مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

اسکار حق مسلم ما است؟

اعلام فهرست اولیه نامزدهای اسکار بهترین فیلم خارجی در هفته گذشته، که فاقد نام فیلم گذشته (اصغر فرهادی) به عنوان فیلم معرفی شده از طرف ایران بود، واکنش‌های مختلفی را در بین برخی از پیگیران سینمایی برانگیخت. برخی که بسیار مشتاق بودند این فیلم در مناسبات اسکار مطرح و برنده شود، ضمن اعلام تأثر شدید از این موضوع، از عواملی به عنوان ریشه این موضوع نام بردند که از آن جمله می‌توان به اختلافات داخلی و صنفی کمپانی‌های توزیع و پخش فیلم در آمریکا، تحریم اسکار توسط ایران در سال گذشته و فقدان مدیری همچون جواد شمقدری برای لابی کردن با اسکار اشاره کرد. برخی نیز که از آغاز، مخالف معرفی گذشته به اسکار بودند، ترجیع بند «ما که گفته بودیم...» را در لا به لای اظهاراتشان تکرار کردند و با تقبیح عملکرد کمیته فارابی در ارسال این فیلم، مجددا پای فرانسوی بودن یا نبودن گذشته را پیش کشیدند و حسرت خود را از عدم معرفی فیلم‌هایی همچون هیس دختر‌ها فریاد نمی‌زنند و دربند اعلام داشتند.
دراین زمینه ذکر چند نکته خالی از وجه نیست:
۱-    حضور و یا برنده شدن در اسکار، مانند انرژی هسته‌ای نیست که شعار «حق مسلم ما است» پیامدش تکرار شود. اسکار هم مثل هر محفل رقالتی هنری دیگری، فرصتی است که‌ گاه ممکن است به دست آورده شود و‌گاه خیر. نه کسب آن به منزله احقاق حق است و نه عدم کسبش به مثابه از دست رفتن حق. برای همین اگرچه حضور و یا پیروزی در آن، خوشحال کننده است، اما برعکسش نباید تأسف بار باشد، چون روالی است که برای ده‌ها فیلم خوب یا بد در هر رقابت سینمایی‌ای پیش می‌آید. اگر فیلم گذشته در لیست امسال نیست، به این معنا است که اعضای اسکار فیلم‌های دیگری را بهتر از آن تشخیص داده‌اند. ممکن است برخی از این وجوه تشخیص، مطابق میل ما نباشد، ولی قاعده بازی این است. توسل به گمانه زنی‌های توطئه پندارانه، ساده‌ترین راه برای نادیده گیری این قواعد است.
۲-    نبود فیلم گذشته در این لیست، هیچ ربطی به موضوع فرانسوی بودن یا نبودنش ندارد. آکادمی اسکار قبلا اعلام کرده بود که معرفی این فیلم از طرف ایران، منطبق با شرایط و ضوابط قانونی است. پس کسانی که مترصد فرصت هستند تا بر موج‌های این چنینی سوار شوند، مناسب است ساحل و دریای دیگری را برگزینند. گذشته منطقی‌ترین انتخاب از بین بضاعت‌های این دوره سینمای ایران برای معرفی به اسکار بود. اینکه این گزینه منطقی در رقابت با دیگر فیلم‌های خوب دنیا از میدان کنار نهاده شده است، چه ربطی به به غلط بودن انتخاب اولیه دارد؟
۳-    اصرار مداوم برخی افراد بر دربند و هیس...، نشان دهنده کم آگاهیشان از مناسبات جاری در اسکار است. اولا اثبات شیء نفی ماعدا نمی‌کند که حالا اگر فیلم دیگری ارسال می‌شد، قطعا نتیجه مطلوب به دست می‌آمد. ثانیا فیلم دربند مطابق ذوق عمومی اعضای اسکار که نوعا به فیلم‌هایی با محور خانواده نظر دارند نیست و بیشتر یک جور فیلم تین ایجری دختر/پسری با لحنی تلخ است و معمولا این گونه آثار مورد عنایت اسکاری‌ها (در بخش فیلم‌های خارجی) قرار نمی‌گیرند. دربند اگرچه از آثار مورد علاقه نگارنده است و درباره‌اش چندین بار یادداشت‌هایی مثبت به همین قلم نوشته شده است، اما پاشنه آشیل آن، شخصیت‌پردازی آدم اصلی داستانش است که بعید است در ارزیابی‌های اسکاری به چشم نیاید. ثالثا فیلم دربند ابعاد و بازتاب‌های جهانی اندکی دارد و مهم‌ترین ظرفیت را در جلب توجه داوران اسکار فاقد است و چهارم آنکه با یادآوری ناکامی نفس عمیق در اسکار چند سال قبل، (که به گواهی اغلب منتقدان خودمان اثری به مراتب بهتر از دربند بود) احتمال اندک پذیرش این فیلم در اسکار بیشتر نمود می‌یابد. درباره هیس نیز مناسب‌تر است به خاطر احترامی که برای نگاه شریف و پردغدغه سازنده‌اش باید قائل بود، سکوت پیشه کرد. در اسکار هم مثل هر محفل رقابتی سینمایی دیگری، رعایت حداقل ساختار‌ها، پیش شرط اساسی در پذیرش هر اثری است.
۴-    افق دنیا بسی بزرگ‌تر از نوک بینی ما است. جلو‌تر از آن را هم ببینیم.

 

یادداشت بالا در خبرآنلاین درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/۱٠/٦