مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

ژانر جدید، هویت نوین (درباره از کرخه تا راین)

آیا بعد از 20 سال، از کرخه تا راین، هم چنان فیلم مهمی است؟ قاعدتا در پاسخ، قبل از هر چیز، لازم است معیارهای اهمیت در زاویه خاص این پرسش مشخص باشند. شاید اگر قرار باشد این فیلم را دوباره با نگاهی منتقدانه تر بازنگری کنیم، برخی از جهاتش مانند شعارها و قطب بندی ها و کلیشه ها و نمودهای اغراق آمیز سانتی مانتالش آزاردهنده باشد و در گذر از جوزدگی های روزگارِ ساخت و نمایش فیلم، حتی کهنه و دمده به نظر برسند. اما شاخصه اهمیت یک فیلم پیش از آن که در مسیر زمانی مداوم معنا و جلوه پیدا کند، به بضاعت هایش در طرح ایده هایی خلاقانه و جدید در زمانه خودش معطوف است، اگرچه عمق ماندگاری آن البته وابسته به میزان بقای این بضاعت ها در بستر زمان است.

چه جنبه هایی از فیلم از کرخه تا راین، به مثابه نقطه عطفی در سینمای جنگ و به شکل کلی تر در سینمای ایران متبلور شده اند؟ نخستین نکته ای که در این باره قابل یادآوری است، ژانر فیلم است. تا قبل از ساخت این فیلم، آثار جنگی سینمای ایران عمدتا در همان فضای واحد ژنریک گونه جنگی به سر می بردند و ترکیبی با سایر ژانرها نداشتند. اگر از فیلم رهایی (رسول صدرعاملی، 1361) که رگه هایی کمرنگ از مناسبات عاطفی خانوادگی در میانه درامش وجود داشت بگذریم، از کرخه تا راین اولین اثر جدی ملودرام در حوزه جنگ در سینمای ایران به شمار می رود که بعدا آثاری مانند کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور، 1385) به این حوزه کم حجم افزوده شدند. در تعریف از ملودرام، به شاخصه هایی از قبیل پررنگ بودن کنش های عاطفی و چالش های احساسی در مناسبات درام و روابط شخصیت ها اشاره می شود. تا قبل از این فیلم، فضای فیلم های جنگی اغلب یا در محور حوادث اکشن مقتضی مانند انفجارها و تیراندازی ها و تک و پاتک های رزمی تمرکز داشت و یا ذیل مناسبات عقیدتی و ایدئولوژیک جاری در سپهر «دفاع مقدس» قرار داشت. در از کرخه تا راین، برای نخستین بار، غلبه تماتیک داستان با عواطف آدم های آن بود. نکاتی مانند دغدغه بینایی و یا نابینایی قهرمان قصه، روابطش با خواهری جداافتاده و طرد شده از خانواده که در غربت به سر می برد، ماجرای سرطانی که به یک باره بر قهرمان داستان فرود می آید، دلشوره های مربوط به همسر جوان مرد داستان که بعدا در ارتباط با زایمان او و به دنیا آمدن طفلش فضای احساسی متراکم تری شکل می گیرد، ارتباط آدم اصلی داستان با موقعیت های معصومانه ای مانند خواهرزاده آلمانی اش در برخورد با نوع تناول غذا و یا حمله سگ و...همگی فضاهایی هستند که روند ملودراماتیک داستان را شکل می بخشند. شاید حتی بخش جنگی و پس زمینه های رزمندگی مرد داستان را از ماجراهای اثر حذف کنیم، همین ها به تنهایی در ارتباط مخاطب با فیلم موثر بودند و فیلم به عنوان یک اثر کم و بیش استادارد ملودرام جایگاهی قابل تأمل در تاریخ سینمای ایران داشت. فرجام فیلم که با مرگ قهرمان داستان و بازگشت خواهر او به وطن رقم می خورد، جزء تکمیل کننده این ژانر است و در برانگیختن اوج عواطف مخاطب با چشمان نمناک تأثیری نهایی می بخشد. ترکیب این ژانر با مضمون جنگی ( و بهتر بگوییم پساجنگی) فیلم، بعد جدیدی به سینمای جنگی ایران بخشید و تماشاگر ایرانی را برای اولین بار، با لایه های عاطفی آدم هایی رو به رو ساخت که تا قبل از آن شمایل شان روی پرده سینما با کنش های اکشن و یا منش های عقیدتی شناخته می شد و گویی از هر جنبه انسانی دیگری تهی بودند. از کرخه تا راین معرف پرسونایی از رزمندگان در کادر سینما بود که دیگر نماینده ای از جانب ساحت ملکوت یا اسطوره به شمار نمی رفتند و در مواجهه با تکانه های حسی، مثل هر آدم دیگری، می گریستند و دلشوره داشتند و غصه می خوردند.

