مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

پارادوکس وودی آلن و پرسونایش

یادداشت زیر که در شماره اخیر مهرنامه درج شده است، مروری است بر کتاب همه می گویند دوستت دارم؛ وودی آلن در آینه ی سه فیلم نوشته ریچارد ال.مودی با ترجمه شعله آذر از انتشارات نشر چشمه.

                                         *******************

تک نگاری درباره یک سینماگر و یا آثارش یکی از زمینه های متداول در ادبیات سینمایی است. کتاب ریچارد ال. مودی این بحث را درباره سینماگری انجام داده است که از جمله پرارجاع ترین نام ها در این حوزه به شمار می رود: وودی آلن که جدا از تحلیل های غربی درباره او، در جامعه ما هم از پرشمارترین ها در این باره محسوب می شود. قطعا درباره این فیلم نامه نویس، کارگردان و بازیگر که با قطعیت می توان عنوان سینماگر مولف را درباره اش به کار برد، در بسیاری از ابعاد می توان به پژوهش و نظر پرداخت. اما آن چه مولف کتاب همه می گویند دوستت دارم رویش متمرکز شده است، بحثی نوین است که چه بسا بتوان به مثابه یک الگو در مورد برخی دیگر از فیلمسازان نیز به کار برد. این که گفته شد الگو؛ ناظر به یک اهمیت بنیادین در پژوهش ریچارد ال.مودی است که کمتر می توان در نمونه های مشابه پیدایش کرد. معمولا در تحلیل فیلم ها و کارگردان ها، به یک سری مولفه های مشخص و کم و بیش بارز اشاره می شود که اگرچه ممکن است در جای خود ارزشمند و قابل تأمل نیز باشند، ولی کمتر پیش می آید که نکات جدیدی را که به ذهن عموم خطور نمی کند در این تحلیل ها یافت.حال بگذریم از نمونه های فراوانی که با جمع آوری مقداری نقد و تحلیل از منابع مختلف قرار است مثلا تک نگاری های جامع را در این زمینه ها انجام دهند. اما کتاب مودی این ویژگی نادر را دارا است.

 

مودی در کتابش از چهارچوب های آکادمیک پیروی کرده است و روش های تحقیق را در مورد مطالعاتی اش دقیقا رعایت کرده است: طرح مسأله، تبیین مفروضات، ابراز سوال اصلی، ارائه فرضیه و نهایتا تلاش برای اثبات آن. این مسیر با دقت و با عرضه استدلال ها و شواهد متنوع و متعددی شکل گرفته است که البته عمدتا در دایره سه فیلم آنی هال، خاطرات استارداست و زلیگ همه این ها قرار می گیرد که این تمرکز نیز باز از دیگر امتیازهای علمی این کتاب است، چرا که از تشتت و پراکنده گویی اثر را محفوظ نگاه داشته است. در نهایت مودی به نتیجه گیری می پردازد و فرضیه ای را که در روندی منسجم و منظم به دنبال اثباتش بود، به فرجامی مطلوب و محقق شده می رساند.

کتاب همه می گویند دوستت دارم درباره یک پارادوکس بنیادین در آثار وودی آلن است که البته نه به معنای یک تناقض آفت گونه بلکه به مثابه یک ویژگی پست مدرنیستی است که دنیای تألیفی این هنرمند را دقیق تر نشان می دهد. این پارادوکس چیست؟ مودی جواب را در عبارات زیر مطرح می کند:«کشمکش میان تأیید و رد خود یا دیگران، بر مضمون همه ی فیلم های آلن و بیش از همه بر آنی هال حاکم است. الوی سینگر، پرسونای آلن، از همان ابتدای فیلم رو به دوربین و خطاب به تماشاگران می گوید:« هیچ وقت نمی خواستم عضو باشگاهی بشم که آدمی مثل خودم عضوشه.» پرسونای آلن با چنین جمله ای نشان می دهد که علاوه بر عدم تأیید خودش، کسانی را هم رد می کند که او را می پذیرند. این افراد شامل تمام « پرسوناهای غیر آلنی» می شود، یعنی تمام شخصیت هایی که با آلن در ارتباط هستند؛ مانند والدین، خدا، زنان، یهودیان، روشنفکران، کل جامعه و حتا تماشاگران» خب...مهیج نیست؟ نویسنده با طرح این مسئله، معمایی را در آثار وودی آلن کشف می کند که تبیین آن نیز لذتبخش می نماید؛ چه رسد به یافتن مصداق ها و جواب های احتمالی. به عبارت دیگر وودی آلن شخصیت های اصلی فیلم های خود را ( که سایه ای سنگین از منویات و کاراکتر خود او هستند) وا می دارد تا در بین گروه هایی متمایز از ویژگی های شان وارد شوند و یا تلاش فراوان کنند تا وارد شوند ولی به موازات همین تلاش، فیلمساز دست به نفی و رد لزوم این پذیرش می زند. ممکن است این سوژه در وهله نخست بامزه باشد که البته هم هست، ولی با کمی تأمل درباره اش می توان مصداق های روشنی از آن را در بسیاری از مناسبات روزمره و حتی اجتماعی و سیاسی پیرامونی یافت که احصاء آن ها البته در این مقال و مجال مناسب نمی نماید. به هر حال تبلور چنین تناقض نمایی ظاهرا پنهانی در فیلم های آلن، و مهم تر از آن کشف و تبیین این ایده توسط مولف کتاب، نمودی از یک الگوی معرفتی/ساختاری مشترک هنری است که چه بسا بتوان در جلوه های دیگر از هنر و سینما نیز به کشف و یا طرحش پرداخت.

