مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

دو زن (درباره فیلم وجده)

 

حضور یکی دو ورزشکار زن در تیم ورزشی عربستان سعودی، هنگام برگزاری مسابقات المپیک دوره قبل، مثل این­که خیلی هم اتفاقی نبود و اکنون در تداوم سیاستی که ظاهرا قصد اعلام وجود فضایی باز‌تر را از آنچه در خصوص موقعیت زنان این کشور مطرح است دارد، فیلم وجده ساخته شده است؛ اثری از یک کارگردان زن درباره موضوعی با محوریت زن در بستر دغدغه‌های اجتماعی و مدنی مربوط به دنیای مدرن.

تأثیرپذیری وجده از بخشی از سینمای جشنواره‌ای ایران که زمانی با تمرکز بر دنیای کودک و نوجوان آوازه فراوانی یافت واضح است: بچه‌ای پرشور و نشاط (معنی نامش –وجده- هم همین است) که بی‌قراری‌اش را می‌خواهد با دویدن و سرعت در حرکت بروز دهد، بزرگ ترهایی که چندان به موقعیت و خواسته کودکان توجه ندارند، آرزوی داشتن موقعیت یا وسیله‌ای که به دست آوردنش دشوار است، و... از جمله مایه‌های ثابت این فیلم‌ها است که حالا در فیلم وجده هم حضوری چشمگیر دارد. علاوه بر آن، در سینمای ایران با توجه به فیلم‌هایی همچون روزی که زن شدم (مرضیه مشکینی)، آفساید (جعفر پناهی)، دیوار (محمدعلی طالبی)، و به من نگاه کن (شهرام اسدی) که همگی ماجرای دخترانی را روایت می‌کنند که در پی فعالیتی ورزشی هستند، اما فضای سنگین عرفی یا قراردادی جامعه مانع از همواری مسیرشان می‌شود، این موضوع جلوه بارزتری به خود می‌گیرد.

در وجده تقریبا به اغلب نکات راجع به تبعیض حقوق زنان با مردان اشاره شده است: چندهمسری مردان، دوری گزیدن زنان از حضور دیداری و شنیداری مقابل مردان، ممنوعیت استفاده از آرایه‌های زینتی، ترجیح به داشتن فرزند پسر و شماتت زنان برای به دنیا نیاوردن نوزاد مذکر، محدودیت شغلی در صورت برداشتن نقاب و یا محیط اختلاطی با مردان، تقبیح سرخوشی و خندیدن در اجتماع، قبح رانندگی ولو در حد دوچرخه، و... از جمله مواردی است که تیتروار در این فیلم ردیف شده‌اند تا مظلومیت زنان نمایش داده شود. به نظر می‌رسد یکی از مشکلات فیلم هم همین توالی نه چندان دراماتیک موقعیت‌های معطوف به مظلومیت زنان در روایت باشد. اینکه در عرض چند هفته فضاهایی شکل بگیرد که همه این موارد را در خود جا بدهد، متقاعدکننده نیست. روایت فیلم البته شکل روانی دارد و به شکلی شسته رفته، قصه خود را تعریف می‌کند بی‌آنکه چندان دچار سکون و خلأ شود (و به عنوان یک اثر اول آن هم در جامعه‌ای که حتی فاقد یک سالن سینما است، قابل توجه فراوان است)، اما ردیف شدن این جلوه‌ها، کار را تا حدی از متنی هنری دور می‌کند و به سمت شعار سوقش می‌دهد.

روایت فیلم در دو مسیر موازی پیش می‌رود: مسیری که دختر (وجده) در پی به دست آوردنش است و مسیری که مادر در آن قرار دارد. دختر به دنبال یک تغییر است و می‌خواهد به موقعیتی فرا‌تر برسد: دوچرخه سواری و برنده شدن در مسابقه‌ای که با عبدالله قرارش را گذاشته، اما مادر تلاش دارد وضعیت کنونی خود را حفظ کند: مواظبت از اینکه مبادا شوهرش ازدواجی مجدد کند. دختر برای رسیدن به هدف، از هر وسیله‌ای که بتواند در اختیار داشته باشد بهره می‌گیرد: معامله با دیگران بر سر رساندن نامه و یا گریه نکردن و حتی با اینکه تمایلی واقعی به رعایت مناسک آیینی ندارد، در مسابقه‌ای معنوی هم شرکت می‌کند تا با به دست آوردن پولش، هزینه دوچرخه را تأمین کند؛ استفاده از مواهب یک قانون در راه رسیدن به فضای مقابل آن قانون. اما مادر از دم دست‌ترین و کلیشه‌ای‌ترین تمهیدات برای رسیدن به مقصود بهره می‌جوید: طبخ غذای دلخواه همسر و تهیه لباس‌هایی شوهرپسند. این دو نفر حتی در مواجهه با مشکلات هم رویه‌ای متفاوت دارند؛ نمونه‌اش تفاوت طرز برخورد منفعلانه مادر و رفتار کنش­مند و معترضانه دختر در برابر راننده‌ای که جلوی مادر قد علم می‌کند. روحیه سرکش وجده تا آن­جا است که حتی در تابلوی شجره­نامه خانوادگی­شان که فاقد اسم زنان است، نام خود را می‌افزاید تا حضور خود را در زندگی و جامعه به ثبت رساند.

فیلمساز، این دو مسیر متفاوت را اما به یک افق واحد می‌رساند. این پایان اگرچه به لحاظ احساسی قابل توجه است و پتانسیل غافلگیری مخاطب را در بر دارد، اما بار منطق دراماتیکش کم است. اینکه مادر تغییر رویه می‌دهد و همسو با وجده آرزویش را محقق می‌سازد، روندی ناگهانی دارد و نمی‌توان مثلا حتی تجدید فراش شوهر را انگیزه‌ای کافی برای آن دانست، چرا که این موضوع از مدت‌ها قبل ذهن زن را به خود مشغول داشته و روحیه محافظه­کارانه او همچنان برقرار بود. زنی که تا چند سکانس قبل به خاطر حفظ روبنده خود از فرصتی شغلی چشم می‌پوشد، نمی‌تواند به این سرعت در تدارک موقعیتی خلاف عرف جنسیتی آن جامعه، نقش روشنفکرانه داشته باشد.

اما سکانس پایانی فیلم، به لحاظ بصری زیبا است. دخترک حالا از جاده‌ای فرعی خود را به سمت بزرگراهی شلوغ رسانده است و در آستانه آن، در حالی که اتومبیل‌ها در فضای پشت سرش به حرکت مشغولند، به چشم اندازی نامعلوم می‌نگرد و می‌خندد. آیا او اکنون در اندیشه رسیدن به موقعیتی فرا‌تر است؟

مطلب بالا در ماهنامه فیلم درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٠/٢٦