مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

سینما، رجایی، لینکلن و قیاس های مع الفارق

 

۱-            روی جلد نشریه‌ای سینمایی که همین روز‌ها می‌توانید بر روی دکه‌ها هم پیدایش کنید، تصویر شهید رجایی در کنار تصویر آبراهام لینکلن آمده است تا ارجاعی باشد به پرونده‌ای که در این شماره از نشریه مزبور تدارک دیده شده است: پرونده‌ای درباره مقایسه تعداد عناوینی که تا به حال در سینما و تلویزیون درباره این دو شخصیت (به عنوان دو رییس جمهور ترورشده) ساخته و پرداخته شده است. طیق ادعای تهیه کننده پرونده، تا به حال تنها یک سریال درباره شهید رجایی در ایران ساخته شده است، در حالی درباره لینکلن بیش از ۳۰۰ عنوان فیلم و سریال تولید شده است. ممکن است این مقایسه آماری برای کسانی که یا اساسا سواد ریاضی ندارند و یا اگر دارند، در وهله نخست توجهی بدان نداشته باشند، تکان دهنده بنماید، اما مغالطه این نشریه در نادیده انگاری اصل مقایسه به نسبت که امری ساده در محاسبات ریاضی است و دانش آموزان ششم دبستان هم آن را بلد هستند، باعث انحراف ذهن می‌شود. دوستان تهیه کننده این پرونده نکته‌هایی مانند مقایسه تولیدات تلویزیونی و سینمایی آمریکا را با تولیدات مشابهش در ایران نادیده گرفته‌اند (در آمریکا سالانه تقریبا ۱۰۰۰ عنوان فیلم ساخته می‌شود؛ جدا از سریال‌ها که آن هم رقم هنگفتی را دربردارد؛ در حالی که در ایران از دهه ۶۰ تا کنون تقریبا سالی به طور متوسط ۵۰ عنوان فیلم ساخته شده است) و علاوه بر آن، گذر زمان را هم از تاریخ فقد هر دو شخصیت (که یکی ۱۵۰ سال قبل رخ داده و دیگری همین سی و چند سال پیش) سپری شده است، توجهی نداشته‌اند و افزون بر این، در لیستی که دوستان از سایت IMDb گرفته‌اند، علاوه بر تولیدات سینما و تلویزیون آمریکا، تولیدات سایر کشور‌ها هم درج شده است که باز مقایسه‌اش را با تولیدات نحیف کل سینما و تلویزیون ایران، مع الفارق‌تر می‌سازد؛ و نکته مهم‌تر آنکه در این لیست مستند‌ها و آثار غیرسینمایی و یا غیرحرفه‌ای هم لحاظ شده‌اند که اگر قرار بر شمارش این جور فیلم‌ها در ایران باشد، تعداد بسیار افزون تری بر یک سریال می‌توان در کشورمان جست‌و‌جو کرد، و نکته آخر اینکه در فهرست ۳۰۰ عنوانی IMDb، فیلم‌هایی را که حتی تک اشاره‌هایی هم به لینکلن شده است آورده‌اند که باز از این دست فیلم‌ها درباره مرحوم رجایی در آثاری از فیلم‌های خودمان هم وجود دارد. به طور خلاصه اگر قرار باشد با توجه به همه نکته‌های بالا که دوستان تحلیل گر آن نشریه مورد غفلت قرار داده‌اند و قیاسی بی‌ربط ارائه داده‌اند، موقعیت شهید رجایی در فیلم‌های ایرانی بررسی شود، چه بسا آمار مبتنی بر قیاس به نسبتش، از فهرست لینکلن هم بالا بزند.

