مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

یحیی سکوت نکرد

 

فیلم شروع خوبی دارد؛ ازدحامی بر سر حمل پیکری بی‌جان به خودرو و دستگیری زنی مسن از بین جمع. دوربین بدون هیچ قطعی، از بین الِمان‌های تصویر، درست روی همان‌هایی تمرکز می‌کند که در حال واکنش به پدیده مقابلشان هستند و بعدا سراغ مورد واکنششان می‌رود. این مقدمه، که درواقع از سکانس‌های واپسین و مهم فیلم است، تکلیف حسی – بصری مخاطب را با اثر روشن می‌کند: دوربین به جای ایستایی و تقطیع در بین کات‌های متداول، خودش کارکرد پیوند بین موقعیت‌ها را حتی‌الامکان عهده‌دار می‌شود تا بین شخصیت‌ها و موقعیت‌‌هایشان، کمترین مرزبندی وقفه‌آمیز را ایجاد کند. این فرم، منطبق با درونمایه اثر است؛ درونمایه‌ای که به بررسی پیش‌داوری و قضاوت بر مبنای داده‌های موهوم و مبهم و ناقص می‌پردازد. فیلم در هر پلان و یا حتی بعضا سکانس، تا آنجا که می‌تواند از کات و یا نماهای درشت می‌پرهیزد تا آدم‌های داستان را در مقاطع جداگانه و یا نزدیک‌تر از حد معمول نشان ندهد؛‌‌ همان‌طور که قرار است این آدم‌ها در وجه تماتیک متن، فاصله‌شان از یکدیگر و برداشت‌های آگراندیسمان شده‌شان از هم، هشدار داده شود. این تمهید به مزیت‌های دیگری همچون فرم هندسی قرینه‌ای روایت فیلم‌نامه (که البته برخلاف الگوی کلاسیک «آرامش – بحران – آرامش» از الگوی «بحران – آرامش – بحران» بهره می‌برد)، میزانسن‌های حساب شده، برخی از تقارن‌های موقعیتی متن (نقاشی روی دیوار که هم پدر و هم پسر بر رویش طرح‌هایی می‌زنند و یا آلودگی جاری در زندگی که در ابتدا در دیالوگ پدر جلوه دارد و بعدا پسربچه در مسیر پختگی‌اش به مصداقیت آن عملا پی می‌برد) و بازی قابل توجه پسربچه و طمأنینه جاری در بازی فاطمه معتمدآریا آراسته است.


اما آنچه به فیلم لطمه می‌زند، ناموزونی لحن اثر در روند روایت است. مثلا فیلم در قسمت‌هایی به گونه وحشت نزدیک می‌شود (حرکت مرموز اسب چوبی در داخل اتاق قفل شده) ولی فضا به‌یک‌باره عوض می‌شود و لحن دیگر به خود می‌گیرد. و یا تکرار مکررات برخی ایده‌ها (مانند صدایابی پسرک با گوشی دکتر که از حد مقتضی متن فرا‌تر می‌رود) به فلسفه اصلی وجودیشان خدشه وارد می‌آورد و یا گسستگی برخی موقعیت‌ها (مثل حضور بچه‌های کوچه که معلوم نیست چرا‌ گاه با همند و چرا ‌گاه نیستند و اصلا ترکیبشان بیشتر جلوه‌ای تصنعی می‌پروراند تا فضایی قانع‌کننده از بچه‌های کوچه عرضه کند. )
فیلم به عنوان تجربیات نخست کارگردانی در عرصه سینمای حرفه‌ای، اثر امیدبخش و قابل توجهی به حساب می‌آید؛ اگرچه برخی از خلأهای معمول فیلم اولی را هم با خود به همراه دارد.

مطلب بالا در ماهنامه سینمای هنر و تجربه درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ٥:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۸/۱٥