مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

دنیای ماکت ها (درباره بیتل جوس تیم برتون)

بیتل جوس با این که از اولین آثار برتون است، اما بعد از فیلم­هایی همچون ماهی بزرگ و ادوارد دست­ قیچی، جزو شاخص­ ترین­های کارنامه ­اش محسوب می­شود: فیلمی آکنده از ایده ­های ناب فانتزی درباره دنیای بعد از مرگ و مناسبات مربوط به عالم ارواح و ارتباطشان با زنده­ ها. فیلم مانند اغلب کارهای برتون با فضایی رئال شروع می­شود. زوجی برای خرید از منزل خارج می­شوند و در حادثه­ ای پیش پاافتاده، اتومبیل­شان به دریاچه سقوط می­کند و می­میرند. از این­جا به بعد، ماجراها از منطق واقعیت فاصله می­گیرند و حتی کار (در قسمت­هایی مانند محوطه خارج از منزل که یک در به تنهایی وسط فضا معلق است و یا راهروهای شبیه به تابلوهای پیکاسو) به مرز سوررئالیسم می­رسد. ویژگی اساسی فانتزی­ های بیتل جوس، رویکرد ساده و انیمیشنی تیم برتون در پردازش و ترسیم­شان است؛ انگار که همه این شمایل­های غریب، از مار غول­پیکر وسط بیابان برزخ گرفته تا موجودات عجیب­ الخلقه­ ای که برای تعیین سرنوشت­شان در صف انتظار هستند، به عمد ظاهری کارتونی و مقوایی دارند و از به کارگیری جلوه­ های ویژه پیشرفته برای خلقشان پرهیز شده است. در این زمینه، ماکت مقوایی مرد داستان که از شهر کوچکشان نمونه­ برداری شده است، محور اساسی این فضا است. اولین نمای فیلم، با همین ماکت رقم می­خورد و اصلی­ترین برخوردهای بین ارواح نیز در تداخل جذاب دنیای ماکت و دنیای واقعی شکل می­گیرد، به نحوی که مثلا موقع حفر یک قبر، به جای گل و خاک، خرده­ مقوا و کاغذ از عمق گور بیرون می­آید!

در کنار این موقعیت­ سازی­های خلاقانه، شخصیت­ها نیز از مهم­ترین امتیازهای اثر هستند. ترکیب زوج دوست­ داشتنی اصلی داستان با خانواده­ای مرکب از زنی پرافاده، مردی سودجو و دختری افسرده و مواجهه همگی اینان با روح شریری که نام فیلم از اسم او اقتباس شده است، شبکه شخصیتی پرتنوعی را ایجاد کرده است که پتانسیل بالای داستان و روابطی که موتور روایت را به شکلی پرقدرت پیش می­برند از آن تغذیه می­کنند.

مطلب بالا در ماهنامه 24 درج شده است.

   + مهرزاد دانش - ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/٧/٦