مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

وقتی ئی تی بیگانه می شود( درباره فیلم پیوند)

در شماره نهم ماهنامه ٢۴ مطلبی را در معرفی فیلم علمی تخیلی پیوند نوشتم که متنش در زیر آمده است: 

شاید اولین ایده‌ای که با دیدن مشخصات فیلم پیوند/splice (وینچنزو ناتالی ، 2009) به ذهن‌تان خطور کند، آن است که ترکیب معجون‌وار ژانر علمی‌تخیلی با حضور سارا پولی و آدریان برودی چه از آب درمی‌آید. اما تماشای فیلم از ابعاد شگفتی‌آور این ایده تا حد زیادی می‌کاهد و برخلاف واکنش اولیه، کار نسبتا تماشایی‌ای به نظر می‌آید. داستان فیلم درباره یک زوج دانشمند است که  از طریق آزمایش‌های پیچیده بیولوژیک و از طریق آمیزش ژن‌ها و دی‌ان‌ای‌های انسانی با سایر موجودات و ترکیبات ، در پی خلق موجود زنده‌ای هستند که با مطالعه روی آن بتوان بسیاری از بیماری‌ها و ناتوانی‌های انسانی را در آینده از بین برد و عمر آدمی را افزایش داد. حاصل مطالعات و آزمایش‌های ایشان، ایجاد موجودی غریب است که نامش را درن می‌گذارند و او را که به سرعت رشد می‌کند پنهانی پرورش می‌دهند، اما نتایج شیرین و لذت‌بخش اولیه، به زودی جای خود را به تغییراتی پیش‌بینی‌ناپذیر و تکان‌دهنده می‌دهد. فیلم ترکیبی از سه فضای سینمایی آشنا است: نخست ئی‌تی اسپیلبرگ ؛ که عمدتا دوران بچگی درن تداعی‌بخش آن است. نام‌گذاری عنوانِ «فضایی» توسط مرد دانشمند روی او، این تداعی را پررنگ‌تر می‌سازد. هوش فراوان درن در فهم مسائل پیرامونی، به علاوه معصومیتی که دارد، در ابتدا موقعیتی نویدبخش و شیرین را شکل می‌دهد. اما تحولات جهشی ژنتیکی از این موجود معصوم، هیولایی وحشتناک می‌آفریند. از این‌جا فیلم وارد فاز دیگری می‌شود و فضای سری فیلم‌های بیگانه را به یاد می‌آورد؛ به ویژه آن‌که همان بلایی که سر سیگورنی ویور در بخش سوم آن پروژه (به کارگردانی دیوید فینچر) آمد، این‌جا هم سارا پولی گرفتارش می‌شود؛ منتها راه برخورد با آن متفاوت از کار فینچر است. فضای سوم فیلم پیوند که به نوعی در بن‌مایه درام و مفهوم فیلم شکل گرفته است، یک‌جور دنیای دیوید کراننبرگی است. اولین نماهای فیلم، درون غشایی از امعاء و احشاء داخل بدن ارگانیسمی زنده می‌گذرد و نمایی نقطه‌نظر از داخل آن مجموعه خونی و گوشتی و پوستی لزج به فضای بیرون که دکترها و دانشمندان در حال انجام فعالیت‌های علمی‌اند، به روشنی با دغدغه‌های کراننبرگی پیوند دارد.( اتفاقا حضور سارا پولی هم بر این تداعی‌ها افزوده است : او در فیلم اگزیستنس از اولین کارهای کراننبرگ هم نقشی تعیین‌کننده در درام فیلم داشت) اگر بخواهیم این روند را دنبال کنیم، البته می‌توان اثری مانند کله‌پاک‌کن دیوید لینچ را هم به این مجموعه تداعی‌ها افزود. کودکی و نوزادی درن، شباهت‌هایی با موجود غریب آن فیلم دارد.

با توجه به نمونه‌های خوبی که در سینمای علمی‌تخیلی درباره موجودات غریب‌الخلقه ساخته شده است، رویکرد مجدد به این‌جور مضامین - که اغلب هم بد و مضحک و غیرقابل تحمل از کار درمی‌آیند - فی نفسه شجاعت و تهوری فراوان می‌طلبد. ناتالی که قبلا تجربه کار در حوزه‌های علمی‌تخیلی را با نویسندگی و کارگردانی فیلم هوشمندانه مکعب (1997) داشته است ( کار اصلی او تا سال‌ها طراحی استوری‌بورد بوده است)، خوشبختانه در این فیلم موفق شده است در عین کار با کلیشه‌ها و الگوهای تکراری ، قصه‌اش را به روانی تعریف کند و از آن فراتر آن را با برخی ایده‌های پرتأمل فکری درآمیزد. ایده اساسی فیلم به وضوح معطوف به نفی تلاش‌هایی است که به‌هم‌خوردن نظم طبیعی خلقت را منجر می‌شود. صحنه تکان‌دهنده و غافلگیرکننده نمایش دو مخلوق کرم‌مانندی که در جلوی چشم حضار در جلسه‌ای رسمی و رسانه‌ای ، یکدیگر را می‌درند و خون‌شان روی حاضران می‌پاشد، تبلوری از همین معنا است. مشکلی که زن داستان در پایان فیلم پیدا می‌کند، به نوعی ترجمان این ایده است که دخالت بشر در فرایند طبیعی آفرینش، نهایتا موجودیت و هویت آینده خود او را در معرض مخاطره قرار خواهد داد. توجه به این نکته، زمانی پررنگ‌تر می‌شود که پرهیز زن از مراوده زیاد با شوهرش و حتی کم‌میلی‌اش به بچه‌داری را در داستان فیلم به یاد آوریم. البته اگر قرار بر یافتن معانی پنهان‌تر باشد، چه بسا با انگاره‌های سیاسی هم بتوان نکاتی را جست‌وجو کرد. اگر یادتان باشد یکی از مفاهیم ارجاعی فیلم بیگانه ، مطرح شدن بیماری ایدز در آن مقطع زمانی بود و بسیاری از تحلیل‌گران، موجود هیولایی و درنده آن اثر را تجسمی از گسترش موحش این بیماری مرگ‌آور می‌انگاشتند. اکنون در فیلم پیوند ، می‌توان نشانه‌هایی را از کنش و واکنش متغیر نظام غرب در برابر پدیده‌ای هم‌چون بنیادگرایی طالبانی مشاهده کرد: جریانی که در بدو امر با حمایت غرب در افغانستان به منظور مقابله با کمونیسم شکل گرفت و متولد شد، ولی به مرور زمان تغییر موضع داد و حالا علیه منافع غرب موجودیت خود را اعلام می‌کند. دقیقا مانند درن که با تغییر هویت و حتی جنسیت خود، رفتاری متفاوت را با پرورش‌دهندگان خود در پیش می‌گیرد.

   + مهرزاد دانش - ۱:۳٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٩/٧/٢٦