مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

ارزش ذاتی هنر (درباره سخنان رییس جمهور پیرامون هنر ارزشی و غیرارزشی)

«تقسیم هنرمندان به ارزشی و غیر ارزشی بی‌معناست؛ زیرا هنر خود ارزش است».

این عبارت، در بین همه جملات رییس جمهور در نشست چهارشنبه‌اش با جمعی از هنرمندان، واجد اهمیتی مضاعف است. زمان درازی است که گسست نامیمونی بین هنرمندان این سرزمین بر اساس نوع نگرش‌های رسمی و غیررسمی، ایجاد شده و ساحت هنر را ناموزون ساخته است و تعابیری که از رسمی و غیررسمی بودن این نگاه‌ها با به کارگیری ادبیاتی کلیشه‌ای و قطب بندی شده همانند ارزشی/غیرارزشی، متعهدانه/غیرمتعهد، مسلمان/سکولار، حزب اللهی/معاند و... به عمل آمده است، بر این شکاف افزوده است. سخن به جای آقای روحانی، ناظر به اهمیت ذاتی هنر است. هنر برخلاف ذهنیت غالب در برخی فضاهای رسمی جامعه ما به عنوان ابزار و قالبی که محتوا ارزشمند یا سخیفش می‌سازد، ذاتا واجد هویتی گرانبها است. هنر تبیین پالایش یافته و خلاقیت مدارانه ایده‌های انسانی است که بر اساس نگره‌های زیبایی‌شناسانه و زیبایی جویانه شکل می‌گیرد. خود این مسیر، فارغ از ماهیت ایده‌پردازی، ارزشمند است، چرا که از سطح نگاه عادی عبور کرده و به عمق واقعیت‌های جاری در ابعاد حسی/معرفتی پدیده‌ها نزدیک‌تر شده است.

شاید در سال‌های نخست انقلاب اسلامی، به دلیل سپهر برآمده از شور هیجانی و تمایلات دگرگون خواهانه عمومی، این نوع تقسیم بندی‌ها، دست کم مقتضای روزگار و طبیعی تلقی می‌شد. اما در روند زمانه، که بر آن شور‌ها و آرمان‌ها، جلای پختگی نیز افزوده شد، انتظار می رفت طیف متنوع نخبگان فرهنگی و فکری جامعه، دستخوش تقسیم بندی‌های این چنینی دیگر قرار نگیرد و نگاه هنری و فکری افراد و جریان‌ها، ولو همپوشانی کامل با نقطه نظرهای رسمی نداشته باشند، معتبر و محترم باقی بماند. متأسفانه این انتظار نه تنها برآورده نشد، که حتی در جهاتی، شتابی فزایندی و وارونه شکل گرفت و هنرمندان (در اینجا سینماگران) به کوچک‌ترین بهانه‌ای، از دایره خودی‌ها بیرون رانده شدند. بدین ترتیب، در مقابل خیل آدم‌های مثلا غیرارزشی، انواع و اقسام معرکه‌ها و شعبده‌ها و دکان‌ها شکل گرفت و در زیر سایه سینمای دینی و سینمای معناگرا و سینمای استراتژیک و سینمای انقلابی و سینمای مردمی و سینمای ملی و سینمای فلان ژانر مقدس و سینمای موسوم به نام فلان فرد تاریخی محترم، جمعی از آدم‌های کم استعداد، خود را در قالب هنرمندان ارزشی جا زدند و به ساخت آثاری دست زدند که کمتر از مختصات هنر بو برده بود و البته وابستگی شدید این جریان به بخشش‌های گسترده مادی و اعتباری و رانتی، پوششی مملو از شعارهای ارزشی را فراهم می‌کرد که در ذیل آن، کلی هم ادعاهای طلبکارانه به عمل می‌آمد. این در حالی بود که اتفاقا هنرمندان منسوب به فضاهای غیرارزشی، ارزشمند‌ترین آثار را در‌‌ همان فضای مورد ادعای خودارزشی پنداران خلق کرده بودند؛ چه در بعد جنگ تحمیلی و چه در زمینه آرمان فلسطین، چه در باب دغدغه‌های اجتماعی (اعتیاد، فقر، گسست‌های طبقاتی و نسلی، فساد و...) و چه در حوزه‌های اعتقادی و ایمانی. منتها هر کس از زاویه دید خود، به تناسب شأن اجتماعی و تحصیلاتی و معرفتی و طبقاتی‌ای که داشته، خلاقیت هنری‌اش را صرف پردازش این امور کرده است.

هنر ارزشی و غیرارزشی ندارد. اگر ارزش‌ها در بسترهایی همچون صداقت، وفای به عهد، عدالت، نوع دوستی، امانت داری، اخلاق مداری، و... متجلی شود، واقعا کدام سینماگر ایرانی (و بلکه غیرایرانی) مخالف این مفاهیم است که قرار باشد در طیف بندی جعلی و جهت گیرانه غیرارزشی‌ها نامش ثبت شود؟

ممکن است این روز‌ها برخی جریان‌ها که وظیفه‌ای جز جبهه گیری مقابل رییس جمهور قائل نیستند، جملاتی از برخی بزرگان استخراج کنند که بی‌توجه به اقتضای زمانی و موقعیتی گفتار، مثلا به عنوان محاجه علیه سخن رییس جمهور به رخ بکشند. راستش نگارنده، بزرگواری را بزرگتر از امام علی (ع) نمی‌شناسد که وقتی نزدش از بهترین شاعر عرب جویا شدند، کسی را نام برد (امرءو القیس) که از شاعران جاهلیت بود و حتی مصراعی از ابیاتش هم مطابق با آنچه امروز خودارزشی پنداران تحت عنوان شاخص‌های هنر ارزشی می‌انگارند نبود.

هنر ارزشی و غیرارزشی ندارد. با این طبقه بندی‌های مجعول، شاید دکان بعضی‌ها رونق یابد، اما هنر به پایش قربانی خواهد شد.

مطلب بالا در خبرانلاین درج شده است.

   + مهرزاد دانش - ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳٩٢/۱٠/٢۱