مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

گفتمان مرکز و پیرامون (درباره فیلم خیزش سیاره میمون ها ساخته روپرت وایات)

داستان معروف سیاره میمون ها ( نوشته پی یر بول) که تا به حال دستمایه آثار تلویزیونی و سینمایی مختلفی از جمله دو کار پرسروصدا از تیم برتون و فرانکلین جی شافنر قرار گرفته است، ماجرای فضانوردی بود که از سیاره ای غریب با حکمرانی میمون ها می گریزد، اما در بازگشت به کره زمین، در می یابد که در مدت غیاب او، میمون های زمین نیز این سیاره را به تسخیر خود درآورده اند و اسیر دست شان می شود.شاید فیلم خیزش سیاره میمون ها، شرح چگونگی بروز جرقه های اولیه برای تصاحب زمین به دست میمون ها باشد. اتفاقا در قسمتی از فیلم هم که که سزار ( شخصیت اصلی میمونی داستان) کپسول های حاوی گاز شیمیایی را از یخچال ویل ربوده و بین همنوعانش در قفس میمون ها پخش کرده است، تلویزیون دارد اخبار مربوط به اعزام سفینه فضایی به مریخ را تعریف می کند تا احتمالا یک جور تداعی پنهان ذهنی با عقبه این داستان شکل بگیرد.

اما فارغ از این سطوح ارتباطی، فیلم، داستانِ تمثیلیِ جذابی از مفهوم فراگرد استعمار و قیام علیه آن است که تقارن زمانی تولید و اکرانش با برخی اعتراضات فراگیر علیه نظام سلطه جهانی مالی قابل توجه است. اگر در نمونه های قبلی این داستان، با فضایی عمدتا علمی تخیلی رو به رو بودیم، در این فیلم، ژانر مربوطه بیش تر بستری است برای طرح ایده بهره کشی قدرت مداران از موجودات ضعیف جهت ارتقای کیفی زندگی خودشان. در آغاز فیلم نامه، فصل اسارت میمون های جنگل به دست شکارچیان تحت استخدام مرکز علمی ترسیم شده است و در پایان همان جنگل دوباره لوکیشن فصل نهایی است، منتها در هندسه ای قرینه ای که این بار به جای اسارت، قیام را در معنای خود گنجانده است. در این داستان، دانشمندان در تلاشند تا با انجام آزمایش های پیچیده روی میمون ها، داروی رفع آلزایمر و بلکه تقویت و باروری مضاعف هوشمندی بشر را کشف کنند. اما این پروژه با نابودی جمعی از میمون های آزمایشگاهی همراه می شود و تنها بازمانده شان، که در فضایی احساسی به طور پنهانی توسط دانشمندی جوان (ویل) پرورش می یابد، همان سزار است که در اثر کسب هوش زیاد و همنشینی با آدمیان، به درک مناسبات استعماری این فراگرد نائل می آید. این دقیقا ترجمانی از همان روال استعماری قدرت های بزرگ در جوامع جهان سومی و پیرامونی است: مردم جوامع تحت استعمار بر اساس آموزش های عالیه ناگزیر، به فهمی دست می یابند که از آن علیه خود مناسبات قدرت های حاکم استفاده می کنند و شکست شان می دهند. سزار ابتدا در میان همنوعانش در قفس جایی ندارد و از سردسته آن ها کتک می خورد. اما به تدریج در می یابد که با استفاده از سیاست های تشویقی (دادن بیسکویت) و تنبیهی (ترساندن شان از گوریل خشمگین) و مخصوصا افزایش هوش (پخش کپسول شیمیایی) می تواند آن ها را به مبارزه علیه سیستم خودکامانه انسان ها برانگیزد. در عین حال فیلم نامه نویسان (ریک جافا و آماندا سیلور) با درایت سعی کرده اند قیام میمون ها را به تأسی از اغلب جنبش های بیداری علیه استعمار، همراه با نوعی مسالمت جویی و پرهیز از خشونت به تصویر بکشند (سزار تا حد امکان از کشتن آدم ها ابا دارد و تنها به قتل کسانی مبادرت می ورزد که خود به خشونت و آزار همنوعانش پرداخته بودند؛ مانند نگهبان قفس ها و دکتر جاکوبز که سرمایه گذار پروژه های علمی بوده است).

اما قابلیت اصلی فیلم نامه، جدای از این تطبیق ظریف، در بیان روان و بی لکنت داستان است. حاشیه روی و زیگزاگ های نامربوط که آفت اصلی آثار علمی تخیلی است، در فیلم نامه خیزش سیاره میمون ها کمتر بروز دارد و پیشبرد وقایع بر مبنای سلسله ای از عوامل زنجیره ای درست دراماتیک شکل می گیرد. این موضوع در قبال شخصیت پردازی ها نیز جاری است. مثلا ایده ابتلای پدر ویل به بیماری آلزایمر و نوسان های مربوط به آن، انگیزه سازی های مناسبی را در اتخاذ تصمیمات دکتر جوان شکل می دهد که هم در سیر روایی وقایع موثر است و هم در تکوین فضای احساسی و انسانی آدم های داستان تأثیر دارد. در این بین یکی از مهم ترین جنبه های فیلم نامه، بهره مناسب از الگوهای متقارن است. در بند قبل به تقارن فضای جنگل در اول و آخر داستان اشاره شد. نمونه خوب دیگر آن را می توان در پنجره اتاق سزار دید که بعدا در فصل حبس او در قفس با نقاشی پنجره روی دیوار، معنایش تکمیل می شود و سپس با محو نقاشی بعد از بروز خشم و نومیدی در سزار، المان محکمی را جهت تبیین حال و هوای سزار  ارائه می دهد. از این دست المان های متقارن را در شلنگ فشار قوی آب، همسایه بداخلاق ویل، باغ وحش، و نامگذاری اسم سزار بر اساس یکی از نمایش نامه های شکسپیر به وسیله پیرمرد آلزایمری هم می شود جست و جو کرد. فیلم نامه البته ضعف هایی هم دارد. مثلا این که دانشمندان با وضع حمل مادر سزار غافلگیر می شوند تا حدی غیرقابل پذیرش است. این دانشمندان در حال انجام پیچیده ترین آزمایش های علمی روی حیوان هستند؛ پس چگونه تا به حال متوجه بارداری اش نشده بودند و چگونه جلسه مهم علمی شان را هم زمان با دوران زایمان او در نظر گرفته اند؟

به هر حال خیزش سیاره میمون ها، با توجه به استحکام عناصر دراماتیک فیلم نامه و بده بستان های عناصر خرده داستانی اش و نیز با عنایت به مفاهیم ضمنی انسانی اش، یکی از بهترین متن های سینمایی امسال در حوزه علمی تخیلی است؛ ژانری که البته فیلم نامه نویسان آن را در تلفیق با سینمای فاجعه، تبدیل به هشداری نمادین در قبال آینده سیستم مرکز در قبال جهان پیرامون می کند.

مطلب بالا در شماره اخیر ماهنامه فیلم نگار درج شده است.

   + مهرزاد دانش - ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٦