مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

ای تشنه عشق روی دلبند...*

در خبرآنلاین مطلبی از بنده درج شده است که درباره بحث نمایش چهره حضرت عباس در سریال مختارنامه است.آدرس مطلب http://www.khabaronline.ir/news-110355.aspx است. خود مطلب هم از قرار زیر است:

 

این روزها که مجموعه تلویزیونی مختارنامه در حال پخش است، بسیاری از صاحب‌نظران را برانگیخته است تا به تناسب دانش و بینش و ذائقه خود درباره مفاهیم دینی/تاریخی برآمده از آن دیدگاه‌هایی را ابراز دارند. معمولا یکی از بحث هایی که در باب آثار سینمایی و تلویزیونی مذهبی دارای بار تاریخی شکل می گیرد، چگونگی نمایش چهره و شمایل بزرگان دین است. این ماجرا تاکنون در تجربه های پیشین در قالب های مختلف انجام شده است: گاه زاویه نقطه نظر(POV) دوربین تداعی بخش نگاه قهرمان مذهبی داستان می شود ( مثل فیلم محمد رسول الله) و گاه پیکری از دوردست و یا اینسرت از قطعاتی از اعضای بدنش قرار است معرف حضور او باشند ( مثل سریال امام علی) و گاهی نیز با تمهیداتی بصری چهره بازیگر ایفاگر این جور نقش ها را نورانی می‌کنند تا هم از نمایش عینی صورت بپرهیزند و هم کرامت و نورانیت وجود اشخاص مقدس را تداعی سازند ( مثل سریال ولایت عشق).

این شیوه ها اگرچه تا حد زیادی معضل مزبور را حل کرده است، اما به همان نسبت فاصله پذیری فراوانی را بین مخاطب با فضای دراماتیک این شخصیت ها پدید می آورد و از حس عمیق سمپاتیک بین مخاطب با قهرمان درام جلوگیری می کند و اگر هم حسی همدلانه در تماشاگر برانگیخته شود، عمدتا به دلیل باورهای فرامتنی بینندگان است و ربط چندانی به ارتباط بین هنر و مخاطبش ندارد. با این حال به دلیل حساسیت هایی که البته خیلی هم معلوم نیست تا چه حد ریشه در معیارهای اصیل دینی داشته باشد و تا چه حد به عادت های عرفی، دیگر این جور شیوه ها درباره پیامبر اسلام و ائمه اطهار پذیرفته شده است.

 

برگردیم به سریال مختارنامه که ظاهرا در آن، این شیوه ها در باب نمایش چهره ائمه ( حضرت حسن و حضرت حسین علیهما السلام) اعمال شده است، اما آن طور که از اخبار رسانه ها برمی آید، بزرگانی همچون حضرت عباس در قالب حضور بازیگری عینی نشان داده می شوند. این ایده اخیرا از سوی برخی صاحب نظران مورد اعتراض قرار گرفته است و آن را نوعی بی حرمتی به آن جناب می‌انگارند. این واکنش ها اگرچه به پشتوانه حمیت و غیرتی دینی شکل گرفته است، اما ای کاش توأم با حسن توجه بیش تری به موضوع مورد بحث بود. حضرت عباس در عین علو مقام و مرتبتی که داشتند، به هر روی واجد مقام نبوت که نبودند؛ بودند؟ چگونه است که در سیما و سینمای ما نمایش چهره بازیگران نقش های پیامبران همچون حضرات یوسف و ایوب و یعقوب و سلیمان و حتی پیامبران اولوالعزمی مانند حضرات ابراهیم و مسیح جائز شمرده شده است و برخی بزرگان صاحب نظر درباره آن ها حساسیتی ندارند، اما در باب جناب ابوالفضل ماجرا نوع دیگری نگریسته می شود؟ امیدوارم پاره ای از روایات اغراقی در این باره مطمح نظر قرار نگیرد که حاصل منتج از آن بیش از آن که ارتقای مقام حضرت عباس را برساند، تخفیف و سبک شمردن مقام انبیاء را تداعی می کند. برخی علمای شیعه به حکم برخی آیات و روایات درست است که مقام امامت را بالاتر بر مقام نبوت دانسته اند ( بر حسب آیاتی مانند انی جاعلک للناس اماما) ، اما دیگر قرار نیست که برادران و یاران امامان هم فوق بر انبیاء باشند.

نکته دیگری که برخی به عنوان ایراد به نمایش بازیگر نقش آن جناب می گیرند، برمی گردد به ممنوعیتی که از چند سال پیش نسبت به پرتره ها و شمایل های ائمه و سایر بزرگان دین در مراسم آیینی اعمال شده است و چنین می گویند که اگر آن شمایل حرام است چرا حالا نباید نوع سینمایی و تلویزیونی اش حرام باشد. این قیاسی مع الفارق است. اکثر آن تابلوها و نقاشی ها چنان درآمیخته به برخی نمودهای سطحی بودند که لاجرم آن واکنش درست را از جانب حاکمیت به دنبال داشت. به عنوان مثال چشم و ابرویی که برای حضرت عباس ترسیم می شد، بی شباهت به نگاه های خمار مستانه تابلوهای کلیشه ای عاشقانه از دیوان حافظ و رباعیات خیام نبود و بیش از آن که مقام معنوی و اخلاقی آن بزرگوار را برساند، نکات نه چندان درخور شأن ایشان را متبادر می کرد. اما مگر قرار است در مختارنامه هم چنین رویکردی اتخاذ شود؟ سابقه داود میرباقری نشان داده است که او توجه زیادی در حفظ و بلکه تبیین مقام محترم بزرگان دین دارد و چنین نگاه های سطحی ای تناسبی با پیشینه فعالیت های هنری او در این باره ندارد. ای کاش لااقل برخی صاحب نظران که حکم به حرمت چنین موضعی داده اند ، قبل از آن می خواستند تا تمهیدی فراهم آید تا بخش های مزبور به رویت ایشان برسد و آن گاه اگر فضایی دور از شأن حضرتش حس می شد دست به صدور فتوا می زدند.می دانیم به لحاظ فقهی چنین مسأله ای قبل از آن که تبیین حکم باشد، تشخیص مصداق است و صدالبته مصداق نیز با رویت و اطمینان و ادراک تشخیص داده می شود و نه با حدس و احتمال و گمان.

نهضت امام حسین(ع) بزرگ ترین تراژدی در کتاب پرورق تاریخ اسلام است و شاه بیت این حماسه تراژیک، حضور شورانگیز حضرت ابوالفضل است. تا به حال با شنیدن روایت این همه عشق و ایثار و بزرگ منشی و تواضع، اشک شوق و حسرت می ریختیم و بر مصائب حضرتش می گریستیم؛ اجازه دهید این یک بار از لا به لای دیدگان اشک بارمان، تصویر آن حماسه و مصیبت را به نظاره بنشینیم. این فرصت را که می تواند حس عمیق مذهبی و انسانی در فطرت مان شکل دهد، از ما دریغ نفرمایید.

 

* عنوان مطلب، مطلع مرثیه ای بر حضرت ابوالفضل، از استاد علی موسوی گرمارودی است.

 

 

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٩/٢