها هم نيست تفكر اعتقادي شيعيان علي(ع) و معتقدان به راه حسين (ع) نه كساني كه تفكرشان محدود به عزاداري و شعار زدگي هايي است كه در شكل انحرافي اش به حماقت و سر سپردگي هاي كور و ناآگاهانه منجر ميشود بلكه آن تفكري كه مسئوليت آور است و انسانهاي آگاهي مثل شما را مجبور ميكند كه در هر جايي كه هستند به قدر توان خود در برابر آنچه ميبينند بي تفاوت نباشند راستش را بخواهيد استاد من يكي سالهاست كه تصميم گرفته ام به خودخواهي هايم برسم و در مقابل هر كه كه ميبينم در محيط كار زندگي و اجتماع بيتفاوت باشم اين جمله "به من چه مربوطه" چقدر راحت بار مسئوليت را از روي دوش آدم پايين ميآورد

alireza

از بین سریال های جدید(خارجی را عرض می کنم، نه سریال های جمهوری اسلامی!) ، چیزی دیده اید که چشمتان را بگیرد؟ شیاطین داوینچی را دیده اید؟ فکر کنم اگر ببینید خوشتان بیاید.

ناصر

البته درباره موضوعي كه گفتيد برعكسش هم وجود دارد. خيلي ها هم فقط افتاده اند دنبال مطلب نوشتن درباره اين كه شمقدري چي كار كرد و ايوبي چه گفت و خانه سينما چه شد و غيره و اصلا هم يك مورد نقد فيلم در مجموعه نوشته هايشان ديده نميشود و با كمال اعتماد به نفس هم اسم خودشان را گذاشته اند منتقد. اي كاش يك اشاره اي هم به اين ها ميكرديد تا حق مطلب كامل ادا ميشد. البته دم خودتان گرم كه انصافا هر دو جنبه را به خوبي رعايت ميكنيد در مطلب هايتان.

سعید

«فیلم «گذشته» که پیش از این به عنوان نماینده فرانسه در چند جشنواره شرکت کرده بود و چندی پیش نیز به عنوان نماینده سینمای ایران به مراسم اسکار معرفی شد، این بار به عنوان نماینده ایتالیا در جشنواره‌ آسیاپاسیفیک حضور یافته است! فیلم «گذشته» به کارگردانی اصغر فرهادی به سفارش اتحادیه اروپا و با مضمونی علیه اقلیت‌های نژادی در این قاره تولید شده است.» خب...حالا فکر کنم فوری می روی دنبال یک توجیه دیگر تا مثلا منطق معرفی فیلم از طرف ایتالیا را کشف کنی!!![زبان]

نیما

دانستن زبان انگلیسی تا چه حد برای کسی که می خواهد یک منتقد شود لازم است؟

میثم

با عرض سلام، اول اینکه به معرفی فیلمهای روز سینمای جهان(هر چند مهجور و کم سر و صدا) ادامه دهید. دوم اینکه از آنجایی که بیشتر علاقمند سینمای اجتماعی با تاثیر پذیری از واقعیتهای ملموس اما سخت به تصویر کشیدنی، هستم. مایلم نظرتان را در مورد فیلمهای پرده بسته جعفر پناهی،قصه ها ی رخشان بنی اعتماد و سینمای محمد رسول اف بدانم، همچنین مستند "پیر پسر" البته اگر موفق به دیدنشان شده اید....این روزها نه کسی طلای سرخ می سازه و نه قارچ سمی و نسل سوخته، فرهادی هم فرهادی "داستان یک شهر" نیست،فقط داستان کسانی رو روایت می کنه که بقول مانی حقیقی دوستشان نداره(طبقه متوسط).شهبازی هم وقتی زیر دین فارابی میره نتیجه مشخصه!آقای دانش لطفا فیلم اجتماعی خوب معرفی کنید. با سپاس.

ali

سلام آقای دانش منظور از فرم در سینما چیست؟آیا تکنیک هم فرم محسوب میشود؟

jalal

سلام.با شما موافقم.منتقد نباید به مسائل روز بی تفاوت باشد

اشکان افشار

درود به‌جرأت می‌تونم بگم که تنها تنها منتقدی هستید که نقدهاش رو با دقت می‌خونم و بهش اعتماد می‌کنم. این رو بدون اغراق گفتم. ما منتقدین خوب دیگری نیز داریم اما بعضی‌ها کمتر می‌نویسند و بعضی‌ها هم هم‌سلیقه‌ام نیستند. دیگرانی هم که می‌مانند که نه انصاف دارند و نه سلیقه. کاش از سریال‌های روز آمریکا هم گاهی می‌نوشتید. ممنون از شما استاد گرامی

محسن

به نظر شما آسمان زرد کم عمق رو میشه در ژانر وحشت قرار داد؟ طبیعتا نه به عنوان یک body horror یا فیلم ماورایی. بلکه به عنوان یک ساب ژانر وحشت. حالات و احوالات کاراکتر اصلی (زن) و اتمسفر فیلم و موضوعی که بیان میشود شبیه به یک فیلم وحشت یا حداقل تریلری روانشناسانه نیست؟ از این نظر میپرسم که همه منتقدین تا جایی که یادم میاد در جشنواره صرفا به عنوان فیلمی درام ازش یاد کردن. ولی توکلی به شکلی ماهرانه همه مولفه های یک فیلم ژانرمحور ترسناک/تریلر رو در دل یک درام به اصطلاح اجتماعی جا داده. دوست داشتم نظر شما رو در مورد ژانر فیلم بدونم. با تشکر از شما