مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

در آرزوی حدس ششم: درباره بازداشت پگاه آهنگرانی

دروغ چرا؟ من هم مثل خیلی از همکاران دیگرم از این که درباره پگاه آهنگرانی مطلبی بخواهم بنویسم می ترسم. از این می ترسم که مبادا شبهه پیش آید که دارم به فضای امنیتی کشور خدشه وارد می آورم و اجر برادران زحمتکشی را که در این ساحت فعالیت می کنند نادیده می انگارم؛ و خب پیامد چنین برداشتی قاعدتا جالب نخواهد بود. راستش موضوع خانم آهنگرانی به بنده ربط خاصی هم ندارد. ایشان را هرگز از نزدیک ندیده ام و صرفا بعضی بازی هایش در برخی فیلم هایش برایم به عنوان یک منتقد فیلم قابل توجه بوده، همانند بعضی از مستندهایی که اخیرا ساخته است. چند هفته قبل هم از ایشان تلفنی درخواست کردم مستند آخرش، ده نمکی ها، را که ندیده بودم ولی وصفش را از دوستان شنیده بودم برایم ارسال کند که از سر لطف فرستاد و چون از فیلم خوشم آمده بود تصمیم داشتم درباره اش در یکی از نشریات سینمایی هم بنویسم که حالا با این اوضاع و احوال نمی دانم می شود چیزی نوشت یا نه. همین.

اما اجازه دهید به فضای پیرامون اعتماد و اطمینان داشته باشیم و دغدغه سینمایی و فرهنگی خود را فارغ از برداشت اشتباه بالا ابراز کنیم. اگر خانم آهنگرانی و هر کس دیگری جرمی امنیتی و خلاف مصالح مملکت مان داشته باشد که هیچ انسان عاقلی از این عملکردش دفاع نخواهد کرد. اما موضوع در حال حاضر در غبار ناشی از گمانه زنی هایی نااستوار واقع شده است که بخشی از فضای فرهنگی و سینمایی کنونی را به هر حال دغدغه مند ساخته است. برخی می گویند موضوع به مستند ده نمکی ها و نگاه انتقادی ای که سازنده در آن به آقای ده نمکی و سری فیلم های اخراجی هایش انداخته است برمی گردد. اما این حدس چندان پذیرفتنی نیست. نه ده نمکی خط قرمز این نظام است و نه رویکرد آهنگرانی در آن مستند شدت و حدت داشته است و اتفاقا برعکس، لحنی ملایم و بی شیله پیله بر کلیت اثر حاکم است. برخی بر این پندارند که فعالیت های دو سال و اندی قبل  انتخاباتی و پساانتخاباتی آهنگرانی در این ماجرا دخیل است. این پندار هم چندان درست نمی نماید؛ چه آن که در این صورت می بایست دست کم 13-14 میلیون شهروند این مملکت که به یکی دو تا از نامزدهای آن مقطع سمپاتی داشتند و دچار سوالاتی شده بودند، سرنوشتی مشابه این بازیگر الآن می داشتند. برخی هم ماجرای تصمیم آهنگرانی به خبرنگاری برای یکی از آژانس های خبری خارجی را در مورد فوتبال زنان مطرح می کنند. اگر این کار خلاف قانون است، قاعدتا مراتب کیفری و جزایی اش هم مشخص است و نمی دانم؛ از جریمه مالی گرفته تا هر چیز منطقی دیگر ، نتیجه آن می تواند باشد. برخی هم به شکلی بدبینانه دارند به این موضوع می نگرند و آن را یک جور زهرچشم می انگارند که برای به دست آمدن حساب کار برای برخی که از گلیم خود پا را فراتر می نهند گرفته می شود. یک حدس دیگر هم هست: خانم آهنگرانی متهم به امری جدا از همه موارد فوق است که لابد فعلا صلاح نیست مطرح شود.

در مسیر این حدس های پنج گانه بالا، آن چه دغدغه اهل فرهنگ و سینما را شکل می دهد، همین بلاتکلیفی ماجرا است. این بلاتکلیفی به مثابه آینه ای است که هر سینماگری را با انعکاس تصویر درون آن در مقابل خود حس مطلوبی نخواهد داشت. بماند از این که بازتاب این شمایل در فضای بیرون از جامعه ایران هم خوشایند نیست. خانم آهنگرانی اگر خلافی کرده، بر اساس قوانین کم و بیش فراگیر سیستم قضایی ما، جریمه اش هم باید مشخص باشد. گردن همه ما شهروندان این نظام در مقابل قانون از مو هم باریک تر است و به دوستانی که در مقابل متخلفان از قانون حساسیت نشان می دهند حبذا خواهیم گفت. منتها این سکوت و بی خبری و تعلیق، رویه ای هم سنخ با معادلات یادشده نمی نماید. شخصا امیدوارم و آرزومندم به زودی این ماجرا حل شود و مشخص شود که موضوع صرفا حاصل یک سوء تفاهم بوده: حدس ششم.  

مطلب بالا در خبرآنلاین درج شده است:

http://www.khabaronline.ir/news-163140.aspx

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٤/٢٧