مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

حاشیه امن (درباره ضمانت زدایی جشنواره فیلم فجر نسبت به اکران های عمومی)

جشنواره فیلم فجر در کنار همه اهمیت‌هایی که دارد، تا سال‌ها به عنوان معبری برای رسمیت بخشیدگی به فیلم‌ها هم کاربرد داشت. اغلب فیلمسازان از اینکه اثرشان در جشنواره، حتی در بخش‌های غیررقابتی، نمایش داده می‌شد خرسند بودند چرا که ضمانت اجرای معتبری برشمرده می‌شد برای اینکه پروانه نمایش و مرحله اکران فیلمشان بدون دردسر و تعلیق خاصی انجام گیرد. حتی در مقطعی هم که فیلمسازان مجبور نبودند فیلمشان را به جشنواره بدهند باز هم این فضا تا حد زیادی تداوم داشت و حضور در این جشنواره حکومتی برای سینماگران حکم یک جور اطمینان و اعتماد نفس داشت.

اما به نظرم یکی دو سال است که این اطمینان مخدوش شده است و اگر بنا باشد اوضاع به همین منوال سپری شود، چه بسا موقعیت وارونه شود و هر چقدر فیلمی کمتر نامش در جشنواره مطرح شود، خاطرجمعی برای سلامت اکران عمومی‌اش بیشتر باشد! موضوع به این­جا برمی­گردد که چند سال است در سینمای موسوم به سالن اصحاب رسانه‌ها و منتقدان، به جای آن غلبه با خبرنگاران و منتقد‌ها و متخصصان سینمایی باشد، اقشاری دیگر که عمدتا شناخت کافی از زبان و تاریخ و سبک‌های سینما ندارند و صرفا دنبال این هستند تا بر اساس دیدگاه‌های محدود خود، اشکالات محتوایی از فیلم‌ها بگیرند، تراکم فضا را به خود اختصاص داده‌اند. قاعدتا یکی از پایه‌های تحلیل فیلم، می‌تواند مایه‌های مضمونی باشد؛ منتها به شرط آن­که معرفت درست و کامل به مختصات و اقتضائات سینما هم وجود داشته باشد؛ وگرنه حاصل کار نتایجی به دور از ایده و مفهوم اثر خواهد بود. به یاد دارم در همین جشنواره پارسال، کسی از همین اقشار، هنگام تماشای فیلمی، در حال شمارش سکانس‌ها و نماهایی بود که در آن مبل وجود داشت، و چون طبق دیدگاهش، نشستن روی مبل و صندلی، علامت غربزدگی بود، سرآخر از فیلم چنین تعبیر کرده بود که مروج سبک زندگی غربی و در تقابل با ارزش‌های بومی و ملی و مذهبی است و از مصداق‌های تهاجم فرهنگی محسوب می‌شود! ‌ای کاش موضوع به همین جا محدود باشد. بسیاری از این اقشار، برای دیدگاه‌ها و تحلیل‌های خود، شأنی فرا‌تر از یک نظر ساده قائل هستند و در پی آنند که با بالادستی­ انگاری فرضیات خود، ماجرا را به مناسبات تولید و اکران تحمیل کنند و اگر چنین نشود، کار را به اعتراض و چالش و مانع­ سازی می‌کشانند و سر آخر نه­ تنها ممکن است اکران فیلمی – ولو آنکه در جشنواره هم جایزه گرفته باشد – با مشکل جدی مواجه شود، خود آن سینماگر هم آماج انگ‌ها و تهمت‌هایی قرار گیرد که فرجامش سخت‌ترین کیفرهای امنیتی و قضایی می‌تواند باشد. قاعدتا در چنین فضایی، دیگر سینماگر با یک نقد سینمایی معمولی و استاندارد مواجه نیست و برای همین اگر ترجیح دهد از خیر بسیاری از امتیازهای جشنواره بگذرد و زیر سایه حاشیه‌ای امن، در انتظار اکران عمومی بی‌غائله‌ای باشد، منطقی است.

راه حل خاصی برای گریز از این دورنما به ذهن نمی‌رسد، مگر سیاست خود متولیان جشنواره در دعوت از کسانی به سینمای رسانه‌ها که واقعا دغدغه سینما دارند و قرار نیست سوار بر امواج سیاسی و جناحی و صنفی و بدون شناخت از زبان سینما و درام، دیدگاه‌هایی نامرتبط را به فضای سینمایی جامعه تحمیل کنند. با این کار، هم شأن منتقدان و تحلیل­گران واقعی سینما محفوظ باقی می‌ماند و هم سینما و سینماگران کمتر آماج تیراندازی‌های غیرسینمایی واقع می‌شوند و هم خود متولیان رسمی سینمای کشور می‌توانند با تمرکز بیشتر بر سیاست‌‌هایشان، آرامش را بر مناسبات سینمایی حاکم سازند.

مطلب بالا در ماهنامه فیلم درج شده است.

   + مهرزاد دانش - ٢:٥۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱۱