مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

قصه دل انگیز ایمان (درباره زندگی پای)

مطلب زیر در شماره 460 ماهنامه فیلم درج شده است:

۱-  مهم‌ترین کاری که فیلم­نامه­ نویس زندگی پای در فرایند اقتباس از رمان یان مارتل (1) انجام داده است، تقویت ابعاد دراماتیک داستان است. در منبع اصلی، روایت به سرراستی‌­ی که در فیلم می‌بینیم نیست. فصل‌های کتاب بر اساس معیار تغییر زاویه دید راوی، به شکلی تامتقارن تقسیم­ بندی شده است که‌گاه از نقطه­ نظر شخصیت اصلی داستان (پای) است و‌گاه از زبان کسی که با او ملاقات کرده تا وجود خدا برایش اثبات شود.

نکته دوم آن است که رمان­ نویس شرح مطولی از برخی موقعیت‌ها به دست داده است تا درباره ویژگی‌های بیولوژیک حیوانات باغ وحش، مختصات آیینی مذاهب مختلف، مخاطرات جد­اافتادگی از کشتی غرق­ شده و اقتضائات زندگی اجباری وسط دریا، و... اطلاعاتی مفصل ارائه دهد. این تفصیل، اگرچه به خودی خود خواندنی و جذاب است، اما در بافت ریتم درام، باعث خدشه به انسجام متن می‌شود. در فیلم تلاش شده است که این تفصیلات به حداقل ممکن برسد و به جای شناسه‌های موقعیتی و محیطی، مختصات هندسه روایی نقویت یابد. شاید برای همین هم هست که از نظر برخی منتقدان، نیمه اول فیلم شکلی گذرا دارد و به باطمأنینگی ضرباهنگ نیمه دوم نیست؛ در حالی که در کتاب، سرگذشت پای از دوران کودکی و نوجوانی‌اش بسیار باآب و تاب‌تر از فیلم تعریف شده است و حتی شخصیت‌هایی مانند یکی از معلمان پای که ملحد است – و در فیلم خبری از او نیست – جایگاه پررنگی در داستان دارد. با این حال در کتاب هم بخش مربوط به حضور پای در دریا بسیار بیش­تر از فضای نخست است و شاید مناسب بود که انگ لی، در  موجز‌تر کردن موقعیت نیمه دوم هم تلاش بیش­تری می‌کرد تا هم ضرباهنگ موزون­تری بر بافت درام حاکم شود و هم نیازی به برخی جلوه‌های زیاده از حد نمودهای گرافیکی (مثل فضاهای بصری‌ای که در ذهن ببر به سوی ذهن پای حرکت داده می‌شود) نباشد.

 

۲-  صحبت از جلوه‌های ویژه شد. زندگی پای – فارغ از برخی زیاده­روی‌های معدود - یکی از منطقی‌ترین دلایل را برای فضاهای حیرت­ انگیز بصری‌اش به لحاظ سه بعدی بودن و سایر نمودهای گرافیکی‌اش دارد. معمولا این جور فیلم‌ها را به قصد مات و مبهوت کردن مخاطب می‌سازند؛ ولو این­که داستان فیلم اقتضایی هم برای فضاهای این­چنینی نداشته باشد. بن­ مایه مفهومی فیلم انگ لی، اصلی­ ترین خاستگاه برای شکل­ گیری جلوه‌های خارق­ العاده‌اش است و به عبارت دیگر فرم و محتوا در هم­خوانی کامل با یکدیگر قرار دارند. گفتمان فیلم راجع به کیفیت متفاوت باور به حوزه‌های معنوی و مذهبی است، بدین معنا که چارچوب عقلانی/مادی بشر در مواجهه با ساحت دین متقاعد نمی‌شود و درک آن نه از طریق استدلال‌های منطقی متعارف، بلکه از راه‌های شهودی و فطری امکان پذیر است. نمایش این شهود (مخصوصا در پیشنهاد جذابی که فیلمساز ارائه می‌دهد؛ یعنی تشبیه دین به داستان‌های خیال­ انگیز) دیگر از طریق نمایش تصاویر عادی معنا نمی‌دهد و تکنیک‌های سه بعدی و جلوه‌های چشم­نواز گرافیکی تمهیداتی هستند که با نقب زدن به آن سوی واقعیت مادی، قرار است تداعی­ کننده باوری باشند که دین/داستان را دربرمی گیرد.

