مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

درباره قطار سه و ده به یوما (جیمز منگولد)/سکانس برگزیده

قطار سه و ده به یوما یک اقتباس ادبی است از روی داستان کوتاهی از المر لئونارد که ماجرای تحویل یک یاغی را به مراجع قانونی توسط یک کارگزار کلانتری دربردارد. بین رمان و فیلمنامه تفاوت‌های زیادی وجود دارد؛ و یکی از مهم‌ترین آن‌ها یکی دو سکانس پایانی است. در داستان اصلی، شخصیت اصلی موفق می‌شود مرد بزهکار را در میانه حمله گسترده رفقای قانون­ شکنش، به قطاری که مقصدش زندان است ببرد و مأموریتش را به فرجام برساند و خودش هم صحیح و سالم کنار مجرم بنشیند. در اقتباسی هم که دلمر دیوز در سال ۱۹۵۷ از روی این داستان انجام داد، کم و بیش به همین فرجام وفادار مانده بود. اما فیلمنامه­ نویسان فیلم منگولد، تغییری اساسی در این سکانس واپسین داده‌اند که باعث شده متن واجد لحن و استراتژی جدید و بسیار متفاوتی با روح کلی منبع اقتباس شود. در فصل نهایی فیلمنامه، شخصیت اصلی (دن ایوانز) که برخلاف نمونه شخصیتی‌اش در داستان، یک مزرعه­ دار ساده بیش نیست و به نیت گرفتن پول برای تسویه بدهی‌هایش وارد مأموریت دستگیری مرد بزهکار (بن وید) شده است، در وسط معرکه حمله دوستان بن وید با ناکامی مواجه می‌شود و نزد بن اعتراف می‌کند که برخلاف ادعایی که در آغاز سفر کرده بود، نه تنها قهرمان جنگ نیست، که برعکس از جنگ هم فرار کرده و حالا نگران آن است که پسر نوجوانش متوجه این واقعیت شود و کار به سرخوردگی و شرمندگی فرزند و پدر بکشد. بن با شنیدن این اعتراف، به دن کمک می‌کند که به اتفاق به قطار نزدیک شوند؛ منتها در آخرین لحظه دن به دست دوستان بن کشته می‌شود و بن هم انتقام او را از نوچه‌هایش می‌گیرد و همگی را می‌کشد و خودش را تحویل ماموران قانون در قطار می‌دهد.

این پایان متفاوت از چند جهت قابل تأمل است. نخست آن­که شمایل قهرمان اسطوره‌ای شکست­ ناپذیر را از شخصیت اصلی ماجرا می‌زداید و وجهه‌ای انسانی و آسیب­ پذیر برایش ترسیم می‌کند که به شدت در تقویت همدلی مخاطب با او تأثیرگذار است. دوم؛ شخصیت منفی داستان را هم از قالب قطب­ بندی­ شده به در می‌آورد و نوعی تلنگر را در وجود او خلق می‌کند. و سوم آن­که پایان حماسی داستان اصلی را به فرجامی تراژیک بدل می‌کند و مخاطب را چنان درگیر موقعیت پیچیده‌ای می‌سازد که حتی بعد از پایان اثر، لاجرم بدان بیندیشد و بدین ترتیب گستره و عمق متن در ذهن مخاطب، همچنان تداوم داشته باشد. بدین ترتیب فیلمنامه­ نویسان ، با تغییراتی که در فصل نهایی رقم می‌زنند، خلاقیتی مهم در فرایند اقتباس بروز می‌دهند و به معنای واقعی دست به بازآفرینی – و نه گرته­ برداری – می‌زنند.

مطلب بالا در ماهنامه فیلمنگار درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٦/۱٧