مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

هفتاد خوان رستم

اگر اخبار مربوط به پروژه لاله را تعقیب کرده باشید، لابد می دانید طبق آخرین شنیده ها تا این زمان، قرار است مجلس شورای اسلامی فیلم نامه آن را بخواند و نظر دهد. گمان کنم نه تنها در سینمای ایران که در کل تاریخ سینمای دنیا هم این اولین بار باشد که نهاد پارلمان و قوه مقننه مملکتی بخواهد درباره ساخت فیلمی تعیین تکلیف کند و با مطالعه فیلمنامه اش جواز ساخت فیلمی را صادر کند. از آن جا که فبلا در جایی دیگر مطلبی در مورد این پروژه نوشته ام، نیازی به تکرار نیست که ماجرای خود این پروژه با توجه به اصرار نامتعارفی که از جانب برخی متولیان سینمایی روی موضوع و کارگردان و بودجه اش می رود تا چه حد عجیب و غریب جلوه می کند؛ اما از آن عجیب تر همین ورود مجلس به ماجرا است. این ئکته که لاله ساخته بشود یا نه و یا این که اصلا چه کسی آن را بسازد، چندان اهمیت ندارد و فقط مدتی با یک سوژه گروتسک صفا می کنیم؛ اما این که قرار باشد جدا از اداره کل نظارت و ارزشیابی معاوت سینمایی (اسم معادلش در سازمان سینمایی کنونی چیست؟)، نوبت نهادهای دیگر برای بررسی فیلم نامه و غیره برسد و هفت خوان رستم بشود هفتاد خوان، جای نگرانی است. ماجرای حوزه هنری و ساز مخالف و نظرات جداگانه اش درباره فیلم ها کم بود؛ حالا نوبت مجلس رسیده است و لابد فردا و پس فردا دادگاه ها و نهادهای انتظامی و نظامی و بنیادها و دانشگاه ها و  موسسات خیریه و...هم ردیف می شوند تا  درباره فیلمنامه ها و فیلم ها نظرهای نهایی صادر کنند. مدیران امروز سینمایی تا کمتر از یک سال دیگر خواهند رفت، اما اگر قرار باشد در واکنش به سوء سیاست ایشان، راهبردهایی به مراتب اشتباه تر تدارک دیده شود دیگر نمی توان جلویش را گرفت.

آیا سینما در ممکلت آن قدر مهم شده است که نمایندگان مجلس به جای کار و وظیفه اصلی خودشان یعنی قانونگذاری، می خواهند بنشینند فیلمنامه بخوانند و جواز ساخت فیلم صادر کنند؟ اگر این بزرگان تا این حد دغدغه سینما دارند چرا هر کدام بر حسب وظایف قانونی شان نمی آیند تا مشکلات واقعی تر و مرتبط تری همچون تأثیر ماجرای هدفمندی یارانه و تحریم ها را بر قیمت تولید و هزینه و بلیت و در نتیجه کاهش مناسبات سینمایی را حل کنند؟ چرا بررسی های کاربردی درباره ساخت سالن نمایش در کل کشور را هدف قرار نمی دهند؟ چرا بحث مهمی همچون خانه سینما را به جای شعارپردازی های مد روز، دنبال نمی کنند تا به فرجام مطلوب و مشخصی برسد؟

سینمای ما کم مشکل داشت، حالا تعدد و تنوع «آقا بالا سر» هم بدان افزوده شده است و هر کس و هر گروهی که خود را ارشد و مبصر بهتری می داند – و از قضا هیچ کدام هم بینش سینمایی ندارند – خویش را متولی آن فرض کرده است. قدیم ها می گفتند آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی نمک. سینمایی که ده ها ناظر و متولی داشته باشد کارش از شوری و بی نمکی گذشته است...دیگر چیزی ازش باقی نمی ماند.

مطلب بالا در شماره اخیر ماهنامه فیلم درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٦/۱٥