مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

نقض غرض (درباره فیلم خانه امن)

خانه امن یک تریلر سیاسی است که ماجراهای یک جاسوسی کثیف را قرار است روایت کند: اطلاعات چند مامور عالیرتبه فاسد در سیا و سایر سازمان های جاسوسی مهم غرب در یک فایل توسط یک مامور سابق سیا (توبین فراست با بازی دنزل واشنگتن) به قصد معامله در حال جا به جایی است و ماموران دولت از یک طرف و مزدوران ماموران فاسد از طرف دیگر به دنبال او هستند و در این بین یک کارمند ساده (مت وستون با بازی رایان رینولدز) که مسئول خانه امن است، درگیر ماجرا می شود. فیلم تا نیم ساعت اول، موفق است و روایت انتقال فارست به خانه امن و حمله به آن جا و تعقیب و گریزهای اکشن با اتومبیل در بزرگراه طبق الگوهای متعارف یک اکشن سیاسی به خوبی شکل می گیرد. اما مشکل اساسی آن جا خود را نشان می دهد که فیلم می خواهد مناسبات انسانی را وارد فضاهای موقعیتی خود کند. نوع ارتباط بین فارست و وستون هر چه که زمان فیلم بیش تر سپری می شود، وخامت بیش تری می یابد و معلوم نیست که چرا فارست تا آن حد باید به وستون علاقه مند شود که به رغم توانایی در فرار از دست همه کسانی که به دنبال او هستند، در پی کشتن آدم هایی باشد که وستون را گیر انداخته اند و تا آن جا پیش برود که خودش را قربانی وستون کند. در داستان فیلم اگرچه پیش زمینه هایی مانند نوع ارتباط وستون با نامزدش و آگاهی فراست از آن و تداعی بخشی گذشته خودش با موقعیت کنونی وستون ترسیم می شود، اما بستر یادشده سطحی تر از آن است که کار را به ایثارگری و از جان گذشتگی یک مامور خائن بکشاند.

فیلم از زمانی که وستون و فراست وارد استادیوم فوتبال می شوند و فراست موفق به فرار می شود، افت می کند؛ چرا که جدا از مناسبات انسانی، در موقعیت سازی ها و ساختارهای سببیتی درام هم لکنت پیش می آید. به عنوان مثال، این که چگونه وستون حدس می زند فراست کجا پنهان شده است، تنها از طریق یادآوری بک تابلوی کنار خیابان انجام می گیرد که به هر حال در فضای یک داستان جاسوسی، بیش تر به لطیفه شباهت دارد تا حل معمایی دراماتیک. در همین موازات، پایان بندی داستان هم به شکلی سرهم بندی شده صورت می پذیرد و جدا از آن که طبق کلیشه هایی مستعمل، وستون بدون هیچ تهدید و آسیبی، فهرست سیاه ماموران فاسد را در اختیار رسانه ها قرار می دهد و کار را به دستگیری اعضای عالیرتبه این شبکه می کشاند، یک دفعه نامزد از دست رفته اش هم پیدایش می شود و داستانی که قرار بود از تلخی دنیای تبهکارانه سیاست و جاسوسی بگوید، با یک پایان خوش باسمه ای، نقض غرضی آشکار را رقم می زند.

مطلب بالا در شماره اخیر ماهنامه 24 درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٦/٢٥