مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

واژه ، سلاح من است(درباره فیلم مناظره کنندگان بزرگ)

مطلب زیر را دو سال قبل در مجله شهروند نوشتم؛ درباره فیلمی از دنزل واشنگتن: مناظره کنندگان بزرگ محصول ٢٠٠٧.

                                        ***************

گفت و گو از جمله سنت های کهن بشری است که قدمتش به تکوین ساحت اندیشه می رسد.در فلسفه یونان قدیم و میراث پر ارج بزرگانی همچون سقراط و افلاطون ، هنر گفت و شنود جزء اساسی تفکر بود و تبحر در امر سخنوری به توانایی در بیان مقصود به نحو قانع کننده می انجامید که این نیز پایه بنیادین دموکراسی یونانی به حساب می آمد.سقراط در حین بحث هایش ، دسته ای  از شاگردانش را که در نقش مخالف خوان ظاهر می شدند در وضعیتی قرار می داد که نهایتا به ضعف استدلال های خویش واقف آیند و از این طریق به صحت و سقم آراء خود پی ببرند.در آکادمی افلاطون نیز گفت و شنودهای استدلالی و مناظره ای اهمیت فراوان داشت و از همین رو مکتوبات او در قالب گفت و گو تنظیم شد و مسیری دیالکتیکی به خود گرفت.

 

دنزل واشنگتن ، هنرپیشه محبوب و توانایی که با آثاری از قبیل روز آموزش، کاندیدای منچوری، مالکوم‌ایکس، پرونده پلیکان، کلکسیونر استخوان، جانی کیو، گنگستر آمریکایی و دژاوو وجهه ای ارزشمند و پرقدرت از هنر بازیگری از خود به جای گذاشته ، در دومین تجربه اش در عرصه کارگردانی با عنوان The Great Debaters (مناظره کنندگان بزرگ)، موقعیتی جذاب و در عین حال بسیار شرافتمندانه را که ارتباط وثیق با آن چه در پاراگراف بالا یاد شد دارد، ترسیم کرده است. داستان فیلم بر اساس ماجرایی واقعی ، در میانه دهه سی سده گذشته میلادی در آمریکا می گذرد ، دورانی که هنوز جریان نژاد پرستی به شکلی آشکار در بسیاری از مناسبات سیاه/سفید این سرزمین حاکم بود. در سال 1935 ملوین تولسون ،  مدرس سیاه پوست دانشگاه ویلی در تگزاس ، که در عین حال در اتحادیه کارگران اعضای سیاه پوست را به اعتراض مسالمت آمیز علیه مناسبات ناعادلانه حقوقی فرا می خواند، شاگردان خود را  در دانشگاه برای یک  مناظره  جدی جهت مسابقه با دانشگاه هاوارد  اماده می کند. اما در این مسیر دشواری های فراوان وجود دارد. از یاس و تنش جاری در بین شاگردان ملوین  گرفته تا محدودیت هایی که فرماندار ایالت تگزاس علیه او ایجاد می کند ، از رعب و وحشت آفرینی کوکلوس کلان ها تا قدرت بالای شاگردان سفید پوست سایر دانشگاه های ممتاز کشور. اما آیا  سرانجام پیروزی از آن او و سه دانشجوی ممتازش خواهد بود؟ شاید اگر فیلم را ندیده باشید ،الآن که این سطور را می خوانید کمتر جذابیتی را در این ماجرای به ظاهر کلیشه ای بیابید ؛ به ویژه آن که حدس تان هم راجع به پردیالوگ بودن فیلم به تبع موضوعش که مناظره باشد کاملا درست است . اما در صورت تماشای آن ، نه تنها ملالی حاصل تان نخواهد شد که برعکس روندی پرهیجان را تجربه خواهید کرد. واشنگتن در این فیلم ، از عنصر گفت و گو همان بهره ای را برده است که هر فیلمسازی ممکن است در یک اثر تریلر و اکشن از اسلحه در یک موقعیت دوئلی ببرد.در یکی از صحنه های فیلم دختر رنگین پوستی که از شاگردان توانای ملوین است چنین می گوید:« اسلحه من ، کلمات منند؛ من به تفنگ و چاقو نیازی ندارم» و جوهره فیلم مناظره کنندگان بزرگ در همین گفتار بنیادین خلاصه می شود. ملوین به شاگردانش آداب استدلال و تفوق در گفتار را می آموزد و در این جهان وحشی چه عنصری شریف تر از این میراث فرهنگی ؟ فصل پایانی فیلم که اختصاص به مناظره دانشجویان ویلی با دانشجویان هاروارد دارد ، این بحث مطرح می شود که آیا موضع گیری مسالمت جویانه گاندی که استعمار انگلستان را وادار به عقب نشینی کرد پراهمیت تر است یا روند خشونت آمیزی که دول متفق در برابر توسعه طلبی هیتلر در جنگ دوم جهانی به خرج دادند.سیاهان تز گاندی را تایید می کنند و سفیدان از لزوم خشونت علیه فاشیسم سخن می رانند و در جریان این مناظره مهیج که میزان قوت استدلال هر یک از دو طرف در سطحی بالاست ، تعلیقی به شدت سینمایی در ذهن مخاطب شکل می گیرد.فیلم  در کنار بهره گیری جذابی که از دیالوگ های متین و حساب شده فیلمنامه نویسش می برد ، با ترسیم مواردی از قبیل تکوین مثلثی عاطفی بین سه دانشجوی سیاه پوست ، بروز چالش بین رجال سیاسی و عملکرد ملوین ، تنش های درونی شاگردان با عقبه های خانوادگی و اجتماعی خویش ، و اختلاف بین خود ملوین و شاگردان ، فراز و نشیب دراماتیک اثر را  به شکلی استاندارد رعایت می کند و در این بین البته بازی خود واشنگتن در نقش ملوین یکی از بزرگ ترین امتیازات اثر به شمار می آید، آن سان که  چهره ای دوست داشتنی ، باهوش و مقاوم از او خلق می کند ؛ همان پرسونایی که در غالب بازی های این هنرپیشه بزرگ - حتی در نقش های منفی مثل آلونزو در فیلم روز آموزش - به چشم می خورد.

در روزگاری پرخشونت که حتی در محافل مکالمه ای اش هم گریز از منطق و میل به تهاجم غریزی  جریان دارد ، تماشای این اثر شریف و انسانی ، لذت بخش  و پر بهره  است.

 

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٩/٢٥