مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

صندلی رو به پنجره: درباره فیلم پیکاک(Peacock)

 

پیکاک(Peacock)

کارگردان: مایکل لندر. فیلمنامه: مایکل لندر، رایان روی. مدیر فیلمبرداری: فیلیپ روسلو. بازیگران: سیلین مورفی،الن پیج، سوزان ساراندن، محصول 2010 آمریکا، 90 دقیقه

 

خلاصه داستان:

در شهرستانی کوچک به‌نام پیکاک، یک بیمار دوشخصیتی زندگی می‌کند. او صبح‌ها تا ساعت 8:15 در قالب اِما اسکیلپا فرو می‌رود که پنهان از دید همسایگان کارهای معمول یک زن خانه‌دار را انجام می‌دهد و از آن به بعد، تبدیل به جان اسکیلپا، کارمند وظیفه‌شناس بانک می‌شود. در جریان حادثه خروج یک قطار از خط‌آهن و اصابت یک واگن به حیاط منزل جان، اهالی شهر برای اولین بار اِما را می‌بینند و او را همسر جان می‌پندارند. شهردار و همسرش از اِما می‌خواهند که آن‌ها را در تأسیس و اداره یک موسسه حمایتی از زنان پناه‌جو و بی‌سرپرست یاری دهد. اِما پیشنهاد آن‌ها را می‌پذیرد، ولی زمانی که در قالب جان فرو می‌رود با آن به شدت مخالفت می‌ورزد.در این میان سروکله مگی هم پیدا می‌شود: زن جوان آواره‌ای که چند سال پیش در اثر اصرار مادر جان، با او مراوده یافته و از او کودکی به دنیا آورده و حالا می‌خواهد که جان به او پول بدهد تا شهر را ترک کند و به زادگاهش برگردد. جان او را طرد می‌کند، ولی اِما او را برمی‌انگیزد تا تحت حمایت موسسه شهردار قرار بگیرد. در حالی‌که مردم شهر از هویت دوگانه جان/اِما بی‌خبرند، تضاد عقیده بین جان و اِما در برخورد با موضوع موسسه حمایتی و خواسته‌های مگی به اوج می‌رسد و اتفاقاتی حاد را پیش می‌آورد.

یادداشت:

پیکاک در عین این‌که یادآور فیلم‌هایی مثل روانی هیچکاک و داستان‌هایی نظیر دکترجکیل و مسترهاید است، به عنوان اثری مستقل، هوشمندانه روی پای خود می‌ایستد. مایکل لندر در این تجربه نخستین خود در نگارش و کارگردانی فیلم بلند، از همان چند سکانس نخست، ضربه حسی محکمی را درباره هویت شخصیت اول داستان به مخاطبش وارد می‌آورد و در ادامه روایت، پیامدهای ناشی از این ضربه را تبیین می‌کند. خلق یک کاراکتر غریب دوشخصیتی این امکان را به لندر داده است تا کشمکش‌های موقعیتی و شخصیت‌پردازانه متداول در فیلم‌نامه‌نویسی را روی یک فرد واحد پیاده کند و از دل آن درام اصلی را بیرون آورد. پیکاک یک تریلر روان‌شناسانه است که در عین حال مواد فراوانی را در اختیار مخاطب می‌گذارد تا مایه‌هایی تأویلی را هم درباره هویت بشری در جوامع نیمه‌روستایی و در حال گذار از اثر استخراج کند: این که چطور از دل فضایی پرسیطره و بسته (شخصیت مادر جان که البته جز صدایش نمود فیزیکی دیگری از او در فیلم وجود ندارد) ، موقعیتی پرنوسان و لرزان در شخصیت انسان رقم می‌خورد و در مواجهه با جهان پیرامون به رفتارهای متناقض منجر شود.

اما ستاره درخشان فیلم سیلین مورفی است که جدا از گریم خوبی که روی هر یک از هویت‌های زنانه و مردانه‌اش انجام گرفته، بازی چشمگیری هم از خود نشان می‌دهد که کاملا متمایز با آثار قبلی او از قبیل 28 روز بعد و باد بر مرغزار می‌وزد و آفتاب است. تلفیق دشوار اضطراب و آرامش‌های مقطعی که برای اِما/جان پیش می‌آید، در عین رعایت حالات جنسیتی مختلف به‌خودگرفتن، بارزترین نمود بازی او در این نقش غریب است و تا حد زیادی مانع از تقویت این ایراد می‌شود که چطور مردم این شهرستان کوچک متوجه شباهت‌های اما و جان نمی‌شوند.

نوع پایان‌بندی فیلم، حکایت از شکل‌گیری مسیری دایره‌ای شکل دارد: این که اِما همچون آغاز روبه‌روی پنجره روی صندلی می‌نشیند و به بیرون خیره می‌شود. اما تحولات اساسی پیش‌آمده تا چه حد به او اجازه تکرار زیست در این فضای محدود را می‌دهد؟ این پرسشی است که لندر جوابش را به عهده تماشاگر می‌گذارد.

این مطلب در شماره419 ماهنامه فیلم درج شده است. 

 

   + مهرزاد دانش - ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٧