مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

مصادره به مطلوب ( درباره تحلیل های حسن عباسی راجع به درباره الی...)

اگر از پیگیران جدی اخبار سینمای ایران باشید حتما صحبت های چند وقت پیش آقای حسن عباسی را راجع به فیلم درباره الی ...خوانده اید. به بهانه این صحبت ها مطلبی را در شماره اخیر مجله ٢۴ نوشته ام که متن آن در زیر آمده است.  صحبت های آقای عباسی را هم می توانید در این نشانی پیدا کنید:

www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-4169.html

                                ************************

اخیرا در رسانه های اینترنتی، متن گفت و گوی ماهنامه سینمارسانه با آقای حسن عباسی درباره برخی نمودهای سینمایی بازتابی کم و بیش پررنگ پیدا کرده است که شاید مهم ترین و یا بهتر بگوییم بارزترین وجه آن ادعاهای نامبرده درباره فیلم درباره الی باشد. راستش گفته های اخیر ایشان- مانند سایر اغلب دیدگاه هایشان راجع به سینما - از قوت نظری و مصداق جویانه ای بهره مند نیست، اما به نظر می رسد با توجه به برخی قرائن دیگر در رسانه های همسو با دیدگاه های مزبور از یک طرف و ابراز عباراتی دال بر اسلامی نبودن سینمای کنونی مان و استنتاج از آن برای توصیه به تعطیل کردنش از طرف دیگر، جریانی در مناسبات سینمایی ما در حال گسترش است که تحت لوای الفاظ پرطمطراق ارزشی ، تمایلاتی به تحدید ( اگر نگوییم تهدید) مصداق های معتبر سینمایی و سازنده هایشان دارد.طبعا هر مخاطبی در سینما نسبت به ابراز برداشت هایش مختار است ، ولی در این جریان، ماجرا از یک طرف چنان با هنجارنمایی های آیینی و ایدئولوژیک درآمیخته شده است که بیش از تحلیلی ساده، پیش زمینه ‌ای کیفری را تداعی می سازد و از سوی دیگر نسبت به واقعیت های جاری در پدیده مورد مطالعه قلب ماهیت و حقیقت صورت گرفته و نکاتی به اثر هنری نسبت داده شده است که اصلا وجود خارجی ندارد.

 

هر انسانی طبعا واجد دیدگاهی نسبت به جهان پیرامون خویش است که بر مبنای آن برخی انگاره های عملی و عقیدتی خود را تنظیم می کند. این فرایند را جهان بینی و مکتب نامیده اند که در مجموع رهیافت های ایدئولوژیک بشر را شکل می دهد. اما گاهی اوقات شخص چنان غرق در این انگاره ها می شود که به جای واقعیت پیرامونی، پیش فرض های خود را قرار می دهد. یعنی در عوض جهان بینی، ذهن بینی می نشیند.اگر این روند شکل فردی داشته باشد میزان تبعاتش هم محدود است ،اما اگر قرار باشد استنتاج های مبتنی بر این ذهنیت های خودساخته به عنوان پایه تحلیل در هنر و سایر معرفت های بشری به کار رود و به تدریج تبدیل به جریان شود، ماجرا وخامت پیدا می کند و عواقبش دامنگیر دیگران نیز می شود. صحبت های آقای عباسی راجع به درباره الی از این سنخ است. ایشان مدعی است که این فیلم یکی از پایه های مثلث لیبرال‌سینما در ایران است. اکنون کاری به این اصطلاح من درآوردی نامبرده نداریم. ببینیم که دلیل شان درباره این ادعا چیست :«درباره الی یک اثر لیبرالیستی و توأمان فمینیستی است. جمله «حالا درباره الی چی فکر می‌کنند؟» در شرایطی گفته می‌شود که الی در دریا غرق شده و مرد جوانی که آشنای اوست برای پیگیری وضعیت او که بی‌خبر، همراه یک گروه غریبه به شمال کشور رفته است به محل حادثه می‌آید. این نگرانی بابت قضاوت درباره‌ سفر او به نیت شوهریابی است. اما چرا نگرانی از قضاوت؟! مگر مرد جوان تازه وارد کیست؟ اگر او صرفاً یک خواستگار بوده است که «الی» او را نمی‌خواسته است، قضاوت او در مورد «چرایی حضور الی» در سفری گروهی، چه اهمیتی دارد؟پاسخ در تیتراژ ابتدای فیلم نهفته است. همه مسافران، به درون صندوق صدقات، پول اسکناس می‌اندازند، اما آخرین صدقه، یک حلقه ازدواج است. بعد از این تصویر، ابعاد حلقوی حلقه ازدواج، در نور به ابعاد حلقوی تونل تبدیل می‌شود. انگشت انسان و تونل جاده شبیه هم هستند، با این تفاوت که تونل، یک «غلاف» انگشت یا در واقع یک انگشتانه کامل است، اما انگشت، هم‌چون یک «قالب» تونل است.از این حیث، تمایز انگشت دست انسان از تونل این است که انگشت «تو پُر» و تونل «تو خالی» است. وقتی حلقه ازدواج، به صندوق صدقات می‌افتد، هیبت حلقوی آن، در نور، با ابعاد حلقوی تونل یکی می‌شود. خروج اتومبیل‌ها از تونل، توأم با جیغ و فریاد مسافران، نوعی رستگی و رهایی را تداعی می‌کند: در یکی، رهایی از ظلمت و فشار، و تنگی و تاریکی تونل، و در دیگری، رهایی از فشار و تعهد و تقید حلقه ازدواج.«الی» زن جوان، از مرد جوانی «حلقه» دارد، یعنی در عقد و عهد اوست. اکنون که برای یافتن شوهری جدید، همراه گروه به شمال رفته، و در دریا غرق شده است، آمدن نامزدی که یک سویه، حلقه‌اش به صندوق صدقات بخشیده شده، ایجاد سؤال می‌کند. پس، طرح پرسش «درباره الی چه فکر می‌کنند؟!» نه در مورد نامزدش، بلکه در مورد مخاطبان است. آلن بلوم در صفحه 101 کتاب گشایش ذهن آمریکایی می‌نویسد: حیاءزدایی، مرکز پروژه فمینیست است که از طریق انقلاب جنسی محقق می‌شود. با این تبیین فلسفی آلن بلوم از ایدئولوژی فمینیسم، یک اثر فمینیستی مانند درباره‌ الی حیازدایی را بن‌مایه فلسفی خود قرار می‌دهد.» البته آقای عباسی ظاهرا به طنز نیز درباره عنوان فیلم چنین مزاح فرموده اند که :« شاید این کلمه مخفف دو حرف نخست واژه اسلام لیبرال، یعنی آی و اِل؛ باشد. در آن صورت عنوان فیلم می‌شود «درباره اسلام لیبرال».»

