مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

سکانس برگزیده فیلم جیب بر خیابان جنوبی

 

فیلمنامه جیب بر خیابان جنوبی ماجرایی پلیسی/عشقی دربردارد: محتویات کیف دختری جوان توسط جیب بر به سرقت می‌رود که بعدا معلوم می‌شود شامل اسناد مهم امنیتی کشور است. رابطه دختر و جیب بر به تدریج رو به تعلقات عاطفی می‌برد در حالی که بین جاسوس‌های خائن از یک سو و نیروهای پلیس از سوی دیگر برای به دست آوردن اسناد تلاشی رقابت آمیز جاری است.

اگر فیلمنامه صرفا محورهای بالا را تعریف می‌کرد، با اثری معمولی در ژانر مربوطه‌اش رو به رو بودیم که شاید ارزش‌هایی سینمایی در نوع خود می‌داشت، اما بعید می‌نمود با تشخص کنونی‌اش همراه باشد. آنچه فیلم را در جایگاه یکی از بهترین‌های فولر و بلکه یکی از بهترین آثار کلاسیک تاریخ سینما قرار داده است، رویکرد فیلمنامه‌اش در افقی فرا‌تر از یک اثر پلیسی جنایی معمولی است که با حضور یک شخصیت معمولی و عاری از وجهه‌های متعارف این ژانر رقم می‌خورد. آنچه در این مجال بدان اشاره می‌رود، سکانسی است که با این شخصیت رنگ و بو و هویت به خود گرفته است. این شخصیت نه پلیس است و نه جانی و نه مالباخته؛ بلکه یک آدم معمولی است که در روزمرگی‌های متن جامعه، به حاشیه‌های اجتماعی پرتاب شده است و ناخواسته به مناسباتی وارد می‌شود که از همین حاشیه نیز به عرصه مرگ گسیل داده می‌شود: شخصیت مو؛ زن میانسال دوره گردی که کراوات می‌فروشد و به دلیل نشست و برخاستش با فرودستان و بزهکاران اجتماعی، با بسیاری از افراد و موقعیت‌‌هایشان آشنا است و از همین رو هر از چند گاهی بنا به درخواست پلیس، اطلاعاتش را می‌فروشد تا امرار معاشی هم کرده باشد.

اولین بار شخصیت مو را در اداره پلیس می‌بینیم؛ در فصلی که پلیس از شناسایی هویت جیب بر در بین انبوه مدارک و پرونده‌ها عاجز مانده است و می‌خواهد از اطلاعات مو برای پیشبرد تحقیقاتش کمک بطلبد. اولین نکته‌ای که او هنگام حضور در دفتر کارآگاهان پرونده مطرح می‌کند، جدا از رویکرد کنجکاوانه‌اش به کارآگاه مسنی که تا به حال ندیده است ش، صحبت درباره این موضوع است که چگونه می‌خواهد در اوضاع فلاکت بار اقتصادی و بدهکاری‌هایش، به فکر مرگ باشد و چه نوع قبری برای خود پیشاپیش در نظر بگیرد. این اشاره به مرگ و قبر، نوعی پیش آگاهی و قرینگی است نسبت به چندین فصل بعد که در طی آن مرگ پیرزن توسط شلیک اسلحه یک جاسوس بزهکار به سمتش رقم می‌خورد و در واقع شناسه‌ای از شخصیت او را به مخاطب معرفی می‌کند: مرگ اندیشی. انگار او از طیقه مردمانی است که از قبل به سرنوشت محتوم خود در جامعه‌ای با شکاف طبقاتی فراوان واقف است. فیلمنامه نویسان می‌توانستند با تمهیدات دیگری، پلیس را از هویت و نشانی سکونت جیب بر مطلع کنند و نیازی به حضور این پیرزن و در نتیجه چند سکانسی که به خود اختصاص داده است نباشد، اما این شخصیت/سکانس، نوعی عمق معرفتی/اجتماعی به اثر بخشیده است که سطوح تریلر پلیسی متن و کنش‌های عاطفی بین دو شخصیت اصلی داستان را تحت سیطره معنایی خود می‌گیرد: اینکه چگونه در لایه‌های زیرین حوادثی امنیتی و سیاسی و پلیسی و حتی عشقی، فرودستان جامعه در لا به لای زیست و مرگ دست و پا می‌زنند تا هویت انسانی خود را حفظ کنند. در‌‌ همان فصل اداره پلیس، مو شناسه‌هایی از خود بروز می‌دهد که گویای هویت و فردیت خاص او است: با فروش کراوات به پلیس مسن، ظاهر ناآراسته او را تعدیل می‌کند، برای فروش اطلاعات از دفترچه قدیمی‌اش که فهرست قیمت نوع اطلاعات فروشی ثبت شده است کمک می‌گیرد، به پلیس مسن می‌شورد که چرا در روند تحقیقاتش با شک و تردید رفتار می‌کند و گرانی قیمت کالای عرضه شده‌اش را متناسب با بالا و پایین رفتن هزینه‌های زندگی توجیه می‌کند. همه این‌ها، نشان دهنده نوعی پرنسیپ شخصیتی است که نظم و دقت و معیار اجزای تشکیل دهنده‌اش هستند. اما این فردیت، در کشاکش زد و خوردهای سطحی و رویین اجتماعی، به خستگی و نومیدی می‌رسد و برخلاف ظاهر بزهکارانه و کاسب کارانه‌اش، ترجیح می‌دهد بمیرد تا اینکه شرافت خود را بفروشد.

فصل حضور مو در اداره پلیس و فصل‌های بعدی مربوط به او (دو دیدار دختر داستان با او در منزلش، ملاقات او با جیب بر در کافه، و رسیدن قاتل به سروقتش) نوعی نقطه عطف در فیلمنامه جیب بر خیابان جنوبی هستند که باعث تعمیق جامعه‌شناسانه رویه‌های پلیسی ماجرای داستانی‌اش می‌شوند. این فصل‌ها که همگی با شخصیت مو عجین شده‌اند، به مخاطب به صورت پی در پی یادآوری می‌کند که بزه‌های مربوط به طبقات فرودست، اگرچه ممکن است تأثراتی را در فضای بیرونی جامعه بیافریند، اما وجهه انسانی فرودستان هم در کشاکش‌‌ همان فضای بیرونی در حال خرد شدن و اضمحلال است: نوعی گسست طبقاتی که در جامعه‌ای بزک کرده از مدعیات لیبرالیستی و دموکراتیک، به شکل پنهان در حال گسترش است.

مطلب بالا در ماهنامه  فیلمنگار درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/۸/۱۸