مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

فضای بسته، ذهن باز ( درباره فیلم آزمون)

دو ماه قبل در ماهنامه ٢۴ یادداشت کوتاهی درباره فیلم آزمون نوشتم که به شرح زیر است:

                                 **************************

اگر در آزمون های مربوط به امور تحصیلی یا شغلی مهم شرکت داشته اید، به احتمال زیاد فشار روانی منحصر به فردی را که در این جور جلسات جاری است تجربه کرده اید. حالا فرض کنید در یکی از این آزمون ها، به محض آغاز وقت امتحان، برگه خود را از روی میز برگردانید و ببنید که صفحه آن کاملا سفید است و از سوال هیچ خبری نیست! استرس تان چقدر بالاتر می رود؟

این وضعیتی است که ماجرای فیلم آزمون (exam ) با آن آغاز می شود؛ یک فیلم جمع و جور انگلیسی که کارگردانش استوارت هازلدین شهرت چندانی هم ندارد و در سن 39-40 سالگی تازه این اولین فیلمش است که می سازد. تمام ماجرای فیلم در یک اتاق بسته می گذرد، اما کنش ها و واکنش های متنوع 8 شخصیت اصلی داستان به این موضوع عجیب و غریب، تعلیقی جذاب را در داستان می آفریند که در همراهی با میزانسن پویا و پرتعددی زوایای دوربین ، هر نوع کسالت احتمالی را در مخاطب می زداید. این 8 نفر داوطلب آزمون که با ورق های امتحانی سفید رو به رو می شوند ، هر یک ایده ای را برای حل معما ارائه می دهند، اما ماجرا غامض تر از آن است که در آغاز می پنداشتند...

فیلم هایی که داستان شان در فضای محدود و بسته سپری می شود در تاریخ سینما کم نبوده اند؛ از شاهکاری مانند مرگ یزدگرد بهرام بیضایی در سینمای خودمان گرفته تا اثر درخشانی همچون بازرس  ؛ و این ایده به مرور منجر به خلاقیت هایی متنوع شده است که مثلا در سری فیلم های مکعب می توان به نظاره شان نشست. همین دو سه سال پیش هم فیلمی جذاب با نام اتاق فرمت (fermats room ) در سینمای اسپانیا به کارگردانی لوییس پیدراهیتا و رودریگو سوپنا تولید شد که اتفاقا موضوع آن هم تا حدی شبیه به همین موضوع فیلم آزمون بود: چهار دانشمند دعوت می‌شوند در اتاقی حضور یابند تا مشکل ترین معماهای ریاضی را حل کنند، اما به تدریج درمی یابند که پاسخ غلط و یا با تأخیر به هر سوال باعث تنگ تر شدن فضای اتاق می شود و این در نهایت روندی کُشنده می‌یابد...

برگردیم به فیلم آزمون که پارسال در محفل بفتا هم نامزد دریافت جوایزی شده بود. در آغاز فیلم تصاویری ناقص از هشت شخصیت اصلی داستان می بینیم که مقابل آینه ایستاده اند و خود را برای آزمون آماده می کنند. تیتراژ نیز روی همین نماهای معرف سوار می شود. کنش های متفاوت هر یک از این آدم ها ( یکی موفقیت را به خود تلقین می کند، دیگری دعا می خواند، کس دیگر دارو مصرف می کند و فرد بعدی رفتار مضطربانه از خود بروز می دهد و...) مطلعی مناسب است تا آماده ورود به سکانس بعدی شویم؛ سکانسی که تا آخر فیلم زمانش به طول می انجامد. غیر از هشت داوطلب مزبور، دو شخصیت دیگر هم در فیلم حضور دارند؛ یکی مدیر آزمون است که قبل از شروع امتحان سخنان کوبنده و کوتاهی را خطاب به داوطلبان می گوید و بعدا می فهمیم تک تک کلمه های حرف های او، کلیدی و اساسی بوده است و دوم؛ نگهبان مسلحی که تا آخر زمان امتحان مقابل داوطلبان ایستاده است و هر کس که از قوانین آزمون تخلف کند ، یقه اش را می گیرد و بیرون می‌اندازدش. فیلم با تعلیق و معما شروع می شود و هر چه روایت پیش می رود بر دامنه آن افزوده می شود، تا جایی که کار از حل ساده معما هم فراتر می رود و پای مسائل اساسی تر زندگی به میان می آید. فیلم آزمون اگرچه پایان بندی چندان موقری ندارد و تا حدی با شتابزدگی و گل درشتی به اتمام می رسد، ولی از آن دسته فیلم ها است که به خوبی در روند پیشبرد روایتش بر ظرافت های جزئی تکیه می کند و با تماشای مجدد فیلم می توان بسیاری از این جزئیات پردازی ها را متوجه شد. فراتر از این، فیلم در عمق داستان مهیج و پازل گونه اش راه را برای انواع و اقسام تأویل ها هم باز نگه می دارد و می تواند ذهن مخاطب را متوجه و معطوف به ایده هایی مانند نسبت بشر با فضای هستی و چیزهایی از این قبیل سازد.

در شرایطی که بسیاری از فیلم های سینمایی ما به رغم بهره گیری از انواع و اقسام لوکیشن ها، از همراهی مخاطب با خود عاجزند و در همان چند فصل اول روند و پایان خود را لو می دهند، تماشای فیلم هایی مانند آزمون و اتاق فرمت، خود می تواند درسی بزرگ برای سینماگران داخلی باشد، درسی که البته بارها با مصداق ها و عنوان های دیگر در اختیار قرار داده شده و متأسفانه در آزمون های متعدد، شکست های ایشان پیامدش بوده است!   

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٥