اما چگونه می شود که فیلمساز پرسونای خود را در اثرش به مسیری بکشاند که یک سوی آن میل به پدیده ای است و سوی دیگرش دفع آن و پرسونا هر دو سویه را پیش می رود؟ مولف کتاب ریشه این قضیه را معطوف به سرگذشت خود آلن می داند. او با تعریف این موضوع که چگونه این هنرمند با انتخاب نام مستعار«وودی آلن» برای خود( تا قبل از سال 1952 او از نام حقیقی خودش یعنی آلن استوارت کانیگزبرگ برای کارهای عمدتا کمدی اش استفاده می کرد)  تلاش کرد تا از گمنامی یک ستون نویس طنز به در آید و در عین حال راه خود را از سایر کمدین های محبوب عامه پسند جدا کند؛ به این نکته اساسی اشاره می کند که گویی آلن هم زمان هم شهرت را طلب می کرد و هم آن را پس می زد. چنین رهیافت دوگانه ای بعدها در کاراکترهای اصلی فیلم هایش هم شکل گرفتند تا آن چه را که مودی پارادایم های رد و تأیید می نامد هم در ساختار و هم در مضمون رخ نمایند. اما مولف کتاب به همین بسنده نمی کند. او جدا از بررسی این طرح در سه فیلم یاد شده و در دو حوزه فرم و مضمون سراغ مولفه های جزئی تر دیگری هم می رود که عبارتند از والدین، جامعه، زنان، خدا و مخاطبان. این پنج عنصر، تبلور اصلی تنش هایی است که پرسونای وودی آلن در فیلم هایش درگیر رد و تأییدشان است. طبق نظر مولف، نخستین وازدگی پرسونای مزبور از سوی پدر و مادر شکل می گیرد بدین سان که والدین به خاطر رد او وفق اصول تربیتی خاص خود، مرتکب اشتباه می شوند و از جانب دیگر پرسونای آلن هم به تقلید از ایشان تمام پرسوناهای غیرآلنی را طرد می کند. اما با بلوغ این پرسونا ، نقش جامعه ( همسالان و ذی نفوذها) در مقابلش پررنگ می شود و او در کشاکش رد و تأیید این فضا روی موضوع زن متمرکز می شود و دغدغه تسلط جنسیتی روی او را می یابد اما در پارادوکس سرکوب خواسته های خود برای جلب نظر ایشان و بی تمایلی به حاصل نهایی کارش، به آرزوی کنترل طبیعت سوق داده می شود و این جا است که پای خدا به میان می آید. در نهایت وودی آلن با استفاده از ابزار فرم ( مانند تجزیه ی روایت ها و ترفندهای مرور مجدد بر شخصیت اصلی) در تلاش است تا این پارادایم را در مواجهه با تماشاگران اثرش هم متجلی سازد.

اگر سه فیلم مورد اشاره در این متن را قبلا دیده اید، می توانید بعد از مطالعه کتاب ریچارد ال.مودی با نگاهی جدیدتر و عمیق تر دوباره تماشای شان کنید و به نکاتی معرفتی و زیبایی شناختی که به احتمال زیاد پیش از این چندان مورد توجه تان نبودند ذهن خود را معطوف دارید. ایجاد انگیزه های مشتاقانه برای بازنگری یک اثر هنری و در واقع بازآفرینی آن در ذهن مخاطب، از اصلی ترین رهیافت های پژوهش های هنری است که در مورد کتاب همه می گویند دوستت دارم به شکلی جدی و دلنشین مصداقیت دارد.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۳/٢٤