مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

وِیوارد پاینز/ The Wayward Pines

وِیوارد پاینز/ The Wayward Pines
خالق و نویسنده‌ی اصلی: چَد هاج بر اساس رمان‌های «ویوارد پاینز» اثر بلیک کروچ، کارگردانان به‌ترتیب اهمیت و بعد فعالیت: ام. نایت شیامالان (قسمت اول)، نیمرود آنتال (۱ قسمت)، جیمز فولی (۱)، زال باتمانجلی (۲)، تیم هانتر (۲)، شارلوت سیلینگ (۱)، جف تی. تامس (۱)، استیو شیل (۱). بازیگران: مت دیلن (ایتن برک)، کارلا گوجینو (کیت هیوسن)، توبی جونز (دکتر جنکینز)، شانین سوسامن (تریسا برک)، ملیسا لئو (پرستار پَم) و... محصول ۲۰۱۵ شبکه‌ی فاکس. ژانر: معمایی، علمی‌خیالی، تریلر. تعداد قسمت‌ها: ده قسمت ۴۲ تا ۴۴ دقیقه‌ای.
ایتن برک، مأمور سرویس مخفی، وارد شهر کوچک و روستایی «ویوارد پاینز» می‌شود و مأموریتش این است که دو مأمور فدرال گم‌شده را پیدا کند. اما او در مسیر تحقیقاتش به جای رسیدن به جواب‌های مناسب، با سؤال‌های بیش‌تری مواجه می‌شود. واقعاً در «ویوارد پاینز» چه خبر است؟ ایتن با هر گامی که به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود، بیش‌تر از زندگی گذشته‌اش دور می‌شود و از جایگاه شوهر و پدری‌اش فاصله می‌گیرد؛ تا این‌که باید با این واقعیت وحشتناک روبه‌رو شود که او ممکن است هرگز از «ویوارد پاینز» زنده خارج نشود.

یکی از تهیه‌کنندگان سریال «ویوارد پاینز»، ‌ام. نایت شیامالان است. نه! لطفاً مطالعه‌ی مطلب را متوقف نکنید! این درست است که فیلم‌های اخیر این سینماگر چنان ضعیف‌اند که تحمل تماشای‌شان تا پایان بسیار دشوار می‌شود، ولی این مجموعه چنین نیست و اگر نگوییم سریال خوبی است، دست‌کم موقعیت‌های جذاب و تأمل‌برانگیز کمی ندارد و برای دوست‌داران فضاهای رازآلود و علمی‌خیالی، پتانسیل بالایی را برای کشش می‌آفریند. سریال با نمایی از چشمان بازشده‌ی مردی خوابیده در جنگل افتتاح می‌شود که بسیار یادآور مطلع مجموعه‌ی گم‌شدگان (Lost) است، اما خیلی زود از این تداعی دور می‌شود و داستان غریب خودش را تعریف می‌کند: مردی با فراموشی مقطعی از حافظه‌اش، خود را در شهری می‌یابد که قوانین نامتعارف و رفتارهای مشکوک شهروندانش او را دچار تردیدهای جدی و فزاینده می‌کند و در مواجهه با افراد غریبه و معدود افراد آشنا، رفته‌رفته پی به واقعیتی هولناک در رابطه با فرجام دنیا و انسان‌ها می‌برد. سریال در مواردی میراث آثار ارزشمندی هم‌چون شهر تاریک و نمایش ترومن را دنبال می‌کند و این فضا را به‌خوبی با نمودهایی از قبیل سریال مردگان متحرک گره می‌زند. روند تدریجی معمایی متن که دربرگیرنده‌ی وحشت، تعلیق، جنایت و نهایتاً موقعیت‌های فاجعه‌آمیز پساآخرالزمانی است، روال متناسب و معقولی را در ریتم و ضرباهنگ طی می‌کند و مقطع‌های غافل‌گیرکننده کم‌وبیش در جایگاه درست خود قرار گرفته‌اند. البته سریال مانند بسیاری از نمونه‌های مشابهش، در ترسیم برخی روابط انسانی و تعمیق برخی زمینه‌های شخصیتی دچار سستی و ساده‌انگاری است، اما به هر حال حاصل کار، بسیار بالا‌تر از انتظاری است که از شیامالان دهه‌ی اخیر می‌رود؛ ولو در مقام تهیه‌کننده و نه خالق اثر.

مطلب بالا در سایت ماهنامه فیلم درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٤/٧/۸