مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

هذیان

فقط خدا می بخشد نشان می‌دهد که نقش یک فیلمنامه خوب و یا بد در درخشش و یا انحطاط یک اثر سینمایی تا چه میزان موثر است. نیکلاس ویندینگ رفن در تجربه قبلی‌اش، با اتکا بر فیلمنامه غنی حسین امینی، فیلمی تماشایی عرضه کرد، اما در فیلم کنونی با فیلمنامه‌ای از خودش ، اثری مغشوش، متظاهرانه، و آزاردهنده از خود به جا گذاشته که کمتر نسبتی با فیلم خوب بران برقرار می‌کند؛ مگر شمایل سرد رایان گاسلینگ که البته در فیلم پیشین کارکردی وابسته به منطق درونی خود اثر داشت، اما اینجا بیشتر به یک جور ادا شباهت دارد.

 

فقط خدا می‌بخشد مجموعه‌ای از ماجراهای بزهکارانه مرتبط با قاچاق و جنایات گروه‌های زیرزمینی و نیز سلاخی‌های تشکیلاتی یک پلیس خودسر است. فیلم دو بخش مجزا دارد: یکی که عمدتا در فضاهای بسته با نور‌پردازی شدید قرمزرنگ و روزنه‌هایی از رنگ زرد (قرار است تداعی­بخش ترکیبی از جنایت و نفرت باشد؟) سپری می‌شود؛ و دیگری در فضاهای باز که معمولا با مختصات بصری معمول ثبت شده است و انگار رفت و برگشت بین این دو فضا، همراه با نوسان‌هایی بین عینیت و ذهنیت شخصیت اصلی داستان است. اما این نوسان‌ها فاقد نظمی معنادار و پشتوانه‌ای دراماتیک است و حاصلش بیشتر به هذیان‌پردازی می‌ماند. پلیسی که اصلاح‌گری‌هایش را با قتل‌های غیرقانونی و خشونت­بار دنبال می‌کند و بعد از هر دفعه تصفیه­ سازی‌های خونین، در کافه‌ای آواز می‌خواند، مادری بددهن که بین بچه‌هایش تبعیض قائل است و رفتارهایی مشکوک از خود بروز می‌دهد، جوانی که بی دلیل دنبال کشتن فاجعه آمیز زنان معلوم الحال است، برادری مات و مبهوت که به شدت زیر سیطره مادر روانی‌اش قرار دارد، و دختری که معلوم نیست در تشکیلات زیرزمینی مزبور چه کاره است و چه نسبتی با صاحب مجموعه دارد: این‌ها شخصیت‌های اصلی فیلمی هستند که نقاط اوجش با نمایش بریدن دست و فرو کردن سیخ در گوش و چسباندن دست روی پا با خنجر و... رقم می‌خورد و عاری از هر شناسه درست سینمایی مانند انگیزه ­سازی و تعمیق شخصیتی است.

جایی در فیلم که پلیس خودسر می‌خواهد قربانی‌اش را شکنجه کند، از زنان مجلس می‌خواهد چشمان خود را ببندند و مردان دقیق نگاه کنند. احتمالا فیلمساز از این طریق خواسته «مردانگی» مخاطبان فیلمش را فراخوانی کند. این نوع فراخوانی، یادآور مسلک جاهل‌هایی است که خطاهای خود را در پس واژه پرطمطراق و غلط­انداز مردانگی توجیه می‌کنند. همین را کم داشتیم که نیکلاس ویندینگ رفن هم خشونت افراطی و نامتقاعدکننده اثرش را با این شیوه بپوشاند.

مطلب بالا در ماهنامه 24 درج شده است.

   + مهرزاد دانش - ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩٢/٦/۱٠