مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

از زاگرب تا اسکار؛ از فرانسه تا ایران: بالاخره فیلم گذشته ایرانی است یا فرانسوی؟

اگر فرزندی از والدینی ایرانی در کانادا به دنیا بیاید، ملیتش ایرانی محسوب می‌شود یا کانادایی؟ پاسخ این سوال و نمونه‌های مشابهش را نه سلیقه‌های فردی و اعتقادات شخصی و حزبی و ایدئولوژیک، بلکه سیستم‌های حقوقی تعیین می‌کنند؛ کما اینکه در همین مثال یادشده، طبق قوانین ایران که تابعیت ملی بر مبنای سیستم خون تعریف شده است، این فرزند ایرانی است و در عین حال بر اساس رژیم حقوقی کانادا که عنصر خاک تعیین‌کننده هویت ملی افراد است، این فرزند، کانادایی هم به حساب می‌آید و به اصطلاح تابعیتی دوگانه دارد. این روند یک موقعیت پذیرفته شده حقوقی نزد همه کشورهای دنیا است و برای همین کمتر پیش می‌آید که اگر و اماهایی در قبالش مطرح شود. حتی بعضی از کشورها ‌گاه قواعد حقوقی خود را در این باب تغییر داده‌اند؛ مثلا انگلستان که تا چند سال قبل سیستم خاک را ملاک تعیین هویت ملی می‌دانست، اکنون رژیم مبتنی بر خون را پذیرفته است.
این مقدمه از آن جهت ذکر شد که اخیرا راهیابی فیلم گذشته (اصغر فرهادی) به جشنواره زاگرب به عنوان فیلمی فرانسوی، دستاویز جریان‌های رسانه ای/ایدئولوژیک معدود اما غوغاسالاری شده است که از‌‌ همان ساعات نخست اعلام معرفی گذشته به اسکار، درصدد فضاسازی علیه این تصمیم برآمدند و با بزرگنمایی نظر عده‌ای انگشت‌شمار که در خوشبینانه‌ترین حالت عموما جزو رده‌های متوسط سینمای ایران محسوب می‌شوند، موجی کاذب به راه انداختند. اکنون نیز با استناد به ماجرای جشنواره زاگرب، این روند ادامه یافته است و آن را شاهد مثالی برای صحت این ادعا که گذشته فیلمی فرانسوی است و شایستگی حضور در اسکار را به عنوان اثری ایرانی ندارد معرفی می‌کنند. مشکل اساسی این مدعیان، آن است که نه با معیارهای سینمایی آشنایی دارند و نه از استدلال‌پردازی‌های منطقی بهره‌ای برده‌اند و به صرف ردیف کردن چند واژه شعاری مد روز و با تکیه بر سوز و گدازنمایی‌های سانتیمانتالیستی مثلا میهن دوستانه، حجت را تمام شده تلقی می‌کنند. راستش ماجرای جشنواره زاگرب آن قدر ساده و عادی است که در وهله اول واقعا احساس می‌شود که نیازی به استدلال برای روشن کردنش وجود ندارد، اما غوغاپردازی‌های رسانه‌ای و سیاسی مزبور نشان می‌دهد که ناآگاهی برخی افراد و جریان‌ها به لزوم یادآوری برخی نکات ساده می‌انجامد.


همان طور که برای احراز هویت ملی آدم‌ها قواعد مختلفی در کشورهای دنیا وجود دارد که در کلیت ماجرا تزاحمی نیز با هم پیدا نمی‌کنند (مانند‌‌ همان مثال ذکر شده در بند نخست)، در خصوص اینکه هویت یک اثر هنری هم متعلق به چه کشوری است، قواعد مربوط به محفل‌های سینمایی حرف نخست را می‌زند. فیلم گذشته نزد محافلی که معیارشان در این زمینه تهیه کننده است، قاعدتا فرانسوی محسوب می‌شود و نزد فضاهایی که ملاکشان نیروی خلاقه هنری (کارگردان، نویسنده، فیلمبردار، بازیگر و...) است، طبعا ایرانی به حساب می‌آید؛ و این دو هویت هیچ منافاتی هم با هم ندارند؛‌‌ همان طور که یک فرد متولدشده در کانادا از زوجی ایرانی، هم ایرانی است و هم کانادایی. چنین فردی اگر مایل باشد از تسهیلات و اقتضائات مربوط به هویت ایرانی‌اش استفاده کند حقش را دارد و اگر هم بخواهد از فواید تابعیت کانادایی‌اش بهره ببرد، باز حقش را دارد، کما اینکه در مناسبات ورزشی این امری کاملا شناخته شده است: فریدون زندی متولد و ساکن آلمان، به عنوان یک ایرانی در تیم ملی فوتبال ما حضور داشت و ارغوان رضایی متولد و ساکن فرانسه، به عنوان ورزشکاری ایرانی، راکتش را به رییس جمهور سابق ایران هدیه داد و از قضا مورد تحسین بسیاری از همین جریان‌های رسانه‌ای قرار گرفت که اکنون بر سر فیلم گذشته غوغا به پا کرده‌اند. حتی برخی از رجال سیاسی ما هم وضعیتی این چنینی دارند؛ آن سان که رییس سابق قوه قضائیه و نیز وزیر سابق امور خارجه ایران، متولد عراق بوده‌اند و این امر، به درستی، مانعی برای احراز پست‌های مهم حکومتی ایران برشمرده نمی‌شد. فیلم گذشته طبق قوانین جشنواره زاگرب (و احتمالا بسیاری دیگر از جشنواره‌های سینمایی) فرانسوی است و طبق قوانین آکادمی اسکار، ایرانی است.‌‌ همان طور که یک فرد واجد تابعیت دوگانه محق است از هر دو جنبه هویت ملی‌اش بهره‌های مختلف ببرد، فیلم گذشته هم می‌تواند بر اساس قوانین مختلف محفل‌های گوناگون محافل سینمایی، حضوری متناسب داشته باشد و از جنبه‌های مختلف پیش رو ‌‌نهایت بهره را ببرد.
از نظر نگارنده، آنچه آمد توضیح واضحات است، اما ظاهرا در برابر غوغاپردازی‌هایی که در طی‌شان، بدون توجه به اقتضائات سینمایی و حقوقی و منطقی، همچنان یک حرف تکرار می‌شود، چندان هم ساده نیست. البته گاهی اوقات، اصرار بر حرفی نادرست، لزوما از سر ناآگاهی نیست، بلکه معطوف به تعصب و خودمحوری و دوری از انصاف است که در این مورد، کاری از استدلال و منطق برنمی آید و باید به دعای خیر جهت رفع رذایل اخلاقی پناه برد.

مطلب بالا در خبرآنلاین درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۸/٥