ملاحظه می فرمایید که ریشه استدلال های حسن عباسی بر پایه حلقه ازدواجی است که در صندوق صدقات انداخته شده است. ماجرای اصلی همین جا است. اصلا حلقه ازدواجی وجود ندارد که بخواهیم چنین ادعاهای پرطمطراقی را بر مبنایش استوار سازیم. نمی دانیم آقای عباسی بر اساس کدام دید متافیزیکی سکه ای ساده را با حلقه ازدواج اشتباه گرفته اند. اصلا کدام آدم عاقلی ولو این که بخواهد حلقه اش را هم از دست خارج کند داخل صندوق صدقه می اندازدش؟! حتی اگر اصغر فرهادی را به لحاظ ایدئولوژیک قبول نداشته باشیم، دست کم او را هنرمندی که واقف به نمودهای زیبایی شناسانه است قبول داریم و چنین ایده ساده انگارانه ای را نمی توان به کسی که امتحانش را در روایت پردازی و نشانه شناسی به خوبی پس داده است نسبت داد. می بینید که یک اشتباه و سهل انگاری ساده، ماجرا را چگونه به حیازدایی و فمینیسم و انقلاب جنسی و آلن بلوم و سایر فحاشی های سیاسی سوق می دهد. این فقط یک سکه است که به خاطر همسان سازی با نمای دیزالو شده بعدی اش در تونل ، کمی شعاع نور دورش تدارک دیده شده است.چنین نکته هایی البته در برخی نظرات پیشین ایشان هم به چشم می خورد. مثلا در تحلیل سریال لاست ایشان مدعی بودند همه آدم های سریال حرامزاده اند و این یعنی این که این اثر می خواهد اباحه گری جنسی را بین مخاطبانش ترویج کند. آقای عباسی سریال لاست را چگونه دیده اند که به تشخیص و کشف این نکته شگفت آور نائل آمده اند؟ نیازی به آوردن فکت برای اثبات نیست. البینه علی المدعی .هر کس سریال را دیده باشد این ادعا را رد خواهد کرد. حالا بگذریم از ادعاهایی نادرست مانند این که دانیل( زن فرانسوی ساکن جزیره) همسر بن بوده است و از او دختری به نام الکس دارد یا ...خوش بینانه ترین احتمال آن است که آقای عباسی به دلیل ضیق وقتی که برای پردازش فرضیه های دکترینال و استرتژیک شان دارند، این فیلم ها را با دور تند و یا به شکل قطعات گزینشی می بینند و برای همین در تشخیص هویت شخصیت ها و اشیاء چه به لحاظ بصری و چه به جهت دراماتیک دچار اشتباهاتی این چنینی می شوند.بگذریم از این که در اغلب تحلیل های ایشان، حتی ساده ترین قواعد علم منطق هم نادیده گرفته می شود و بدون توجه به همبستگی معنایی صغرا و کبرای مسیر استدلالی فرضیاتشان، نتیجه گیری هایی کاملا بی ربط با دو جزء نخست گزاره هایشان اخذ می شود.

