مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

زهرمارنامه : تحلیل های بخش های خبری سیما در مورد مختارنامه

در خبر آنلاین مطلب زیر را نوشته ام. آدرس اصلی اش:

http://www.khabaronline.ir/news-117238.aspx

                                 ************************

یادتان هست وقتی کودکی دانش‌آموز بودیم ، معلم دبستان انشاهایی با موضوعات تکراری سفارش می‌داد و اصرار هم داشت که حتما چند خط آخر انشای‌مان نتیجه‌گیری‌های رسمی داشته باشد؟

این روزها که در بخش‌های خبری تلویزیون، قطعاتی گزینشی از سریال مختارنامه همراه با ملغمه‌ای از مصاحبه با «مردم» و افاضات گوینده متن پخش می‌شود و تهیه‌کنندگان برنامه اصرار دارند تا آن را با هر رطب و یابسی هم که شده به برخی جریان‌های روز ربط بدهند، حسی شبیه به همان دوران محصلی دبستان برایمان تداعی می‌شود. سریال مختارنامه را تلویزیون تهیه و تولید کرده و به عنوان صاحب کالا قطعا حق دارد ایده‌های تبلیغی‌ای را - مثل همان میزگرد تاریخی/تحلیلی که جمعه شب ها بعد از پخش مجموعه روی آنتن می رود - در کنار آن درج کند. اما ناسلامتی آقایان صاحب رسانه‌اند و قاعدتا باید بعد از این همه سال نکاتی بدیهی از فنون رسانه‌ای را بلد باشند. این شیوه‌های ساده‌انگارانه بیش از آن‌که تبلیغ ایده‌های سیاسی حضرات باشد، موید رسانه‌ناشناسی ایشان است که البته تا حدی هم با کم‌هوش‌پنداری بینندگان عزیز ترکیب شده است. در این باب دو نکته قابل ذکر است.

اولا در هیچ‌جای دنیا، نمی توانید از این دست برنامه‌ها در بخش‌های خبری پیدا کنید. اخبار شامل رویدادهایی مهم است که به لحاظ بُرد و گستره و عمق، اهمیت اجتماعی در ابعاد سیاسی ، اقتصادی، سلامت، فرهنگ و غیره می‌یابند و وقوف به آن‌ها تأثیرپذیری‌های خاص خود را دارد. تحلیل سیاسی یک سریال داستانی تلویزیونی، با هیچ تعبیر و تفسیر و برداشتی، خبر محسوب نمی‌شود و قاعدتا جایگاهی در بخش‌های خبری نباید داشته باشد.البته یک سریال هم می‌تواند ارزش خبری پیدا کند منتها بسته به نوع نگاه به آن است. مثلا این‌که مختارنامه تا چه حد و چرا بین مردم جاافتاده و مورد استقبال قرار گرفته است، یک سوژه خبری است. اما این‌که مثلا فلان شخصیت سریال نماد جریان فتنه است و آن دیگری علامت بی‌بصیرت‌ها است و سومی هم تداعی‌بخش طیفی دیگر، دیگر ربطی به خبر ندارد. می توان این ایده‌ها را در برنامه‌هایی دیگر مطرح کرد که صبغه‌های متناسب با بحث‌های جاری داشته باشد و نه در برنامه‌های خبری. این روزها که گرته‌برداری‌های آشکار زیادی از برخی رسانه‌های خبری خارجی در  تلویزیون ما دیده می شود( از نوع دکور گرفته تا این که مجری‌ها به اسم کوچک هم‌دیگر را خطاب می‌کنند)، لااقل در کنارش این اصول بدیهی را هم رعایت کنند.

نکته دوم آن‌که تحلیل و بررسی یک اثر هنری هم اصول خود را دارد. جدا از آن‌که اصلا این‌جور شباهت‌سازی‌های تاریخی تا چه حد اعتبار علمی و عقلایی دارد یا نه، گردانندگان یک رسانه باید آن قدر ذکاوت رسانه‌ای داشته باشند که به این شکل زمخت و گل‌درشت، دست به تطبیق‌سازی‌های این‌چنینی نزنند. سریال مختارنامه یک اثر هنری است و نه ابزار سیاسی. قطعا هنر چنان وسعت دامنه و تعدد لایه دارد که بتوان برداشت‌های متنوع از آن به دست آورد و هر کس به میزان سواد و بینش و تجربه‌اش، بهره‌ای از بازتاب‌های حسی و معرفتی آن اثر ببرد، اما با این تحلیل‌های تک قطبی و متصلب که ناظر به مقاطعی تاریخ مصرف‌دار است، جز آن که قدر و منزلت هنر را سبک بشماریم، نتیجه دیگری دربرندارد. اشتباه نشود...ایراد نگارنده لزوما معطوف به محتوای ارزشی این تحلیل‌ها نیست. اگر قرار بود این نوع نتیجه گیری‌های ساده‌انگارانه توسط جناح‌ها و دیدگاه‌های رقیب یا مخالف هم صورت پذیرد، ایراد مزبور باز هم در جای خود باقی بود. کما این که همین الآن هم در بعضی از رسانه‌های اینترنتی برخی از معترضان، تفسیر سریال مختارنامه با 180 درجه تفاوت انجام می‌گیرد و خوش‌نامان تاریخ عاشورا را به خود تشبیه می‌کنند و بدنامانش را به گروه مقابل.

ما سریال مختارنامه را دوست داریم. لطفا با این تحلیل‌های مشعشع‌تان، لذت تماشایش را زهرمارمان نکنید.

 

 

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٠/۳