مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

طبیب

برای ما ایرانی ها، قاعدتا آن جنبه از فیلمی همچون طبیب نمود بیش تری دارد که مربوط به ملیت و تاریخ و فرهنگ کشورمان باشد. تا پیش از این نیز در مورد فیلم هایی همچون عمر خیام میراث دار، آرگو، بدون دخترم هرگز، سیصد و...که هر یک به نوعی برخی از جنبه های ایرانی بودن را دربرداشتند، بیش ترین واکنش ها درباره این بوده است که کم و کیف بازتاب های این آثار از ایران، چقدر درست یا نادرست بوده است؛ که البته اغلب هم به دلیل تحریف های آشکار در جلوه های تاریخ و فرهنگ و سبک زندگی و غیره، مورد طعن های شدید قرار گرفته اند. در خصوص فیلم طبیب هم می توان فهرست طولانی ای از اشتباهات فاحش تنظیم کرد که در آن ها، واقعیت های مربوط به ایران و ایرانی، کژتابانه ترسیم شده اند. برخلاف ادعای فیلم طبیب، ابن سینا خودکشی نکرد، نه در اصفهان بلکه در همدان درگذشت، در زمانه ابن سینا اقلیت های دینی مورد تأیید اسلام تحت سختگیری های مهلک نبودند، نام هیچ فرد انگلیسی ای در فهرست شاگردان ابن سینا ذکر نشده است (چه رسد به این که طرف از ابن سینا هم جلو بزند و به او طریق درست کالبدشکافی و علم آناتومی و چگونگی مهار طاعون را یاد بدهد!)، حمله سلجوقیان به اصفهان چندین دهه بعد از مرگ ابن سینا بوده است و نه مقارن با حیات او، ابن سینا هرگز به اعدام محکوم نشد (تنها مدتی به دستور حاکم وقت آل بویه به دلایل سیاسی در همدان در حبس بود)، مخالفت متشرعین با ابن سینا، به خاطر عقاید فلسفی او بود و نه فعالیت های پزشکی اش، علاء الدوله در جنگ با سلجوقیان کشته نشد و...این ها تنها نمونه هایی از ناانطباقی های اثر با واقعیت های تاریخی و فرهنگی بوده است و با نگاهی دقیق تر و بضاعت تاریخی بیش تر، می توان مثال های پرشماری در این باره به میان آورد.

اما برشماری این موارد، هر چقدر هم فراوان باشند، نکته اساسی در تحلیل این نوع فیلم ها نیست. موضوع اصلی آن است که فیلمی همچون طبیب (و سایر فیلم هایی که در بند بالا یاد شدند)، آن قدر به لحاظ سینمایی ضعیف هستند که که همه آن نادرست انگاری های تاریخی شان را به حاشیه می رانند. این آثار، چنان رقت انگیزند که به نظر نمی رسد ارزش داشته باشد به صرف زمان و انرژی برای تنظیم دادخواست های گوناگون ملی و تاریخی و فرهنگی علیه شان پرداخته شود. فیلمی که شعور تماشاگر خود را در حدی نازل فرض کرده است که قرار است هری پاتربازی شخصیت اول فیلم (راب) در پیش بینی مرگ دیگران با نهادن دست بر سینه شان (وسط یک ماجرای تاریخی رئال، این ایده های جادویی چه کار می کند؟) و یا ایده مستعمل نجات در آخرین لحظه (مثل برخورد ناگهانی و تصادفی راب با ابن سینا و یا نوع رهایی یافتن ابن سینا و راب از اعدام و یا نجات های پی در پی ربکا از غرق در حوض خانه و بیماری طاعون و تنبیه مهلک شوهرش و...) یا نجات باسمه ای راب و ربکا از توفان شن بیابان و عشق و عاشقی های سطحی شان در مراتب بعدی داستان، یا قطب بندی های کارتونی شخصیتی آدم ها به بد و خوب مطلق (راب و ربکا و ابن سینا و اقلیت ها و شرابخوارها خیلی خوبند و متشرعین و رهبر سلجوقیان و شوهر ربکا خیلی بدند؛ این وسط علاء الدوله هم از هنگامی که با راب انگلیسی رفیق می شود، جزو خوب ها قرار می گیرد)، و...به باور او درآید، دیگر تکلیف بازتاب های تاریخی و فرهنگی اش روشن است و دلیلی ندارد که مایه نگرانی باشد. طبیب، ملغمه ای است از پیام ها و داستان های عشقی، جنگی، بیابانی، علمی، مرشدی، عدالتی، خانوادگی، و...که همین که جایگاه دانشمند سترگی همچون ابن سینا را می خواست به درستی بیان دارد، جای تعجب می بود.

 مطلب بالا در شماره 481 ماهنامه فیلم درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۸/٢۳