جنبه مهم تر از کرخه تا راین، نمایش موقعیت هایی نوین از فضای جنگ است. شاید برای اولین بار تفاوت های جدی بین رزمنده ها و از آن فراتر، عقبه هایی بسیار متمایز با الگوهای رسمی در ابزارهای تبلیغی جامعه از وجهه رزمندگان در این فیلم نمایش داده شد. دوئل کلامی سعید و نوذر اوج این روند است که اگرچه حاتمی کیا با نوعی داوری آشکار بین شخصیت ها (مثل آن فلاش بک آخرالزمانی از جنگ و حملات شیمیایی دشمن و یا دیالوگ محق نمایانه سعید به نوذر بعد از سیلی ای که می خورد)، تلاشی نه چندان موجه برای ارزشگذاری و قطب بندی های شخصیتی به خرج می دهد، اما همین که در سینمای جنگ با تباری که آکنده از همسان سازی های هویتی و عقیدتی بود، رزمنده ای متمایل و حتی مصر به پناهندگی در خاک بیگانه ترسیم و دغدغه اش مبنی بر احترام نداشتن در جامعه خودش اعلام می شود، با توجه به دوران ساخت فیلم، اهمیت چشمگیری داشت. این نکته در تعامل موقعیتی با شخصیت خواهر سعید، لیلا، به تکامل بیش تری می رسد. اگر تا قبل از این فیلم، خانواده ایثارگران همگی شامل مادران و خواهران و همسرانی با پوشش و گفتار و رفتار یکسان و مبتنی بر ایده های تبلیغی فضای هژمونیک در سینما ترسیم می شدند، حالا خواهر رزمنده ای را می دیدیم که بنا بر عقیده ای مغایر با این فضای رسمی به خارج از ایران رفته و اقامت کرده است و اگر هم حالا با برادر حزب اللهی و جانباز و رزمنده اش همراهی نزدیکی دارد به خاطر عواطف متعارف خانوادگی و نه الزامات ایدئولوژیک است. این اوضاع با رفتارشناسی خود سعید شکل جدی تر به خود می گیرد. سعید جدا از آن که برخلاف بسیاری از نمونه های سینمایی تیپ رزمندگان (از جمله شخصیت غیرقابل تحمل و بی منطق فیلم دیگر ایراهیم حاتمی کیا یعنی وصل نیکان که به زور می خواست همه را به فیض سعادت و یا شهادت در زیر موشکباران دشمن نائل سازد)، انسانی موجه با رفتارهای مدنی است و شهروندی متعادل به حساب می آید، نوع مواجهه اش با خداوند نیز بسیار متفاوت از جلوه های پیشین سینمایی است و صحنه به یادماندنی اعتراضش به خدا بر فراز رودخانه راین که در همراهی با مرد مست، نمودی عارفانه به خود می گیرد (گو این که بعدا حضورش در کلیسا، تداوم این فضا را تبدیل به یک موقعیت شعاری می سازد و جلوه ای سطحی از مثلا همزیستی و همریختی ادیان ارائه می دهد)، یکی از عاشقانه ترین شِکوِه های تاریخ سینمای ایران را رقم می زند.

                                               ***********

در طول بیست سالی که از ساخت و نمایش از کرخه تا راین می گذرد، فیلم های زیادی ساخته شدند که در هر یک از ابعاد فوق الذکر، عمق بیش تری کاویدند و روندهای رادیکال تری پیمودند که شاید فیلم حاتمی کیا در مقایسه با آن ها، دیگر خیلی در یاد نمانده باشد و اساسی ترین یادمان آن، موسیقی اش باشد که آن هم کاربردهایی نظیر استفاده در آسانسورها و زمان انتظار پاسخ تلفن و نهایتا کلیپ های دم دستی سیما در مناسبت های تقویمی پیدا کرده است. اما به رغم همه این ها، از کرخه تا راین، اهمیت خاص خود را در تاریخ سینمای ایران و سینمای دفاع مقدس دارا است. از کرخه تا راین، برای اولین بار تجربیاتی را به این مجموعه افزود که آثار بعدی با اتکا بر آن توانستند لحن غنایی خویش را شکل دهند و از بسیاری محدوده ها عبور کنند. این اهمیت کمی نیست، ولو آن که غبار گذر زمان، اندکی رنگ و جلوه اش را کدر کرده باشد.

مطلب بالا در پرونده سینمای دفاع مقدس شماره اخیر ماهنامه تجربه درج شده است.

 

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٠