مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

اعتراض نمادین، باور عرفی (درباره حمایت سینماگران ایرانی از مهاجران افغانی)

 

 

زنجیره حمایت برخی از سینماگران مانند اصغر فرهادی، مانی حقیقی، داریوش مهرجویی، و...از مهاجران افغانی ساکن ایران که در پی انتشار اخباری مبنی بر محدودسازی رسمی تردد این قشر در برخی نقاط کشور نظیر محلاتی از مازندران و اصفهان، شکل گرفت، فضایی جدید در مناسبات سینمای ایران به وجود آورده است. اگرچه این ماجرا توسط مسئولان بالادست تر تکذیب و یا صلاحیت اداری منبع اعلام شان مردود تلقی شده است، اما به هر حال این خبر، در فضای عمومی رسانه های جهان بازخورد مناسبی نداشته است. این تصمیم سینماگران که به نظر می رسد پتانسیل جذب هنرمندان بیش تری را دارا باشد، از دو زاویه قابل تأمل است:

نخست آن که در میانه پرگرد و غبار هیاهوی کنونی مناسبات سینمایی (تعطیلی خانه سینما، بحران اکران نوروزی)، بعد از مدت ها این اولین بار است که جمعی از سینماگران، اقدام به حرکتی اجتماعی/اعتراضی کرده اند. در وهله اول به نظر می رسد این تصمیم تعلق به پدیده ای گرفته است که در قیاس با بسیاری از معضلات و نارسایی ها، اهمیت و اولویت بالایی ندارد و سینماگران معترض می توانستند این همگرایی را در ارتباط با نکته های مهم تر و فراگیرتر اتخاذ کنند. اما واقعیت آن است که در سپهر کنونی اجتماعی ایران، سطح اختیارات در این زمینه بسیار محدود است و بسیاری از تصمیم های حتی عادی و معمولی و صنفی، می تواند تعبیر به کنش هایی انگ پذیر شود که تبعات مخاطره آمیزی به دنبال دارد. مرز بین «انتقاد» و «تخریب»، و «اصلاح» و «مزدوری اجانب» در بسیاری از ساحت ها چنان مخدوش است که کمتر کسی انگیزه دارد تا دستمال بر سری که درد نمی کند ببندد. اما موضوعی همچون محدودسازی برای مهاجران، مجال کمتری برای این جور مناقشات فراهم می کند. گو این که در همین حد هم، اعتراض هایی را برانگیخته است و مثلا در برخی سایت ها و جریان ها، به حرکت مزبور این ایراد گرفته شده است که چرا سینماگران علیه آمریکا و سایر نیروهای غربی که در افغانستان حضور نظامی دارند موضع نمی گیرند. البته این سوال پاسخ سرراستی دارد: این سینماگران، ایرانی هستند و در قبال تحولات و سیاستگذاری های کشور متبوع خود بهتر و موثرتر می توانند واکنش نشان دهند، همان گونه که شهروندان اروپایی و آمریکایی به اشغالگری دولت های شان در افغانستان اعتراض خود را علنی می سازند.

نکته دوم آن که موضع گیری های ضدافغانی در سرزمین ما، بیش از آن که به تصمیم یکی دو مدیر میانی برگردد، به دلایل مختلف تاریخی، رسانه ای، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی، در بطن عرف جامعه نفوذ دارد. این واقعیت، این پرسش را پیش می آورد که حرکت مزبور تا چه حد می تواند موثر باشد. قطعا ابعاد سمبلیک نمایش فیلم برای افاغنه ساکن ایران، برد خاص خود را خواهد داشت، اما تصوری که در عمق باورهای ایرانیان رسوب یافته است، با چند اقدام نمادین از بین نمی رود. این انگاره، فارغ از درست و غلط بودنش، در متن واقعیت جریان دارد و واکنشی به آن موثر خواهد بود که نه از مسیر نماد و آوازه گری، بلکه در معبر واقعیت شکل گرفته باشد.

مطلب بالا در شماره اخیر هفته نامه آسمان درج شده است.

 

   + مهرزاد دانش - ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳٩۱/٢/۱٦