مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

ابتدای راه...(درباره بازگشایی خانه سینما)

«در آستانه گذر به فضای دولت یازدهم، که قطعا در حوزه فرهنگ و سینما، سیاست‌هایی متفاوت با تصمیمات مدیران کنونی سینما در پیش گرفته خواهد شد، میزان مقبولیت رسمی ایشان (اصناف سینمایی دولت­ساز که تحت عنوان خانه سینمای ایرانیان نام گرفته‌اند) هم کاهش می‌یابد و به احتمال زیاد، خانه سینما به صاحبان اصلی‌اش برگردانده خواهد شد. به نظر می‌رسد هدف اصلی در پس گرد و غبارهای ناشی از ماجراجویی‌های فعلی، تشکیل هسته‌ای متشکل از اصحاب صاحب منصب و یا صاحب نظر کنونی است تا در سال‌های آینده، به موازات جریان اصلی سینما، حضوری هر چند نامقبول در زیر چتر حمایت احتمالی پاره‌ای نهاد‌ها و به نام یک تشکل که با سازوکارهای دولتی رسمیت یافته است، تداوم یابد.»

عبارات بالا، بخشی از مطلبی است که بیش از دو ماه قبل به قلم نگارنده در همین نشریه، بعد از پیروزی پرشور دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و در میانه سرسختی مدیران سینمایی دولت دهم در تن دادن به بازگشایی خانه سینما و لایی کشیدن به مسیری انحرافی (یعنی‌‌ همان تأسیس نهاد دست­سازی که مثلا قرار بود نمایندگان واقعی و قانونی اصناف سینمایی باشند)، نگاشته شد که اکنون تحققش را شاهد هستیم. وعده رییس جمهور مبنی بر شکستن قفل خانه سینما که از‌‌ همان روزهای مبارزات انتخاباتی داده شده بود، سرانجام در روز ملی سینما توسط سازمان سینمایی وزارت ارشاد عملی شد و سیاست به شدت نابخردانه‌ای که نزدیک به ۲۱ ماه انرژی فراوان و بیهوده‌ای از مجموعه مناسبات سینمایی هدر داد و گسست‌های جاری در بین اهالی سینما را عمیق‌تر و گسترده‌تر ساخت، به اتمام رسید و آنچه در زمان دولت دهم، به عنوان لکه ننگ سیاست­ورزی فرهنگی تلقی می‌شد، در دولت یازدهم رویه‌ای جبرانی در قبالش اتخاذ شد و در‌‌ همان اولین هفته‌های فعالیت سازمان سینمایی، تبدیل به یکی از نقاط عطف عرصه فرهنگ گردید.

تعطیلی خانه سینما که به رغم همه ادعاهای رسمی مبنی بر دلائل حقوقی، دم خروس سیاسی بازی‌اش به شدت از بطن کنش‌ها و واکنش‌های مدیران وقت ارشاد هویدا بود، نشان از انحصارطلبی شدیدی داشت که متولیان فرهنگی آن دوران، در مواجهه با حوزه مدنی سینما داشتند. این حوزه به رغم همه تمهیداتی که این مدیران برای یکدست کردن فضای سینمایی جامعه داشتند، مانند سایر بخش‌های اجتماعی نبود تا به راحتی بتوان با اتخاذ به سیاست‌های پوپولیستی و یا ارعاب و تطمیع‌های متداول، اعضایش را به راه آورد. برای همین سرانجام تصمیم گرفته شد که شمشیر از رو بسته شود و به جای تعقیب راه‌های دشواری همچون هماوردی اجتماعی و یا شکایت به دادگاه و... کار با اعلام انحلال (که بعدا توسط دادگاه این ادعا رد شد و جایش را به عبارت تعطیلی داد) یکسره شود. اما این پایان کار نبود. علی رغم غوغامداری‌های رسانه‌ای که فضای پراتهامی را در برابر اهالی سینما گشوده بود و انگ‌های مختلفی شامل جاسوسی برای اجانب و فتنه‌گری و رانت خواری و مفاسد اخلاقی و... نثار مدیران و دست اندرکاران خانه سینما می‌شد، مقاومت از جانب سینماگر‌ها و سینمادوست‌ها ادامه داشت و موضوع خانه سینما به جای اینکه تمام شده تلقی شود، لقمه پرتیغی بود که در حلقوم مدیریت فرهنگی وقت گیر کرده بود.

 

در آستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، ناگهان تصمیم بر آن شد که خانه سینما باز شود و ماجراهای جدیدی همچون نامه پرتأکید محمود احمدی‌نژاد در این خصوص به داستان نافرجام مدیران سینمایی افزوده شد. در حالی که اغلب قریب به اتفاق دولتمردان مطمئن بودند در دولت بعد نیز جایگاه خواهند داشت و حتی در صورت رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی، امیدی فراوان به سعید جلیلی می‌پروراندند و بعضا در میتینگ‌های تبلیغاتی او حاضر می‌شدند، پیروزی جدی‌ترین چهره در جبهه مخالفشان، همه پیش بینی‌‌هایشان را نقش بر آب کرد و از همین رو مدیران سینمایی برخلاف قول و وعده‌های پیشاانتخاباتیشان، یک دفعه از در لجاجت درآمدند و با به میان آوردن سینماگرهایی از جبهه اقلیت و ایجاد تغییرات خودسرانه در برخی بندهای اساسنامه توافقی هیأت هفت نفره از یک طرف و عدم رعایت مهلت‌های مقرر قانونی و متداول در تشکیل مجمع عمومی اصناف دست­ساز به منظور تعیین هیأت مدیره از طرف دیگر و نیز بی‌توجهی به تاریخ اعلام شده فراخوان خانه سینما در روند مهلت ۷۲ ساعته‌ای که برای نام­نویسی و ارائه اسناد لازم و... مفهوم و روند بازگشایی خانه سینما را تعبیر و تبدیل به بازآفرینی کردند و سنگ بنای نهاد غریبی همچون خانه سینمای ایرانیان را تعبیه کردند تا لابد اهرم فشاری رسمی باشد برای دولت بعدی جهت سنگ اندازی‌های‌گاه و بی‌گاه در مسیر بازگشایی خانه سینما. وزیر ارشاد، هوشمندانه مردی را به عنوان مدیر کلان امور سینمایی برگزید که هویت سینمایی نداشته باشد تا هر نوع وابستگی احتمالی به یکی از دو جبهه را مردود باشد و در آغاز مسیر از غوغامداری‌های مانع­تراش بکاهد. اما مدیران صنفی دولت­پرورده که در ابتدا خود را اعضای خانه سینمای شماره ۲ و بعد خانه سینمای اصلی و بعد‌تر خانه سینمای ایرانیان می‌نامیدند، در عرض‌‌ همان چند هفته نخست، بنای اعتراض گذاشتند و با صدور بیانیه‌های پی در پی و مصاحبه‌های متوالی با خبرگزاری‌های مورد علاقه‌شان و تحریم ضیافت‌ها و جلسه‌های دولتی، از روند سیاست دولت در بازگشایی خانه سینما نارضایتی خود را اعلام کردند و حتی دامنه گله خود را به اینکه چرا در ردیف اول صندلی‌ها جایی ندارند و مثل هشت سال قبل در ردیف نخست محافل نیستند، گسترش دادند.

به نظر می‌رسد پیش بینی مندرج در مطلب قبلی نگارنده در خصوص فلسفه وجودی این معترضان، تا حد زیادی به منصه ظهور دارد می‌پیوندد. آخرین واکنش مدیران خانه سینمای ایرانیان تا لحظه نگارش این سطور، متنی است که در اختیار خبرگزاری‌های همسو قرار داده‌اند و در آن ضمن ابراز یأس از تعامل بین سینماگران در دولت تدبیر و امید و یکسویه نامیدن سیاست دولت در حمایت از «یک جناح خاص که در بی‌قانونی شهره شده‌اند» ابراز داشته‌اند که «درخواست کتبی روسای دوازده صنف قانونی خانه سینما ایرانیان، به ریاست محترم جمهوری، ریاست محترم قوه قضائیه، کمیسیون محترم فرهنگی مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دیوان عدالت اداری، ارسال خواهد شد».

این لحن ناسازگارانه به روشنی حاکی است از سیاستی که در درازمدت قصد دارد با حاشیه­سازی و انگ­زنی و مانع­تراشی، خود را به زور وارد معاملات و معادلات جاری کند و از این نمد، کلاهی نیز برای خود به دست آورد. قاعدتا کار سازمان سینمایی و خانه سینما با این غوغامداری‌های متوالی آسان نخواهد بود؛ به ویژه آنکه حریف عادت کرده است که با مایه گذاشتن از عناوین ارزشی همچون شهدا و جهاد و نظام و غیره، برای خود کسب وجهه کند و طبق الگوهای گذشته، سوار بر مرکب جلوه­گری‌های انقلابی و مذهبی شود. این در حالی است که در ادبیات رییس سازمان سینمایی، نشان چندانی از این نوع ارجاعات در شکل ابزاری‌اش وجود ندارد و حتی بر اساس سخنرانی روز ملی سینما که در فرازی از آن وکیل فرانسوی استخدام شده توسط تیم شمقدری معزول و ماجرای شکایت از آرگو و هالیوود به شدت شماتت شد، به نظر می‌رسد چندان با شنیدن و گفتن رهیافت‌ها و شعارهای توخالی و ابزارگرایانه همساز نیست.

خانه سینما اگرچه سرانجام باز شد، اما در مسیرهای بعدی همچون تعیین هیأت مدیره و تشکیل مجمع عمومی و راه­اندازی مجدد مکانسیم‌های صنفی راه دراز و پرسنگلاخی در پیش دارد. این مسیر به صبر، درایت، و همدلی فراوان احتیاج دارد و هر نوع سستی و انشقاق و بی‌ملاحظگی و در نظر نگرفتن مقتضیات و مقدرات، می‌تواند فضا را برای عرض اندام مخالفان و فرصت طلبان گسترش دهد. این، تازه ابتدای راه است...

   + مهرزاد دانش - ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳٩٢/٦/۳٠