مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

درباره فیلم There be dragons (رولند جافی)

فیلم جدید رولند جافی، همچون آثار قبلی اش، لحنی کشدار دارد و برای طرح ایده اصلی داستان، راه طولانی و پرپیچ و خمی را طی می کند. در فیلم با سه داستان کلی مواجهیم که با الصاق هایی سست به یکدیگر پیوند زده شده اند: اول داستان کشیشی به نام خوزه ماریا است که در جریان جنگ های داخلی اسپانیا و حمله انقلابیون و آزادی خواهان به کلیسا و نمودهایش، با این که دل و مرامش همراه انقلابی ها است، از دست شان می گریزد؛ دوم داستان همبازی دوران کودکی همان کشیش به نام مانولو که در ایام جوانی و در کسوت یک جاسوس، به خدمت فاشیست ها درمی آید و عشقی ناکام به یک دختر انقلابی پیدا می کند؛ و سوم داستان پسر همان جاسوس به نام رابرت که حالا درمی یابد در واقع فرزند همان دختر انقلابی و محبوب چریکش است؛ دو شخصی که توسط مانولو به قتل رسیده بودند. جافی برای طرح ایده هایی همچون شک و ایمان و برادری و عشق و نفرت و سعادت و شقاوت و بخشش، چنان این سه داستان را که با روایتی موازی تعریف می شوند، به شعارهای گل درشت کلامی و بصری( از پرنده هایی که روی دست کشیش می نشینند تا زوم هایی که از پشت پنجره اتاق کشیش به بیرون زده می شود تا ایده پندآموز «بعد از هر سختی ای، شیرینی است» از نماد شکلات و...) می آلاید که از کشش دراماتیک کار، صرفا جلوه های سانتی مانتال و احساسات گرایانه خام باقی می ماند؛ و نه انگیزه سازی و موقعیت پردازی های منطقی و متقاعدکننده. چیزی که جافی در نهایت نمی تواند مشخص کند و از قضا مهم ترین نکته هم هست، علت این همه خوب و بد بودن دو شخصیت اصلی داستان است.عاملی که باعث می شود این دو دوست از هم جدا شوند، نهیب تحقیرکننده ای است که یک پیرمرد شکلات ساز به یکی شان می زند و دیگری را هم کلی تحویل می گیرد و همین مقطع یک دفعه مابقی تقابل ها را رقم می زند. البته بدمن داستان در نهایت توسط روح کشیش آمرزیده می شود؛ منتها به نظر می رسد این بخشش هم بیش تر ناظر به بزرگواری کشیش قصه است تا مثلا وجوه خاکستری مانولو. فیلم البته فیلمبرداری چشمگیر و طراحی صحنه خوبی دارد، اما این امتیازها بیش از آن که منطبق بر قواعد استاندارد دراماتیک باشند، ساز جداگانه خود را می نوازند و قالبی متظاهرانه و جلوه گرانه پیدا کرده اند.

مطلب بالا در سه شماره قبل ماهنامه 24 درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/۱۸