مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

یک مصاحبه شگفت انگیز

 در کنار اخبار مهم مربوط به جشنواره فیلم پیش رو، داغ‌ترین سوژه سینمایی که در طول روزهای گذشته توجه بسیاری از پیگیران موضوعات فرهنگی را به خود جلب کرد، متنی بود که با عنوان مصاحبه هفته نامه پنجره با هوارد گوردون، از عوامل اجرایی و تولیدی سریال‌های میهن و ۲۴، در فضای گسترده رسانه‌ای اینترنتی بازنشر فراوانی یافت. این متن، به دلیل ادعاهای عجیب و غریب منسوب به مصاحبه شونده، از یک سو استقبال و خوشامد برخی از فعالان رسانه‌های خودارزشی پندار را که از دیرباز با بسیاری از وجوه سینمای معتبر و مستقل ایران مخالف بودند برانگیخت و از سوی دیگر حیرت بسیاری از علاقه مندان سینمای ایران را موجب شد. این حیرت ناشی از نامأمونسی و ناموزونی محتوایی و گفتاری جاری در جای جای متن مزبور بود. اگرچه در حال حاضر هوارد گوردون در صفحه توییتر خود، انتساب این گفت‌و‌گو را به خود تکذیب کرده است، اما حتی اگر هم چنین تکذیبی در کار نبود، خود متن آن قدر نکات ضد و نقیض داشت که ظرفیت فراوان برای تردید و حتی نفی اصالتش فراهم سازد. در این مجال به چند نمونه از این نکات شگفت آور اشاره می‌شود:

۱-         از طرف گوردون ادعا شده که خطاب به مصاحبه کننده گفته است: «من این مسائل را نمی‌‎توانم با مطبوعات آمریکایی در میان بگذارم، چون ممکن است برایم دردسرساز شود». کسی که در این مصاحبه رسما خودش را از طرفداران دوآتشه اسرائیل و یک وطن پرست یهودی آمریکایی و ایران را دشمن آمریکا می‌انگارد، چگونه است که از طرح موضوعات امنیتی/اطلاعاتی/رسانه‌ای فوق محرمانه‌اش در رسانه‌های کشورش ابا دارد، اما آن‌ها را به سهولت در اختیار رسانه دشمن قرار می‌دهد؟

۲-         در این مصاحبه اطلاعات خیلی ریزی از فیلم‌های مهجور داریوش فرهنگ و بهروز افخمی گرفته تا سرطان داشتن مرحوم شهیدثالث منسوب به گورودن شده است. کسی که این همه شناخت از ایران دارد، چگونه در قسمت‌های نهایی سریال میهن، اجازه داده که این قدر خام و شلخته و سرسری و حتی مضحک فضای ایران بازسازی شود؟

۳-         گوردون یک مدیر تولید ساده تلویزیونی است که حتی در سریال میهن هم جزو عوامل اصلی تیم تهیه کننده‌ها نبوده و در رده‌های فرعی‌تر قرار داشته است. اما در این مصاحبه بیشتر در مقام یک مدیر عالیرتبه دستگاه اطلاعاتی/امنیتی نشان داده شده است که حتی توانایی تعیین رییس جمهور کشورش را هم بر مبنای رنگ پوست و جنسیت و... دارد!

۴-         افراطیون آمریکایی همواره راجع به سیستم سیاسی ایران، چنین نظر می‌دهند که اغلب مردم ایران با حکومت جمهوری اسلامی همراه نیستند و بدان اعتراضات بنیادین دارند که مورد سرکوب نیز قرار می‌گیرد، اما در این گفتگو از زبان گوردون ادعا شده که: «حامیان اصلی نظام جمهوری اسلامی در ایران، مردم هستند.» چرا یک یهودی افراطی میهن پرست آمریکایی باید برخلاف یکی از مداوم‌ترین سیاست‌های دستگاه سیاسی متبوع و محبوبش و دقیقا مطابق با گفتمان حکومتی که دشمن می‌انگاردش حرف بزند؟

5-         ادبیات و لحن جاری در آنچه به گوردون منسوب شده است، بیش از آنکه به فضای شخصیتی یک شهروند آمریکایی بخورد، تداعی کننده ادعاهایی است که در طول سال‌های گذشته از چهره‌های مشهور و مورد علاقه رسانه‌های خودارزشی پندار در زمینه سینمای استراتژیک و جنگ نرم سینمایی و راهبردهای دکترینالی شنیده و یا خوانده‌ایم. حتی بعضی از این ادعا‌ها، طابق النعل بالنعل از زبان گوردون مطرح شده است؛ مثل‌‌ همان ادعا درباره تعیین رییس جمهور سیاهپوست برای آمریکایی‌ها و یا ارسال فیلم‌های تحقیرکننده ایرانیان به جشنواره کن و برلین. البته جالب‌تر اینجا است که نام یکی از این چهره‌ها هم در فرازی از صحبت‌های منسوب به گوردون آمده است تا مخاطب کاملا شیرفهم شود که این تئوری‌ها از آن کیست.

تناقض‌های جاری در این مصاحبه افزون بر این شمار است و می‌توان نکات دیگری همچون اینکه اصلا چه نیازی است که سازندگان آرگو برای عکس گرفتن از چهار تا ساختمان و خیابان، وارد چنین معامله‌ای غریبی با مدیران ارشاد شوند و یا اینکه اصلا در بدنه حجیم اعضای اسکار، این چند نفر چه نقش تعیین کننده‌ای می‌توانستند در قطعیت بخشی به یک جایزه مشخص داشته باشند و یا اینکه فیلم دیپلمات آقای فرهنگ در داخل کشور هم نمایشش مشکل پیدا کرده بود؛ چه رسد به این گوردون بخواهد مانع اکرانش در جهان و منطقه شود و... بدان افزود.

با توجه به این تناقض‌های آشکار، و مهم‌تر از آن با توجه به تکذیب خود هوارد گوردون، اعتماد به چنین مصاحبه‌ای نابخردانه است. اگرچه پیش بینی می‌شود در جواب به این تکذیبیه، گردانندگان معرکه مزبور با توسل بر گفتمان «اسنادش هم موجود است...»، برائت خود را ابراز دارند، اما در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمی‌شود. یا این معرکه از اساس دروغ است (که احتمال قریب به حتم چنین است) و یا حال آقای گوردون موقع مصاحبه خیلی خوب نبوده و رسما حرف‌هایی زده که بیشتر تداعی کننده هذیان‌های ناشی از مستی و جنون است. به هر حال بخش مستقل سینمای ایران و به ویژه سینمای فرهادی که در اوج این بعد افتخارآمیز از سینمای ما قرار دارد، سال‌ها است که مورد طعن و تهمت جریان‌هایی است که با تأسف فراوان پشت مدعیاتی از ارزش‌های اخلاقی و دینی قرار گرفته‌اند. به نظر می‌رسد که نوک حمله چنین اقداماتی، فرا‌تر از شخص یا سینمای فرهادی است و عملا مجموعه مهم و سترگی از سینمای ایران را نشانه گرفته است. این روند، واکنش جدی سینماگران و سینمادوستان را می‌طلبد. در این زمینه پیشنهاد می‌شود هیأت مدیره خانه سینما و یا حتی رده‌هایی از مدیریت سازمان سینمایی کشور، پیش قدم شوند و با انجام اقدامات مقتضی فرهنگی و حقوقی، لااقل به سهم خود، جلوی بخش‌هایی از این روند را بگیرند.

مطلب بالا در خبرآنلاین درج شده است.

   + مهرزاد دانش - ٩:٢٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۳