نکته دیگر آن است که آقای عباسی در تحلیل های سینمایی اش جایگاهی ویژه برای نکات جنسی و جنسیتی قائل است. جدا از نکات یادشده در سطور بالا، این را می توان در تعریف ایشان از فیلم ملک سلیمان هم که به تبیین بحث درام منجر شده است جست‌وجو کرد. دکتر عباسی در پاسخ به این ایراد که فیلم نامه ملک سلیمان ضعیف است ابراز داشته اند:« یکی از تکنیک‌های تعلیق در سریال‌ها و سینمای امروز جهان، روابط عاطفی مثلثی شخصیت‌هاست. اما آن‌جا که قصه‌گویی در قرآن، «احسن» خوانده شده است، به ویژه در ماجرای یوسف(ع)، یک رابطه عاطفی مثلثی مانند رابطه عزیز مصر و زلیخا، با گرایش زلیخا به یوسف، به گونه‌ای بیان می‌شود که هیچ حس شهوتی به خواننده آن آیات دست نمی‌دهد. چگونه می‌توان یک ماجرای عاطفی مثلثی را بیان کرد اما حس شهوت را برنیانگیخت؟! فرضاً اگر شما «قطام» را از سریال امام علی(ع) بگیرید، وضعیت تعلیق آن چگونه می‌شود؟ یا «ناریه» و «جاریه» را از «مختارنامه»؟! هنرمند باید بدون افزودنی‌های مجاز یا غیرمجاز، بتواند فراورده‌ هنری خود را به عنوان یک غذای سالم روحی به مخاطب خود عرضه کند.تیم ملک سلیمان آگاهانه تلاش کرده‌اند که سینمای ملک سلیمان را در شرایطی که از تکنولوژی روز سینمایی بهره‌مند می‌سازند، از ابعاد دراماتیک و حتی تراژیک کاذب بپیرایند.» آقای عباسی ایراد منتقدها به فیلم نامه ملک سلیمان را در این خلاصه کرده است که آن ها معتقدند چرا در ملک سلیمان روابط عاطفی جنسیتی - آن هم مثلث گونه!- وجود ندارد و این را ابعاد تراژیک و دراماتیک کاذب نامیده است. کلا و حاشا که چنین نکته ای در هیچ یک از نقدهای منفی بر ملک سلیمان وجود ندارد و معلوم نیست آقای عباسی چگونه چنین ایده ای را در نقدهای ما کشف کرده اند. درام پردازی مختصاتی را می طلبد که روابط عاطفی بین زن و مرد تنها یکی از مصداق های ناملزوم آن آن است. فیلم های موفق فراوانی در تاریخ سینمای جهان وجود دارد که اصلا در آن ها شخصیت ها از یک جنس هستند و یا این که تعلقات این چنینی در مراودات بین کاراکترها وجود ندارد. مشکل فیلم نامه ملک سلیمان ربطی به این که در آن رابطه عاشقانه با یک زن وجود داشته است یا نه، ندارد. مشکل این فیلم نامه در ناموزونی ضرباهنگ وقایع، انگیزه یابی های شخصیتی، گفتارهای رو و شعاری، و عمق نداشتن کنش ها و موقعیت ها است. این که ما از سریال امام علی فقط قطامه اش را ببینیم و از سریال مختارنامه صرفا ناریه و جاریه برایمان نمود داشته باشند و بعد با روندی مصادره به مطلوب همین ها را ضعف اثر و یا ویژگی بارزشان قلمداد کنیم، نشان دهنده کم‌داشتی اساسی در شیوه تحلیل و اصولا نگاه مان به مقوله فیلم و سینما است.

آقای عباسی ظاهرا متخصص امور استراتژیک هستند؛ اموری که در مفاهیم پایه علوم سیاسی به عباراتی همچون رزم‌ آرایی‌ ، فن‌ تدابیر جنگی‌، و فن‌ لشکرکشی اطلاق می شود. شاید آقای عباسی در حوزه های نظامی کارشناسی خبره باشند، اما با این دید - که لازمه اش قطعیت و جزمیت است -  نمی توان و نباید به تحلیل هنر - که شاکله اش تأویل بردار و تفسیرپذیر در ابعاد مختلف است- نشست. حاصل عینی این روند متناقض، همین اشتباهات و پیش داوری ها و استنتاجات غلطی است که در ادبیات مزبور می‌بینیم.

 

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٩