۲-            موضوع این یادداشت، غلط گیری از برخی همکاران مطبوعاتی نیست. اینکه سینمای ایران را به لحاظ کمی و موقعیتی با سینمای آمریکا مقایسه کنیم، البته ضریب‌های قابل توجهی از خطا را در محاسبات خویش راه داده‌ایم، اما فارغ از اینکه اصلا در سینمای آمریکا و هر جای دیگری از جهان چه تعداد فیلم درباره رهبران و شخصیت‌های مهم تاریخیشان فیلم تولید شده است، واقعیت آن است که در سینمای ایران نسبت به تاریخ و شخصیت‌های آن، چه متقدم و چه متأخر، کم عنایتی وجود دارد. منتها ریشه‌اش را به جای اینکه در مقایسه‌های مضحک با سینمای آمریکا بخواهیم جست‌و‌جو کنیم، بهتر است در چالش‌های داخلی خودمان ببینیم. این موضوع در ارتباط با شخصیت‌های تاریخی انقلاب اسلامی پرجلوه‌تر است. اصولا به رغم اهمیت فراوانی که این پدیده در تاریخ معاصر ما داشته است و مقدورات و مقدرات و و تغییرات و سرنوشت‌های فروان را رقم زده است و در فضای رسمی و حکومتی هم مهم‌ترین واقعه به شمار می‌رود و مبدأ رسمی تاریخ نظام سیاسی محسوب می‌شود، بازتابش در سینما، تصویری کم‌فروغ بوده است. شاید در برخی زمینه‌ها، میزان باور و تقید سینماگران به برخی نمودهای رسمی سیاسی و تاریخی، در اقبال یا رویگردانیشان در مواجهه با برخی موضوعات سینمایی موثر باشد، اما تعمیم این انگیزه به علت‌یابی کلیت موضوع مورد بحث، ساده-انگاری‌ای بیش نیست و قاعدتا می‌توان دلایلی مهم‌تر برای کم‌رنگی موضوع انقلاب در فیلم‌های ایرانی جست‌وجو کرد. انقلاب اسلامی پدیده‌ای سیاسی و تاریخی است. سیاست و تاریخ، دو عرصه دشوار و پیچیده در زمینه‌های تحلیلی است و از همین رو دیدگاه‌هایی بسیار متنوع در برابرشان شکل می‌گیرد که ‌گاه در تناقض با هم هستند. در عین حال فضاهای سیاسی و تاریخی، به شدت مستعد قرار گرفتن در چهارچوب‌های ایدئولوژیکی‌اند که باعث می‌شود آدم‌ها و جریان‌ها و رویدادهای مربوطه، در دو صف مثبت و منفی قرار گیرند و بسته به قبض و بسط‌های ایدئولوژی در طول زمان، این صف‌بندی‌ها هم تغییراتی می‌یابد و آدمی که تا سال‌ها مثبت انگاشته می‌شد، به سهولت حکم بر منفی بودنش صادر می‌شود و بالعکس. در چنین شرایطی، طبیعی است که سینماگر در پرداختن به رویدادی سترگ همچون انقلاب مکث کند، چه آن‌که اولا این جور قطب‌بندی‌های شخصیتی در قبال رجال و جریان‌های تاریخی/سیاسی با زاویه گسترده دید هنری و سینمایی سنخیت ندارد و ثانیا اگر قرار باشد همین قطب‌بندی‌ها و خط‌کشی‌ها هم دچار نوسان‌های مصلحت روز شود،‌‌ همان اندک انگیزه هم نابود می‌شود. صدا و سیمای ما، در بازپخش بسیاری از تصاویر مربوط به انقلاب، در هر نوبت، چهره افراد مختلفی را از قاب خود می‌زداید تا دقیقا بر مبنای همین خط‌کشی‌ها و مصلحت‌سنجی‌ها حرکت کند و سینمای ما هم در این زمینه درست همچون سیمای ما و سایر رسانه‌های رسمی است. فارغ از شخصیت‌های دخیل در دوران انقلاب، اصولا نگاه جاری در جامعه ما به شخصیت‌های تاریخی، از مصدق و قوام و مشیرالدوله گرفته تا شیخ فضل الله و مدرس و میرزای شیرزایی، نگاه‌هایی صفر و صدی است و در چنین فراگردی، به دشواری می‌توان فضایی صائب را در لحن تاریخی سینما شکل داد؛ حال چه رسد به آدم‌هایی نزدیک‌تر به دوران ما همچون بازرگان و بهشتی و مطهری و منتظری و سحابی و رجایی و دیگران. روند بت سازی و اهریمن تراشی از وجهه‌های تاریخی در عادت فرهنگی ما، عملا روایت متعارف را هم دچار دشواری می‌کند، چه رسد به روندی دراماتیک در یک فیلم سینمایی.

۳-            آقای علی مطهری در یکی از سخنرانی‌های اخیرش چنبن گفته بود: «برگزاری جشنواره مردمی فیلم عمار از این نظر قابل تمجید است که عده‌ای دلسوزِ فرهنگ و هنر کشور که ایدئولوژی و هنر را قابل جمع می‌دانند به جای آه و ناله از وضعیت سینمای کشور، خود وارد عرصه ساخت فیلم شده‌اند و عملا فیلم مطلوب خویش را به نمایش می‌گذارند.» تمجید مطهری از این جریان، به خاطر لحن ایجابی‌ای بوده است که در جمع مزبور تشخیص داده است. این توصیه‌ای مشفقانه و درست است. افرادی که دائما در حال مچ گیری و پرونده سازی علیه سینما و سینماگران و مدیران و... هستند، مناسب است که خود وارد میدان شوند و هر آنچه به نظرشان در فیلم‌های کنونی خلأ محسوب می‌شود، پر کنند. این گونه هم آن خلأ‌ها به تدریج از بین می‌رود و هم دوستان خود را در محک آزمون استقبال مردم و نقد منتقدان قرار خواهند داد و هم هر کس درباره دغدغه‌ای که دارد فیلمش را ساخته است. به جای تحمیل دغدغه‌های خود به دیگران، خودمان درباره‌اش اندیشه کنیم.

مطلب بالا در شماره 21 هفته نامه کتاب هفته خبر درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱٩