مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

دسته چاقو: بررسی ابتذال در سینمای اصلاحات و سینمای کنونی

 

در دو شماره قبل ماهنامه نافه، مطلبی را درباره این که موج ابتذال های اخیر سینمایی از چه مقطعی گسترش یافت نوشتم. متن زیر همان مطلب است:

 

یکی از رهیافت های متولیان جدید سینمایی کشور در خصوص ابتذال در سینمای ایران آن است که ریشه و خاستگاه اصلی چنین جریانی را معطوف به دوران اصلاحات می دانند. این واکنشی است که در برابر ایرادهای مختلف و متعدد نسبت به موج متراکم ابتذال در فیلم های سینمایی در چند مدت اخیر ابراز می شود و در واقع مفهوم دیگر آن این است که ابتذال کما و کیفا و ماهیتا در دوران هشت ساله 1376 تا 1384 عمق و گستردگی بیش تری داشت. البته در این دیدگاه ابتذال بالکل در مقطع چهار پنج سال اخیر نفی نمی شود و حتی زمانی که مدیریت کلان کنونی سینما در آن دوران خود منتقد اصلی جریان های سینمایی کشور بود، بارها به این موضوع اشاره کرده بود ، ولی به نظر می رسد نوک تیز حمله این ماجرا مربوط به همان هشت سال باشد و ابتذال های سینمایی در دولت قبلی را نه از روی عمد که بالسهو می انگارد.این نکته ای است که به صراحت توسط معاون سینمایی وزارت ارشاد و برخی از مدیران کل مجموعه تحت معاونتش تاکنون ( از جمله یکی دو نشست رسانه ای شان در ماه اخیر) چندین بار ابراز شده است.

برای بررسی این که ابتذال در چه دورانی کمتر و بیش تر بود قبل از هر چیز نیاز به آن است که تعریفی روشن از مفهوم ابتذال در دست داشته باشیم. در عرف جامعه ما وقتی فیلمی مبتذل برشمرده می شود ناظر به دو موقعیت است: اول این که آن فیلم واجد صحنه های غیراخلاقی - و یا ارجاعات این چنینی - باشد ، دوم این که ساختار سینمایی ضعیفی داشته باشد و از هر مایه پیش پا افتاده ای برای جذب مخاطب استفاده کند. تعریف اول اگرچه بسیاری از آثار مبتذل سینمایی را در بر گیرد ولی جامعیت و مانعیت ندارد چه آن که بسیاری از فیلم ها مبتذلند بی آن که صحنه هایی این چنینی داشته باشند و از سوی دیگر بسیاری از سینماگران هم هستند که مضامین و جلوه های جنسی و جنسیتی را در فراگردی روشنفکرانه به کار می گیرند و برای همین کارهایشان اروتیکی نیست اگرچه واجد برهنگی باشد. بنابراین تعریف دوم انطباق بیش تری با معنای مورد نظرمان دارد. اصولا ابتذال از ریشه بذل می آید که به مفهوم بخشش و یا دقیق تر ریخت و پاش است و ابتذال نیز از آن جا که موضوعی بیش از حد عرضه می شود و حالت تکرار به خود می گیرد ، تبدیل به امری نازل و پیش پا افتاده می شود و دیگر در آن قالبی جدی و جدید نمی توان یافت.

واقعیت آن است که در همه جای دنیا فیلم های مبتذل وجود دارد. این که بگوییم ابتذال منحصر به زمان و مکان خاصی است ناشی از کم سوادی مان به جامعه و دنیا و سینما است. در این جا مجال ریشه یابی جامعه شناسانه تکوین ابتذال در بین جامعه ای انسانی وجود ندارد وگرنه با مصداق ها و مفاهیم گوناگونی می شد گستردگی آن را مرور و تحقیق کرد.به هر روی با این شاخص اجمالی سراغ مقاطع زمانی یاد شده در این مبحث می رویم تا مدعیات مدعیان را به ترازو بگذاریم.

 

سال

تعداد فیلم های اکران

فیلم های ارزشمندتر

فیلم های ضعیف تر و یا مبتذل

فیلم های حساسیت برانگیز

 

1377

38

آژانس شیشه ای ، بانوی اردیبهشت ، بودن یا نبودن ، درخت گلابی   13%

یاغی، فرار بزرگ، خفاش، حماسه قهرمانان   10%

مرد عوضی

1378

 

44

تولد یک پروانه ، تختی ، رنگ خدا ، دختری با کفش های کتانی ، روبان قرمز ، طعم گیلاس 13%

بدلکاران، یورش، جوانی، طوطیا، پنجه در خاک، یورش  13%

مصائب شیرین

 

 

1379

 

41

شوکران، زیر پوست شهر، عروس آتش، نسل سوخته، بوی کافورعطریاس، قصه های کیش، هیوا، داستان های جزیره، زمانی برای مستی اسبها  21%

شوک، مجروح جنگی، هدف سخت، شیرهای جوان  9%

 

1380

 

46

سگ کشی،زیرنورماه، جمعه،موج مرده، شب یلدا، قطعه ناتمام، abcآفریقا، باران،مریم مقدس  21%

لانه عقاب ها، صدای سخن عشق، آشوبگران، گاومیش ها،  8%

پارتی، آب و آتش، بچه های بد

1381

 

40

ارتفاع پست، کاغذ بی خط، روزگار ما، خواب سفید، من ترانه...، قارچ سمی، آوازهای سرزمین مادری ام 17%

آبی، سام و نرگس، مانی و ندا، همکلاس، عروسی مهتاب،  12%

شام آخر، زندان زنان

1382

 

41

خانه ای روی آب، فرش باد، شبهای روشن، گاهی به آسمان...، رقص در غبار، از کنار هم می گذریم، نفس عمیق، این زن حرف نمی زند   19%

غزل، رویای جوانی، دختری در قفس، تیک، غوغا، عروس خوش قدم، توکیو بدون توقف  17%

دنیا

1383

 

44

قدمگاه، اشک سرما، گاوخونی، لاک پشت ها هم...، چندتار مو، بوتیک، مزرعه پدری، مهمان مامان، شهرزیبا، دوئل، تهران ساعت 7صبح،   25%

زهر عسل، کما، ملاقات با طوطی، بله برون  9%

مارمولک

1384

43

امتحان، دیشب باباتو دیدم آیدا، پشت پرده مه، بید مجنون، ما همه خوبیم، گیلانه، کافه ترانزیت، ماهی ها عاشق می شوند،مرثیه برف، حکم، یک بوس کوچولو، خیلی دورخیلی نزدیک   27%

 

شارلاتان، عروس فراری، شاخه گلی برای عروس، چپ دست، ازدواج صورتی  11%

سالاد فصل

1385

 

45

این جا چراغی روشن است، باغ های کندلوس، چهارشنبه سوری، چه کسی امیر...، به آهستگی، کافه ستاره، میم مثل مادر، تقاطع،  17%

شغال، سرود تولد، زن بدلی، 6%

 

 

1386

49

خون بازی، روز سوم، اتوبوس شب 6%

اخراجی ها، اگه میتونی منوبگیر، پسران آجری، راننده تاکسی، عاشق، کلاهی برای باران، کلاغ پر، قلقلک، دنیای آینده، هدف اصلی، مهمان، مادرزن سلام، سرگیجه، پیک نیک در میدان جنگ، قصه دلها  30%

 

1387

 

48

به همین سادگی، آواز گنجشک ها، دایره زنگی، پابرهنه در بهشت، ریسمان باز، کنعان، فرزند خاک   14%

تیغ زن، چهاچنگولی، خواستگار محترم، ده رقمی، دلداده، سوگند، سربلند، زن ها فرشته اند  16%

 

 

1388

58

صداها، درباره الی، بیست، بی پولی، پستچی 3 بار...، تنها 2 بار...، هر شب تنهایی، عیار14  13%

آقای 7 رنگ، اخراجی ها2، پسرتهرونی، چشمک، خروس جنگی، دوخواهر، دختر میلیونر، منفی18، کیش و مات، زندگی شیرین، شکار روباه، حلقه های ازدواج،  20%

 

 

در جدول بالا به تفکیک هر سال تعداد فیلم های روی پرده ، میزان فیلم های بهتر و میان فیلم های بدتر و درصد و نسبت تعداد آن ها در قیاس با کل اکران آمده است.در ستون آخر البته فیلم ها ضعیف نیستند و متوسط به بالا هستند اما از طرف مخالفان اصلاحات مورد چالش هایی قرار گرفتند و حتی گاه صفت مبتذل - احتمالا با معنای اولی که در این نوشتار از آن یاد کردیم - هم همراه شدند. چه نتایجی از جدول بالا گرفته می شود؟

 -برآیند نهایی فیلم های بهتر و بدتر در هشت سال اصلاحات و چهار سال و اندی بعد از آن حکایت از افول آثار ارزشمند و افزایش فیلم های مبتذل در حرکت از مقطع نخست(1377-1384) به سوی مقطع دوم(1385-1388) دارد؛ به نحوی که در دوران اصلاحات مجموعا 5/19% فیلم ها را آثار ارزشمند و تنها حدود 11% فیلم ها را آثار مبتذل یا ضعیف تشکیل می داد، در حالی که در دوران چهار سال اخیر ، آثار ارزشمند 5/12 % کل اکران را تشکیل می دادند و 18% از این مجموعه شامل فیلم های مبتذل بود.

 -فیلم های ضعیف مقطع نخست در سال های اولیه عموما قالب اکشن داشتند و سپس به سوی گونه های دختر/پسری هم حرکت کردند و در اواخر این دوران ، کمدی های نازل نیز بدان ها افزوده شد، اما در مقطع دوم به شکل گسترده و متراکمی فیلم های کمدی با تأکید بر مایه های جنسی در قالب های لوده وار به شدت رو به فزونی گذاشتند. به عبارت دیگر ابتذال در مقطع دوم عموما به معنای ضعف ساختاری بود اما در مقطع دوم علاوه بر آن لودگی محتوایی هم اضافه گردید. بدین ترتیب ابتذال در مقطع دوم هم به شکل کمی افزایش یافت و هم به لحاظ کیفی عمق پیدا کرد.

- در مقطع نخست ، اگرچه گاه فیلم هایی با مایه های انتقادی و هجو نسبت به برخی تصمیم گیری ها و لایه های دولتی و حکومتی ساخته می شد ، ولی حتی المقدور مرزهایی نگه داشته می شد. اما در مقطع دوم شوخی با حوزه های اخلاقی و عرفی تا حد زیادی فراتر از مرز موجود درنوردیده شد که نمونه بارز آن اخراجی ها است.

- در مقطع اول اگر ضعفی بود به خود مناسبات سینمایی برمی گشت، اما در مقطع دوم با هجوم سیل آسای ستارگان کمدی های تلویزیونی (جواد رضویان، احمد پورمخبر، مهران غفوریان، مجید صالحی، فتحعلی اویسی، بهنوش بختیاری، مریم امیرجلالی، و...) به سینما ، تعریف ژانر کمدی سینمایی تا حد زیادی دستخوش ساختارهای نازل تلویزیونی قرار گرفت.

- در مقطع نخست مسئولان از جریان های مبتذل دوری می جستند، ولی در مقطع دوم با حمایت گسترده دولتمردان از نمونه فاجعه آمیزی همچون اخراجی ها ، ذائقه هنری متولیان امر نیز در این باب آشکار گردید. به عبارت دیگر ابتذال و لودگی در مواردی مورد رضایت لایه های رسمی هم بود.

-خالی بودن ستون آخر جدول بالا در چهار ردیف آخر به معنای فقدان فیلم های حساسیت برانگیز در مقطع دوم نیست ، بلکه اگر قرار بود این ستون نیز پر شود مقدار زیادی از عناوین ستون چهارم در هر ردیف دوباره تکرار می شد. به عبارت دیگر اغلب فیلم های نازل مقطع دوم هم در معنای اول مبتذل بودند و هم در معنای دوم. منتها به دلیل خاموشی نسبی متعصبان و «خوداصول گرا انگارهای» فرهنگی در چهار سال آخر، این حساسیت برانگیزیها نمود چندانی نیافت. تنها در مواردی مانند فیلم نقاب این ماجرا آگراندیسمان شد که آن نیز ریشه در ناهماهنگی بین زیرمجموعه های وزارت ارشاد داشت تا مثلا حساسیت های فرهنگی از نوعی که در هشت سال اصلاحات اعمال می شد. به عنوان مثال می توان از حملات مسعود ده نمکی به اکران فیلم آدم برفی در دوران اصلاحات به عنوان یک اثر مبتذل یاد کرد که با روی آوردن همین شخص حساس فرهنگی به مبتذل سازی در مقطع دوم، ماجرا به یک کاریکاتور تاریخی تلخ، اما کاشف از حقیقتی پرتأمل تبدیل شد.

-جدا از بحث کمیت و فراتر از جدول بالا ، اگر به کارنامه برخی از فیلمسازان شاخص بنگریم به روشنی متوجه افت محسوس در کیفیت کارهای شان خواهیم شد. ابراهیم حاتمی کیا ، داریوش مهرجویی ، بهمن فرمان آرا ، کمال تبریزی، بهرام بیضایی ، فرزاد موتمن، عزیزالله حمیدنژاد، و بسیاری دیگر از کارگردان های ممتاز از این جمله اند. البته شاید علت این افت به دلایلی مانند بالا رفتن سن و این جور چیزها مربوط باشد و کاملا شخصی باشد ، ولی گمان نمی رود تعداد بالای این فهرست را بتوان معطوف به عامل مشترک شخصی کرد.

- همان طور که در آغاز آمد ، رویکرد این نوشتار هرگز به معنای نفی یا اثبات ابتذال در مقطع زمانی خاصی نیست. ابتذال جریانی است که هم در زمانه حال ، هم در دوران اصلاحات ، هم در دهه 1370 و 1360 و هم در دوران قبل از انقلاب وجود داشته است.اما این که به دلایل «سیاسی» بخواهیم هر نوع ضعف را از رهیافت ها و گروه بندی های خود دور بینگاریم و همه انحطاط ها را به طیف رقیب نسبت دهیم ، خود شیوه ای مبتذل است. اگر متولیان کنونی سینمای ایران به دنبال مبارزه با ابتذالند، با این نوع جهت گیری های مطلق انگارانه و خودتهذیب پندارانه نمی توان به مقصود رسید. چاقو دسته اش را هرگز نخواهد برید.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۸/۱