مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

تعلیق بی پایان ( درباره فیلم تلقین)

متن زیر یادداشت ( و صدالبته نه نقد) کوتاهی است که در مجله رونا نوشته ام؛ درباره تلقین کریستوفر نولان.

                                 ************************

دوستان گفته اند درباره هیجان انگیزترین فیلم 2010 مطلبی بنویسم و یادآور نیز شده اند که این لزوما به معنای یاد کردن از بهترین فیلم نیست. اما برای نگارنده این دو صفت تفضیلی در پیکره یک فیلم با هم انطباق یافته اند: تلقین. اگر قرار بود درباره بعد بهترینی این اثر بنویسم، لاجرم اشاره به انسجام های فیلم نامه ای و اجرایی کار، از رئوس این یادداشت بود؛ ولی حالا که قرار است معیارمان هیجان باشد، باید به درونمایه درخشانی اشاره شود که البته بازتاب اجرایی اش نیز شگفت انگیز و خیره کننده است: مکاشفه در رویا.

 

در جهان معاصر به رغم همه پیشرفت های علمی، هم چنان خواب دیدن از رمزآلودترین پدیده های بشری به حساب می آید. این که این فرایند بازتاب ناخودآگاه های ذهن ما است یا معبری متافیزیکی به آن سوی ناپیدای منظومه هستی، در هر حال گستره ای عمیق و وسیع است که کریستوفر نولان هوشمندانه توانسته است با نقب به درون آن، مهیج ترین سفر سینمایی امسال مان را رقم بزند. سینما در فراگیرترین تعریفش به فانوس خیال تعبیر شده است و حالا نولان در بستراین خیال نامحدود، دنیایی پر از رویا و کابوس را در فضایی قیدناپذیر به تصویر کشیده است. مولفه های پیچیده ای مانند ورود آگاهانه به خواب دیگری، لایه مندی خوابی در خواب دیگر و تسلسل این فرایند در سه مرحله، کنشمندی شمایل های ناخودآگاه ذهن شخص بر حضور دیگری، تفاوت تصاعدی حجم گذر زمان در هر یک از لایه های خواب، مهندسی و چیدمان اجزا و درام خواب طبق الگوهای علمی، تغییر قوانین فیزیک و جاذبه و اینرسی، وقوع عناصر پیش بینی ناپذیر در صورت وهم آلودگی یکی از کارگزاران مهندسی خواب، و ورود به برزخی بی انتها در صورت نابیداری یا مرگ در خواب دیگری و...هر یک شامل ساحت هایی مهیج هستند که تعلیقی نفس گیر را در مخاطب برمی انگیزند که گاه دامنه ای مضاعف هم پیدا می کند؛ مانند زمانی که سه لایه خواب تو در تو به شکل موازی ترسیم شده اند و مخاطب با تعقیبی که در امتداد همه این لایه ها است، روند داستان را دنبال می کند. حتی این فضا تداعی بخش همان ایده مشهور جهان موازی هم می تواند باشد که در این جا به شکل خواب های متوالی و متداخل صورت پذیرفته است.

اما فارغ از همه این ها، یک بعد هیجانی دیگر هم در فیلم وجود دارد که بسی عمیق تر از ابعاد پیشین است: کاب این همه تقلا می کند تا طبق معامله با کارفرمایش، معضل قانونی اش حل شود و بتواند چهره همیشه ناپیدای فرزندانش را ببیند. اما در این مسیر پیچیده، غرق در اقیانوس عواطفش می شود و برزخی ابدی را برای خود رقم می زند. سکانس پایانی تلقین که کاب را در کنار فرزندانش می بینیم، تا می آید پایان خوش متداولی را برایمان برقرار سازد، جهت دوربین روی توتم دوار او مکثی بی پایان می کند تا این ضیافت مهیج، حتی در آخرین نماهایش هم مخاطب را در تعلیقی نمام ناشدنی نگه دارد. تلقین فیلمی است که هیجان‌برانگیزی اش را با نمای آخرش به اتمام نمی رساند. ما هنوز در تعلیق و هیجان افتادن و نیفتادن آن توتم هستیم...      

 

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢۱