مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

ایستایی/پویایی (درباره فیلم النا)

فیلم با نمایی ثابت از شاخه های درختان پشت پنجره خانه داستان که زمانی نزدیک به 80 ثانیه را به خود اختصاص داده است شروع می شود؛ نمایی که در پایان داستان دوباره جلوه می یابد. این نما، شاید جوهره بصری درام فیلم باشد: طبیعتی زنده اما خشن. تقابل حرکت شاخه های درخت با سکون جاری در شمایل منزل، حسی از زندگی را تداعی می کند که با حضور پرنده های روی شاخه هم تقویت می یابد، اما خشکیدگی و زمختی شاخه ها، نوعی خشونت وحشیانه را بر فضا مستولی می سازد. فیلم النا با همین درونمایه دوگانه پیش می رود: داستان زنی که در کمال اطاعت و انقیاد و حتی علاقه با همسرش زندگی می کند، اما در لحظه ای غریزی، با خونسردی شوهر را می کشد تا اموالی را که مایل بود به پسر بدهد و شوهر مانع می شد در اختیار خود قرار دهد. از این حیث، فیلم زندگی آدم های داستان را در مرزی بین تمدن عقلانی و غریزه حیوانی ترسیم می کند که در صورت نزاع بین این دو ساحت، غلبه با خوی توحش و بدویت است.

فیلم آکنده از نشانه های ظریفی است که در گوشه و کنار داستان و تصاویر، موقعیت های به ظاهر ساکن و راکد را پویایی می بخشند. ریتم کند روایت، حاکی از نوعی روزمرگی است که ابعاد تکراری زندگی را متجلی می سازد؛ دایره ای شامل خواب و بیداری و خورد. اما قرائن پیرامونی، گوشه های پنهان تری را هویدا می سازند. به عنوان نمونه، شخصیت النا در سطحی که شامل مراقبت و آشپزی و پرستاری و حتی نیایش برای سلامت شوهرش است، به عنوان زنی منقاد و وفادار معرفی می شود، اما نشانه هایی همچون شوخی در بیمارستان ( به مرد می گوید شیر دستگاه اکسیژنش را قطع خواهد کرد) یا سرخوشی و نشاطی که در کنار پسر و نوه اش دارد (برخلاف افسردگی اش در منزل شوهر)، جنایت او را در قتل شوهر زمینه چینی می کند.

النا اگرچه به قوت دو فیلم قبلی سازنده اش نیست، اما در جایگاه خود اثری است موقر که تعلیقی دراماتیک را در بستری راکد به ظرافت شکل می دهد و به شکلی پارادوکسیکال، ایستایی و پویایی را در هم می آمیزد.

مطلب بالا در شماره اخیر ماهنامه 24 درج شده است.

   + مهرزاد دانش - ٤:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٦