۳-  در فیلم تأکید بسیار پررنگ تری روی ارتباط نویسنده غربی با پای بر سر چگونگی اثبات خدا در قیاس با اصل داستان وجود دارد و حتی موتور اصلی روایت در کلیت قصه بر مبنای آن به حرکت درمی آید و گره‌های دیگری مثل غرق کشتی و خطر ببر و جزیره خطرناک و غیره، زمینه‌های فرعی‌تر تعلیق را برای تعقیب ادامه ماجرا‌ها شکل می‌دهند. در واقع موضوع اصلی فیلم هم­سفر شدن نوجوانی هندی با یک ببر وسط دریایی ناشناخته نیست، بلکه مکاشفه‌ای در عالم هستی در ارتباط با خالق هستی است و تمام اجزای دراماتیک ماجرا هم بر مبنای این هدف ترسیم شده‌اند. پای در راه حرکت به سوی کمال، فرایندی شبیه به هجرت را طی می‌کند (در جایی از کتاب هم ارجاعاتی به هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه شده است) و در این مسیر به تدریج همه شناسه‌ها و بضاعت‌های وجودی خود را از دست می‌دهد. او از معبر علم می‌گذرد (تأکید بر هوش ریاضی پسربچه در حفظ دقیق عدد پی که البته انگیزه‌ای شخصی پشت سر دارد)، از پوسته شریعت گذر می‌کند (تقیدش به رعایت آداب و سنن همه شرایع مذهبی)، ناچار به ترک عشقش می‌شود (که البته در کتاب اشاره‌ای به دختر محبوب او نشده و بیش­تر حاصل خلاقیت فیلم­نامه­ نویس است)، خانواده‌اش را از دست می‌دهد، از خانه و کاشانه دور می‌افتد، و حتی دست­نوشته‌های کوچکش را هم (که گویی آخرین نمودهای هویتی‌اش است) در باد شدید دریایی از کف می‌دهد. انگار همه این مقطع‌ها، مراحلی عرفانی است برای نیل به حقیقتی مقدس که بهای آن، قربانی کردن دلبسنگی‌ها و عبور از توانایی‌ها است. در این مسیر، شمایل دووجهی و یا چندگانه پشت سر گذاشته می‌شوند: دریایی که هم بعد آرامش ­بخش دارد و هم لایه‌ای توفانی و سهمگین، جزیره‌ای که هم مأمن است و هم مهلک، ببری که هم درنده است و هم برانگیزاننده حس زندگی، عقیده‌ای که دربرگیرنده همه مذاهب با شریعت‌های مختلفشان است، خدای آیین مسیحیان که در دو قالب پدر و پسر متجلی شده است، الهگان آیین هندو که آکنده از شمایلی متکثر هستند، نام‌هایی که معنایی خلاف ظاهر خود دارند (نام ببر که در واقع برگرفته از نام شکارچی‌اش است و نام خود پای که در تلفظ کودکان شیطان مدرسه، تبدیل به عبارتی زننده می‌شد) و... همه این‌ها، گذر از فضایی پرتکثر به سوی یک حقیقت وجودی واحد متعالی است.

۴-  زندگی پای در کنار خیلی دور خیلی نزدیک میرکریمی، از مذهبی‌ترین فیلم‌هایی است که نگارنده تا به حال دیده است.‌‌ همان­طور که در فیلم میرکریمی، شخصیت اصلی در وانفسای گرفتاری‌ای مهلک در زیر شن‌های بیابانی برهوت، معجزه نجات را در روزنه‌ای آسمانی درک کرد، پای نیز این معجزه را در وسط اقیانوسی بی‌کران به شهود نشست. این ایده اتفاقا بسیار نزدیک است به یکی از روایات اسلامی که در کلام امام صادق (ع) خطاب به مردی که از چگونگی باور به خدا سوال می‌کرد آمده است: «امام پرسید: آیا شده است که سوار کشتی‌ای شوی که دچار طوفان و غرق­ شدگی شود؟ مرد جواب مثبت داد. امام پرسید: در آن لحظه که دستت از همه­ جا کوتاه بود چه حالی داشتی؟ گفت: احساس می‌کردم که نیرویی بالا‌تر از هر قدرتی وجود دارد که نجاتم دهد. امام فرمود:‌‌ همان نیرویی که در دلت به آن امید داشتی خداوند است.»

و زندگی پای، حکایت دلنشین ایمان به این نیروی خیال انگیز، زندگی بخش، و امیدآفرین است...

 

پانویس:

 زندگی پی، یان مارتل، ترجمه گیتی گرکانی، نشر علم، تهران، 1383

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٤/٢۱