مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

شفاهی کی بود مانند کتبی...

مدت ها است که در فضای رسانه ای جامعه ما، به تناسب تنوع، گستردگی و پیشرفت امکانات، نقد شفاهی هم پای نقد مکتوب در بسیاری از حوزه های فرهنگی و هنری از جمله سینما پرورش یافته است. جدا از رادیو و تلویزیون و اینترنت، در محافل فرهنگی همچون فرهنگسراها، نقد شفاهی فیلم ها، یکی از اجزای ثابت برنامه های سینمایی است، بدین سان که یک یا چند منتقد برای عده ای مخاطب، در حال صحبت راجع به سبک و روایت و بازی و فیلم نامه و غیره هستند. این پدیده، بهانه ای است برای اشاره به این موضوع که از بین دو ساحت نقد شفاهی و نقد مکتوب، کدام یک اصالت و اعتبار بیش تری دارند؟

شکی نیست که نقد شفاهی در برخی ابعاد، پتانسیل بیش تری برای تحلیل دارد. مثلا یک منتقد در فضای شفاهی/بصری خیلی بهتر می تواند نمودهای بازی هنرپیشگان را با بازآفرینی بررسی کند و یا به تحلیل لحن خاص دیالوگ ها بپردازد و یا مختصات تصویری و فضایی میزانسن را بکاود. اما با همه این ها، به نظر می رسد نقد مکتوب خیلی بیش تر با فضای تحلیل سنخیت دارد. در نقد شفاهی، فضای ادراک تا حد زیادی وابسته به میزان لحن و لهجه و فراز و فرود و حتی چهره و میمیک گوینده است و در این حالت میزان قدرت استدلال سینمایی – که در واقع اصلی ترین بعد نقد است – تحت الشعاع آن قرار می گیرد. نکته مهم تر آن است که نقد شفاهی در «لحظه» صورت می گیرد و مخاطب امکان کمتری برای عطف به فرازهای پیشین صحبت های منتقد دارد تا بتواند فرایند ایده هایش را در یک دورنمای مسلط تر درک کند. در حالی که در نقد مکتوب، این امکان هر لحظه برای خواننده وجود دارد که ایده های منتقد را در سراسر مطلبش بازخوانی کند و نکات مهمی مانند کیفیت به هم پیوستگی و تناسب نظرات و قدرت استدلال را ارزیابی کند. به عبارت دیگر، در نقد شفاهی، فضای حسی بین گوینده و شنونده غلبه بیش تری بر فضای منطقی می تواند داشته باشد، در حالی که در نقد مکتوب این وضعیت کمتر جاری است و هم نویسنده فرصت دارد به انتخاب واژه هایی با بار استدلالی بیش تر بیندیشد و هم خواننده محال دارد تا کمتر تحت سیطره تراکم های احساسی به شکل ناخودآگاه قرار گیرد.

این موضوع البته قابلیت بررسی های جدی تر و مفصل تری دارد. با توجه به این که اخیرا برخی همکاران گرایش بیش تری به نقد شفاهی نشان می دهند، به نظر می رسد در کنار همه آفت هایی که نظام نقد را در سینمای ایران به چالش می کشد، این گرایش هم در سست کردن مناسبات آن بی تأثیر نیست. همان طور که آمد، نمی توان کارکردهای مثبت، منحصر به فرد و حتی ضروری نقد شفاهی را انکار کرد، ولی فراگیرتر شدن آن در فضای کنونی نقد، می تواند کارکردهای وارونه ای را رقم بزند و متانت و دلالت های سینمایی جاری در مفهوم نقد را مخدوش سازد.

مطلب بالا در ماهنامه فیلم درج شده است.

   + مهرزاد دانش - ٤:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩۱/٧/۱٥