مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

درباره فیلم کشتار (رومن پولانسکی)

 

بسیاری از منتقدان کشتار رومن پولانسکی را نپسندیده اند. مهم ترین وجه نظر ایشان آن است که پولانسکی، نمایشنامه یاسمینا رضا را صرفا فتوپیس کرده است و هیچ خلاقیت هنرمندانه ای در مقام سینماگر روی آن انجام نداده است و اگر جذابیتی در کشتار مشاهده می شود، نه به دلیل کارگردانی پولانسکی، بلکه به خاطر نگاه دقیق و پرظرافت نویسنده منبع اقتباس است که در متنی دیالکتیکی، روند برداشته شدن پوسته بدوی و غریزی را از شمایل متمدنانه شهروندان مدرن به شکلی تدریجی و متکی به سببیت های دراماتیک ترسیم کرده است. در قابلیت های فراوان نمایشنامه رضا، شکی نیست؛ اما این که برای سایر اجزای فیلم اعتباری قائل نباشیم، دیدگاه منصفانه ای نیست. پولانسکی قبلا در فیلم هایی همچون مرگ و دوشیزه (و اقتباس درخشانش از نمایشنامه آریل دورفمان)، انزجار و تا حدی در مستأجر و بچه رزمری، مهارت کارگردانی اش را در فضای محدود ساختمانی نشان داده است و حالا در کشتار نیز، استفاده مناسبی از جو خاص آپارتمانی با اتاق هایی محدود می کند؛ ضمن آن که تغییرات اندک ولی به جایی در روند اقتباس به خرج داده است. سکانس اول و آخر فیلم، برخلاف نمایشنامه، فضای سبز بیرون و ماجرای دعوای دو پسربچه را به عنوان مرکز ثقل مایه اثر نشان می دهد. در سکانس نخست، ابتدا لانگ شاتی از عده ای دانش آموز می بینیم که در حال مراوداتی عادی اند، اما به موازات نزدیکی محتاطانه دوربین به سمت آن ها و کاهش فاصله شان با نقطه دید مخاطب، فرایند خشونت فیزیکی نمایش داده می شود. در صحنه، دو درخت جلوه گری می کنند که انگار خشونت ماجرا را تعدیل می کنند و ریشه دار بودن شان، سطحی بودن دعوای کودکانه این جماعت را به چالش می کشند. پولانسکی در نمای آخر فیلم، باز هم همین صحنه را برمی گزیند که دو بچه با هم آشتی کرده اند و ترجمانی از حس آن دو درخت را عینیت می بخشد. بدین ترتیب پولانسکی افتتاحیه و موخره اثرش را در تعبیر و تأویلی هنرمندانه نسبت به منبع اقتباس شکل می دهد که کاملا متضاد با ادعای مخالفان این فیلم، در منفعل بودن پولانسکی در مواجهه با متن نمایشنامه است. پولانسکی حتی پایان نمایشنامه را هم سینمایی تر کرده است و با حذف مکالمه تلفنی پنه لوپه با دخترش، آخرین نما از آپارتمان را با اینسرتی از موبایل الن (که قبلا توسط همسرش نانسی در آستانه تخریب قرار گرفته بود) رقم می زند که در حال زنگ زدن است (تداعی بخش ادامه مشاجره) و ناگهان صحنه کات می خورد به همستری که وسط پارک رها است (همان همستر دختر مایکل و پنه لوپه که مایکل از خانه بیرون انداخته بودش) و بعد همان آشتی دو پسربچه...این نکته ها اصلا در متن رضا وجود ندارد.

جدا از این آغاز و فرجام هوشمندانه، فیلم نکته های پرتأمل دیگری هم دارد. اول آن که دوربین به تناسب فضا، بین چند خرده مکان در آپارتمان، در حال گردش است: اتاق کامپیوتر، اتاق پذیرایی، آشپزخانه، حمام، راهروی بیرون واحد و حتی آسانسور. این تنوع فضایی، تا حد زیادی رکود اقتباس نمایشنامه ای را از بین برده است و در عین حال تمهید بصری مناسبی برای برگردان جو ملتهب و پرتنش جاری در بین چهار آدم اصلی داستان است که حتی آینه های واقع در اتاق پذیرایی و حمام هم بر انعکاس زوایای التهابی افزوده است. این نکته در نمایشنامه طبیعی است که وجود نداشته باشد. در واقع دوربین، یکی از اجزای اصلی فیلم کشتار است که کارکردی فراتر از ثبت تصاویر و موقعیت های داستان دارد و در تعقیب سوژه ها و رفت و آمدشان، عمق مفهوم و حس شخصیتی و موقعیتی اثر را هم واکاوی می کند.( مثلا بازخواست مایکل توسط نانسی به خاطر بیرون انداختن همستر، درست وسط در ورودی منزل صورت می گیرد که هم اشاره به وضعیت خارج از منزل موش دارد و هم لایه بیرون و درون شخصیت ها را که در این جا در حال مرزشکنی است، با استفاده از مرزِ در، به خوبی جلوه می دهد). نکته دوم، حاشیه های ظریفی است که در فیلم نسبت به نمایشنامه افزوده شده اند. مثلا در جایی که نانسی می خواهد از کتاب روی میز پنه لوپه تعریف کند، آن را نمودی موزون از هنر و خلاقیت معرفی می کند و پنه لوپه نیز فوری صفحه مورد نظر نانسی را از طرف دیگر کتاب باز می کند تا به او بفهماند قضاوتش ناقص بوده و این صفحه، وسعت بزرگ تری دارد: یک جور دعوای پنهان که مقدمه تنش های آشکار بعدی است. نکته دیگر انتخاب مناسب بازیگران است. جدا از بازی بسیار خوبی که هر چهار بازیگر فیلم دارند، نوع شمایل و فیزیک شان هم همخوانی فراوانی با شناسه های شخصیتی آدم های داستان دارد: مثلا پنه لوپه و الن هر دو آدم هایی مقاوم و انعطاف ناپذیر در برابر یک سری تهاجم ها هستند (الن همان اول با عبارت «مسلح» درباره بچه اش مخالفت می ورزد و پنه لوپه هم اصرار دارد بچه او باید تنبیه شود) و انتخاب  کریستف والتز و جودی فاستر با چهره هایی کشیده، این اشتراک وجه را بیش تر عیان می سازد؛ در حالی که مایکل و نانسی، مسالمت جو هستند و چهره گرد جان سی. ریلی و کیت وینسلت هم این خصیصه را بارزتر می کند.

کشتار فیلم جمع و جور هنرمندانه ای است که پتانسیل ها و امتیازهای متعدد نمایشنامه رضا  را در فراگرد سینمایی مناسبی به کار گرفته است و ایده استمرار خشونت و توحش در پشت نقاب مدنیت را در شکلی موجز و طناز تبیین می کند.

مطلب بالا در شماره اخیر ماهنامه فیلم درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/۱٥