مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

ما اهل تحلیل هستیم؛ نه در پی تعطیل: رستاخیز؛ نقد سینمایی یا غوغای سیاسی

برخی سایت‌های خبری متمایل و یا متعلق به جناح منتقد دولت، اخیرا یادداشتی منفی از بنده را درباره فیلم رستاخیز احمدرضا درویش همراه با نقدهایی مشابه از برخی دوستان،در مقاله‌ای که علیه این فیلم منتشر شده است، درج کرده‌اند و در کنارش نیز اعتراض برخی روحانیان و دیگر اقشار پیرو را که با ایفای نقش بازیگران در شمایل بزرگان دینی (در اینجا حضرت عباس) مخالف بوده‌اند آورده‌اند و رسما پرونده‌ای را در محکومیت این فیلم و سازنده‌اش تشکیل داده‌اند.شاید اگر نام و جملاتی از بنده در این مقاله نبود، واکنشی نیز در کار نبود، اما واقعیت آن است که مطلب بنده (و بسیاری دیگر از دوستان منتقد سینمایی) در رهیافتی کاملا متفاوت با اهداف این مقاله نوشته شده بود. ما منتقدان سینمایی (تأکید می‌کنم: «منتقدان سینمایی» و نه سیاسی نویس‌هایی که به بهانه سینما، دنبال سیاسی کاری و سیاسی بازی هستند) اگر از فیلمی انتقاد می‌کنیم و یا در ردش می‌نویسیم، هرگز به دنبال توقیف آن اثر و یا فعالیت سازنده‌اش نیستیم؛ ولو با گزنده‌ترین واژه‌ها نوشته شده باشد. حرفه ما تحلیل است و نه تعطیل؛ و این درست برخلاف رویه‌ای است که در این مقاله دنبال می‌شود. استفاده مقاله نویس مزبور از نوشته‌های ما منتقد‌ها، عملا مصداق بارز وجه مناقشه قرار دادن تعدادی نویسنده سینمایی است که کار خود را بر حسب علاقه به سینما دنبال می‌کنند و نه سوار شدن بر موج‌های سیاسی. اگر شما مایلید که به بهانه فیلم رستاخیز، محملی بیابید برای حمله به فیلمسازی از جناح مخالفتان و یا بازتکرار شعارهای مربوط به فتنه و غیره و یا تضعیف دولت و وزارت ارشاد و... امری است مربوط به خودتان؛ اما لطفا از ایده‌های ما خرج نکنید. اگر نظرات سینمایی امثال ما برایتان حکم مرجع و حجت دارد، چرا زمانی که در تعریف از فیلم‌های اصغر فرهادی و یا خانه پدری و یا فیلم مغضوبتان، عصبانی نیستم می‌نویسیم، ارجاعات این چنینی نمی‌دهید؟

نکته دیگر آنکه مهم‌ترین ایرادهای برخی از ما منتقدان، به ساختار ضعیف فیلم در برخی نمودهای متنی و اجرایی بوده است. این فرق دارد با نظر فقهی برخی از روحانیان که تصویرسازی سینمایی از حضرت عباس را برنمی تابند. وجه استدلال ما معیارهایی زیبایی‌شناسانه است که رعایت و یا عدم رعایتشان، بار حقوقی بر عهده نقدشونده قرار نمی‌دهد، اما برخی از این آراء فقهی، به اقتضای موضوع فقه، می‌تواند طرف را در آستانه بغرنج‌ترین وضعیت‌ها قرار دهد. نگارنده فیلم رستاخیز را دوست ندارد، اما این غوغای مشکوک را هم درک نمی‌کند که چگونه قرار است به استناد پاره‌ای فتاوی مورد مناقشه (برخی فقها قائل به حرمت و برخی قائل به حلیت و جواز نمایش ایفاگران نقش بزرگان دین هستند و رأی و اجماع قطعی همچون آنچه درباره وجوب نماز جاری است، در این مصداق وجود ندارد)، پرونده یک فیلم و یک فیلمساز با این شدت و غلظت حجم فراوان به خود گیرد. این درست مثل آن است که برخی به استناد نظریه فقهی مبتنی بر بلاد کبیره بودن تهران، هر کس را که از تبعات عبادی این رأی در زمینه نماز و روزه و حد ترخص شرعی و غیره رویگردان بود، به باد انتقادهای خانمان سوز گیرند و تا مرز کفر و ارتداد سوقش دهند، بی‌آنکه توجهی به نظرات فقهی دیگر در این باره داشته باشند.

ما منتقد‌ها عموما معتقدیم یک فیلم هر چقدر هم ضعیف و یا مغایر با اصول شناخته شده سینمایی باشد، اگر از معبر فرایندهای عرفی و قانونی جاری در جامعه، مراحل تولید را سپری کرده و آماده اکران باشد، این حق را دارد تا در مواجهه با تماشاگران هم آزمون خود را پس دهد. هیاهومداری‌ها در این وادی، هر چقدر هم معطوف به شعارهای ارزشی باشد، باز هم می‌توان دم خروس سیاست را از پشت گرد و غبار‌هایش تشخیص داد. ناخرسندی برخی از منتقدان از فیلم رستاخیز، به شکل ماهوی و روشی، با نارضایتی‌های شما تفاوت دارد. لطفا ما و نوشته‌‌هایمان را وجه المناقشه قرار ندهید.

مطلب بالا در خبرآنلاین درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٧