مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

جهل و ترس (درباره فیلم از تاریکی نترس)

تاریکی یکی از مهم ترین المان های سینمای وحشت است؛ چرا که فرایند نامعلومی و ناآگاهی را به شکل توامان هم در مخاطب و هم در شخصیت اصلی فیلم ایجاد می کند. در تاریکی قدرت دیدن به حداقل می سد و جای آن را حدس و گمان نسبت به آن چه باید ولی نمی توان دید برمی انگیزد. این فرایند، در واقع جهل را موجب می شود که خود یکی از ابزار و منابع ترس است. در گفته بزرگان داریم که مردم دشمن نادانسته های خویشند (الناس اعداء ماجهلوا: علی (ع)/نهج البلاغه) و می توان این نکته را بدین تعبیر نیز درآورد که مردمان از نادانسته های خویش در هراسند. بنابراین این که چرا از تاریکی عموما وحشت داریم، جدا از حس روانی آن، ریشه ای حکمت آمیز نیز دارد: تاریکی جهل را موجب می شود و جهل بر ترس می افزاید.

تاریکی در پرده سینما، گستره عرضی و عمق طولی کادر را ناپیدا می کند. شخصیتی که در این فضا قرار می گیرد، درک فضایی دیدش را از دست می دهد و به جای آن متکی بر شنیده هایی می شود که گاه با وهم درمی آمیزند. کمتر فیلم وحشتی می توان در تاریخ سینما سراغ گرفت که از این فضا بهره نبرده باشند؛ چه آن ها که منابع ترس شان ساحت های متافیزیکی و ماورایی و فانتزی است (جن گیر ویلیام فریدکین یا سری فیلم های بیگانه)، چه آن ها که اسلشر هستند و دریدن بدن و پاشیدن خون را مایه وحشت می سازند (سری فیلم های اره)و چه آن ها سوژه ترس شان موقعیت ها و شخصیت های روانی است (بخش جان کارپنتر). شاید بتوان از معدود فیلم هایی که خلاف این روند حرکت کرده است، فیلم درخشان دیگران ساخته آلخاندرو آمنابار را مثال آورد که به شکلی ساختارشکنانه، روشنایی و نور را عامل ترس قرار داده است و برعکس، تاریکی و تیرگی منبع امنیت به حساب می آید.

یکی از جدیدترین فیلم های وحشت که از بحث تاریکی در عنوان اثر هم سود جسته، فیلم از تاریکی نترس ساخته تروی نیکسی است. کارگردان فیلم چندان شناخته شده نیست، اما تهیه کننده و یکی از فیلم نامه نویسانش، گیلرمو دل تورو است که با فیلم هایی همچون هزار توی پن و پسر جهنمی، جایگاه مشهوری را در ژانر وحشت به خود اختصاص داده است. از تاریکی نترس اقتباسی از یک فیلم تلویزیونی محصول 1973 است به همین نام است که در زمان خود با استقبال زیادی مواجه شده بود. ماجرای این فیلم، حکایت دختربچه ای به نام سالی است که فرزند طلاق است و ناگزیر شده که نزد پدر و نامادری اش در عمارتی قدیمی زندگی کند. در زیرزمین خانه، موجودات ریزی زندگی می کنند که فعالیت شان در تاریکی صورت می گیرد و به نور حساس هستند. سالی که افسردگی دارد، ابتدا جذب موجودات غریب می شود ولی بعدا معلوم می شود آن ها با خوردن استخوان ها و دندان های کودکان زنده اند. ابتدا کسی ادعاهای سالی را که از موجودات به شدت ترسیده، باور نمی کند، اما نامادری جوانش بعد از قرائنی، حرف هایش را می پذیرد و تا پای مرگ از او در برابر موجودات زیرزمینی مخوف حمایت می کند...

قالب و ساختار فیلم تا حد زیادی به فیلم هزار توی پن خود گیلرمو شبیه است: وجود یک بچه، بحران های خانوادگی پیش روی او، پناه بردنش به دالان های مخفی افسانه ای، و نهایتا تهدیدش توسط موجودات فانتزی ترسناک. البته در آن فیلم ابعادی سیاسی نیز وجود داشت که این جا جایش را به بحران طلاق داده است. در این جور فیلم ها که پس زمینه ای از معضلات اجتماعی یا خانوادگی یا شخصیتی وجود دارد، عامل ترس معمولا سایه ای است از آن نابه سامانی ها و مولفان اثر پیامدهای ناگوار این جور مشکلات را از کانال وحشت ترجمه می کنند. از تاریکی نترس، فیلمی است که صرفا با کلیشه های این ژانر کار کرده است و خلاقیت چندانی در آن به چشم نمی خورد و به رغم این که در بین فیلم های ترسناک سال 2011 از استقبال نسبی بیش تری بهره مند بوده، به خیل فیلم هایی می پیوندد که روالی پیش بینی پذیر را در خصوص داستان و ابعاد ترسناک آن داشته اند؛ فارغ از هر عمق و خلاقیتی.

مطلب بالا در هفته نامه آسمان درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/٢۱