مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

پس از زمین

پس از زمین، به رغم فضای ظاهرا مهیجش که در بستر ماجراهایی علمی تخیلی و در ساحتی آینده­ نگرانه با انواع و اقسام عملیات محیرالعقول اکشن از انفجار سفینه وسط فضا گرفته تا شمشیربازی با هیولایی کریه المنظر و گریز از پلنگ‌های سریع السیر و مبارزه با عقاب غول ­آسا و... شکل گرفته است، اثری به شدت کسالت­ بار با روایتی راکد است. ‌ام. نایت شیامالان در این فیلم، به سیاق چند اثر متأخر دیگرش، به  رعایت استانداردهای درست شخصیت‌پردازی و روایت‌پردازی بی‌توجه است. این­ که مخاطب با جلوه‌هایی متوالی و چشم­ نواز و خیره­ کننده از آسمان و زمین و فضا و بیگانگان وحشتناک مواجه شود، اما سر آخر هم درک کاملی از رابطه دو شخصیت اصلی داستان با آن همه عصاقورت­ دادگی‌های تصنعی و بازی‌های سرد و بی‌حال و خلأ حال و هوای انسانی پیدا نکند، هیچ فایده‌ای ندارد. استفاده از نشانه‌های نمادین مانند تأکید بر کتاب موبی دیک و یا توالی فلاش­ بک‌های پدر و پسر از دختر خانواده‌شان که قربانی هیولاهای فضایی شده است و یا تم اصلی متن که عبارت از غلبه بر ترس است، اثر مثبتی بر این موقعیت‌های راکد نگذاشته است. مشکل اساسی شیامالان، وادادگی در برابر جذابیت اولیه ایده مرکزی داستان‌هایش است و بعد از آن دیگر فکری به حال چگونگی پرورش موقعیت‌های دراماتیک که بر حول این محور باید شکل بگیرد نمی‌کند. فیلم تا زمانی که هنوز سفینه به روی زمین سقوط نکرده است، تا حدی متعادل و چه بسا جذاب به نظر برسد، اما بعد از آن، همه چیز در حجم متراکمی از شعارهای شبه فلسفی و قطعات غیر مرتبط اپیزودیک داستانی باقی می‌ماند که در فرجامش، نه تحول پسربچه در چیره شدنش بر ترس، باورپذیر از آب درمی آید و نه دگرگونی پدر در شکستن یخ احساسات پدرانه‌اش و بدین ترتیب، پایان خوش ساده­ انگارانه ­ای بر داستانی کشدار و حوصله­ بر افزوده می شود تا فهرست نقصان­ های فیلم به حد کمال برسد.

 

مطلب بالا در سایت ماهنامه فیلم درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/٩/٢۳