مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

تاریخ و تغییر (درباره سالی دیگر مایک لی)

فیلم‌نامه سالی دیگر قالبی سهل ممتنع دارد. ظاهری ساده و راحت که به نظر می‌رسد روایتی بدون هیچ پیچیدگی خاصی را تعریف می‌کند و با مروری تقسیم‌بندی‌شده بین چهار فصل سال روی خانواده‌ای که خانه‌شان پذیرای آشنایانی است، ایده خود را پیش می‌برد. اما این سادگی، از عمق یک فرایند حساب‌شده و فکرشده شکل گرفته است. فیلم‌نامه آکنده از جزئیات هوشمندانه‌ای است که در پیکره‌ای هندسی و منظم قرار گرفته‌اند. کلیت روایت فیلم از جایی آغاز می‌شود که در انتها نیز به همان می‌رسد و به نظر می‌رسد که آن آغاز نیز تکمله ای بر یک انتهای دیگر بوده است. در ابتدای اثر با زنی افسرده و مضطرب مواجهیم که مدعی است یک سال است دچار مشکل روحی شده است. این یعنی موقعیت او ثمره تنشی یک ساله است. در آخر فیلم هم ماری که با رفتارهای فراتر از حدش، از خانواده جری رانده و منزوی شده است، حالا به همان وضعیت زن افسرده اول داستان رسیده است. او نیز در فرایندی یک ساله این وضع را برای خود ایجاد کرده است. انگار آغاز و فرجام داستان در مسیری دوار ترسیم شده‌اند که ترجمان ادعای همان زن افسرده اول داستان است:« تغییر ناممکن است». در واقع داستان فیلم سالی دیگر بیش از آن‌که به تام و جری مربوط باشد، روی همین آدم‌های حاشیه ای‌تر استوار است. تام و جری صرفا محوری هستند که این آدم‌ها با ورود و خروج در منزل‌شان، گفتمان «تغییر» را مطرح می‌سازند و این‌که تا چه حد می‌توان روی عملی بودن یا نبودنش تأمل کرد. تام و جری، همان طور که تام در جایی به جری می‌گوید، جلوه‌ای از تاریخ هستند. آن‌ها خود را با عنصر زمان تطبیق داده‌اند و برای همین می‌توانند مأمن آدم‌هایی باشند که با این فضا هنوز منطبق نشده‌اند. آن دو هر یک به نوعی روی زمین و خاک و طبیعت کار می‌کنند ( خاک‌برداری و باغبانی) تا حاصلش را در فرایند زمان ملاحظه کنند. در فیلم‌نامه مایک لی یکی از موتیف‌های اصلی تأکید روی همین عنصرهای زمانی است. آدم‌ها، آرزوها و حسرت‌ها و دغدغه‌های خود را در قالب معیارها و شناسه‌های زمانی مطرح می‌سازند. ماری از سن معشوق نافرجام خود که اکنون  64 ساله است سخن می‌گوید و کیتی و جو از زمان آشنایی‌شان که سه ماه است. ماری، ازدواج در دهه دوم زندگی را اشتباه می‌داند و مهمان‌های رانی از این که چند سال است کارل در این منزل نبوده حرف می‌زنند. ماری خطاب به کارل می گوید ماه‌ها است وارد منزل جری نشده و زن پزشک با حضور در مهمانی جری نشان می‌دهد که چه میزان از زمان از حاملگی‌اش در اپیزود اول گذشته است. اصلا همین تقسیم‌بندی زمانی اپیزودها بر حسب فصول سال که به نام فیلم نیز سرایت کرده است، ساختار «زمانی» روایت و داستان فیلم‌نامه را مورد تأکید قرار می‌دهد. سالی دیگر اثری درباره زمان و تاریخ و تلاش برای تغییر در بافت و روند آن است.

مایک لی در کار آخرش بازی‌های هوشمندانه ای را با عناصر شخصیتی و موقعیتی داستان فیلم نامه انجام می‌دهد. به عنوان نمونه به عنصر اتومبیل دقت کنیم. در اپیزود اول، ماری از آرزو و تصمیمش برای خرید یک اتومبیل قرمز صحبت می‌کند. در اپیزود دوم او این ماشین را خریده، اما اطلاعات زیادی ازش ندارد ( نمی داند قدرت موتورش چقدر است) و در سوار کردن جو و کن، دچار احساسات متضادی می‌شود. در اپیزود سوم، او در مقابل شوکی که از ازدواج جو و کیتی به او وارد شده است، از شکستگی شیشه پنجره اتومبیل حرف می‌زند و استرسی که از این ماجرا گرفته است. در نهایت و در اپیزود آخر، اتومبیل او داغان شده و از دست رفته است. هر یک از این مقاطع مربوط به اتومبیل، گویای حال و هوای شخصیت خود ماری است که به ترتیب امید، اضطراب، دلشکستگی و فروپاشی را در چهار فصل سال ( در ارتباط با جو و خانواده تام و جری) تجربه می‌کند. همین ایده در ارتباط با مشاغل آدم‌ها ( که انگار شناسه‌ای هویتی برای ایشان است) هم به چشم می‌خورد؛ مشاغلی که اتفاقا اغلب در ارتباط با نوعی حمایت انسانی است: مشاوره، پزشکی، پرستاری سالمندان، وکالت، توسعه ارتباطات شهری و...

سالی دیگر در عین حال مملو از طنزهای حساب شده‌ای است که در لابه‌لای بافت تلخ درام شکل گرفته‌اند. این طنز از متن هرگز جلو نمی‌زند و خود تبدیل به یکی از عناصر فضاساز این درام تلخ می‌شود. نکاتی از قبیل اشاره به حلقه ازدواج توسط تام در برابر اصرار ماری مبنی بر بی گناهی‌اش در عشق به مردی متأهل، تشبیه موقعیت ماری به تلما و لوییز ریدلی اسکات، خطاب کردن ماری با عنوان «خاله ماری»، ادعای کن درباره این‌که از صبح چیزی نخورده (در حالی‌که قبلا پرخوری‌اش را در قطار و نیز احتیاج مبرمش به دستشویی را دیده بودیم)، از این قبیل است.

سالی دیگر نمونه‌ای ارزشمند از یک فیلم‌نامه الگو است که برخلاف ظاهر فاقد اتفاق و تعلیق و گره‌اش، مختصات شخصیت‌پردازی، ارائه اطلاعات، و موقعیت‌سازی را در بافت درام به خوبی رعایت کرده و می‌تواند برای علاقه‌مندان به فیلم‌نامه‌نویسی، جهات آموزشی و تحلیلی فراوان داشته باشد.

مطلب بالا در شماره اخیر ماهنامه فیلمنگار درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/۱۱