مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

مردی که می خواست سالم باشد: درباره خشن ترین سال ( A Most Violent Year )

 

جی سی چندور برای پرورش موقعیت شخصیت اصلی داستان، ابل مرالس، که در فضای تجاری حرفه‌اش، دچار بحران شده است، از عنصر محورهای تهاجمی چندجانبه بهره گرفته است؛ بدین معنا که کاراک‌تر در کانونی قرار دارد که پیرامونش را افراد، گروه‌ها، و موقعیت‌های مبتنی بر فشار فزاینده تشکیل داده‌اند. این محورهای حمله کننده به کانون شخصیتی فیلمنامه عبارتند از: گروه‌های رقیب و بدخواه، محیط خانوادگی (همسر و دو فرزند خردسال)، پلیس، طرف معامله که مهلتی محدود برای انجام و فرجام قرارداد نهاده است، مدیران بانک‌های وام دهنده، و کارمندان شرکت تحت مدیریت او. این شش محور در کنار محوری درونی‌تر (که عبارت از وجدان ابل در پرهیز از مناسبات غیرقانونی و تبهکارانه تجاری است)، موانعی را در مسیر پیشرفت کاری قهرمان داستان به وجود می‌آورند که جهات مختلفی عاطفی، رقابتی، وجدانی، حرفه‌ای و.. را در خود می‌پروراند. از این حیث، مهم‌ترین امتیاز فیلمنامه خشن‌ترین سال، هماوردی و همسویی‌های جاری در این فضای پرتنش انسانی است که در آن هم نزاع‌های خونین کاری وجود دارد و هم مرافعه‌های سوء تفاهم برانگیز خانوادگی. این شیوه، تقریبا یادآور‌‌ همان روالی است که قبل از این در کارهای سابق این سینماگر همچون مارجین کال و همه چیز از دست رفت هم جریان داشت، وجود موانعی متعدد و غیرقابل پیش بینی در فراروی مسیر شخصیت اصلی قصه. در عین حال، چندور این امتیاز را با مزیت دیگری که توالی متناسب هر یک از این محورهای یادشده در طول ریتم درام است، تلفیق کرده و تعلیق حساب شده‌ای را در روند روایت داستان پرورش می‌دهد.

امتیاز دوم فیلمنامه خشن‌ترین سال، ترسیم متقارن هندسی روایت آن است. مهم‌ترین قرینه بندی متن، به آغاز و فرجام ماجرا معطوف است که در محوطه زمین و ساختمان مورد معامله شکل می‌گیرد و به شخصیت جولیان (راننده کامیون) هم ارجاع داده می‌شود. قدم زدن نهایی ابل همراه با همسر و وکیلش در زمین مورد علاقه‌اش، همنشینی دراماتیک مناسبی با آغاز داستان دارد که در همین زمین با دلشوره مشغول انجام اولین مراحل امضای قرارداد و مبایعه نامه بود و از آن مهم‌تر، جولیان است که در آغاز داستان مورد حمله خونین و پرجراحت تبهکاران قرار می‌گیرد و در پایان نیز، خودش با شلیک به سمت دهانش، مغزش را متلاشی می‌کند. تقارن ابتدایی و انتهایی زمین و خون، بر فضای پرالتهاب تجارت‌های مافیایی تبهکارانه تأکید مضاعفی دارد و در عین حال، قربانی شدن فرودست‌ترین آدم‌های این مجموعه را در چرخ دنده‌های مناسبات پیچیده پول و سود و رقابت عیان می‌سازد؛ مخصوصا آنکه در نماهای واپسین سکانس مرگ جولیان، ابل با پر کردن منفذ ناشی از شلیک گلوله بر تانکر خون آلود سوخت، ارجحیت سرمایه را بر جان انسان در این فراگرد با زبان اشاره و نمادین تجلی می‌دهد. فیلمنامه غیر از این، نمودهای متقارن متعددی دارد: جلسه با متولیان بانک، مواجهه با رقیبی که در آرایشگاه به اصلاح مویش مشغول است، رودررویی با یهودیان طرف معامله، و... که در هر یک، سباهت‌ها و مفارقت‌های موقعیتی، فضای روایت را به جلو هدایت می‌کند.

اما به نظر می‌رسد فیلمنامه خشن‌ترین سال، در مقایسه با کارهای پرریسک و بلندپروازانه قبلی چندور، چند گام عقب‌تر است و حتی تقص‌هایی فنی نیز دارد. این درست است که درونمایه فیلم در زمینه مردی که می‌خواهد در چنبره مفاسد تجاری حرفه‌اش، سالم و نافاسد باقی بماند، فی نفسه ظرفیت دراماتیک و انسانی زیادی در چهارچوب قصه‌پردازی و ارتباط با مخاطب دارد، ولی برخی لوازم برای تکمیل شمایل این وضعیت وجود ندارند و باعث شده‌اند که فیلمنامه صرفا در راستای پرورش موقعیت داستان حرکت کند و نه پرورش مختصات انسانی و شخصیتی‌اش. اولین سوال در این زمینه آن است که چرا ابل در بین همه اطرافیان خود (از همسر و وکیل گرفته تا رقیب و پلیس) که کم یا بیش در خط خلاف حرکت می‌کنند، این قدر تلاش برای سالم زیستن و ماندن دارد؟ او چه خاستگاه متفاوتی از دیگر شخصیت‌های داستان دارد که باید این همه پاک باشد و بقیه ناپاک؟ در این باره، هیچ نقبی به عقبه شخصیتی و موقعیتی ابل هم زده نشده است تا تبار‌شناسی دراماتیک مناسبی در تحلیل این موقعیت به دست مخاطب داده شود. سوال دوم آن است که اگر ابل اصرار بر پاک ماندن دارد، چرا فردای دعوا با همسرش بر سر سرمایه پنهانی‌ای که از اختلاس در شرکت جمع کرده است، ناگهان پیشنهاد غیرقانونی او را قبول می‌کند؟ آیا این به معنای تسلیم او در برابر محیط فاسد پیرامونی‌اش است؟ مگر در عرض چند ساعت از شب تا صبح چه اتفاقی افتاده که او را وادار به این تغییر موضع کرده است؟ و اگر او تسلیم شده است، پس چرا چند سکانس بعدش در صحبت با پلیس باز هم سخن از پاک بودن می‌کند؟ اصلا چرا او با وجود تلاشش برای در پیش گرفتن یک زندگی سالم خانوادگی و شغلی، دختری را از یک خانواده تبهکار مافیایی به همسری گرفته است؟ این ابهام‌ها باعث شده است که فیلمنامه به رغم داشتن مزیت‌هایی قابل توجه، در حدی از فضای متن متوقف شود و نتواند به افق ایده آل محدوده درام برسد.

مطلب بالا در ماهنامه فیلمنگار درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٤/٥